تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 1:38 | نویسنده : baratian mahdi
خـــــــــدایا

گاهی تو را بـــزرگ می بینم و گاهی کوچک

این تو نیستی که بزرگ می شوی و کوچـــک

این منم که گاهی نزدیک می شوم و گاه دور

مـــــرا بـبـخــش



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 1:22 | نویسنده : baratian mahdi
ﺍﻧﻘﻀﺎﯼ ﺧﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪ ،

 

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ . . ..

 

ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺎﻝ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﻫا



تاريخ : سه شنبه هشتم مهر 1393 | 1:16 | نویسنده : baratian mahdi
تنهايم
اما هرگز
گدایی محبت نمی کنم
بگذار کودک قلبم
در عطش ذره ای مهر جان دهد
بگذار چشمه های اشکم
تا ابد در حسرت محبتی ندیده بجوشد
بگذار نگاه منتظر به اسمانم را
تمسخر خورشید بسوزاند
من از تبار هرزه خارهای کویرم
به سراب دل نمی بندم
چشم امیدم به اسمان است
و ابر کبودی که نیست
اما....

ذره ذره
ثانیه ثانیه
تنهايم
مرا تبعید کرد
در میان جزیره ای تنهايم
زندانی تنهاترین جزیره دنیا
مادر، پدر
تنهايم گذاشت
دوستان
تنهايم گذاشت
در عمیق ترین حادثه ی قلبم
تنهايم
ذره ذره
ثانیه ثانیه
تنهايم ...

هیچ دردها و غمی که نکشیدم نماند
روز و شبی که بدون فریاد باشدم نماند
هیچ کوچه و خیابانی که گریه نکنم نماند
تنهايم دوستانم .. تنهايم تنها
از احوال سابقم خبری نیست دیگر
در اضطراب عذاب می کشم دیگر
دستانم را بگیرید که می افتم
تنهايم دوستانم .. تنهايم تنها
چه ها دیدم چه ها آمد به سرم
افتان و خیزان به این سن رسیدم
بگیرید و بلندم کنید به خاطر خدا
تنهايم دوستانم .. تنهايم تنها ...



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 20:38 | نویسنده : baratian mahdi
 

 

از همه دوستان عذرخواهم امشب بایدحرفای دلمومینوشتم ومیگفتم داشتم غمباد میزدم

 

این حرف آخرمه :

 

نباش

 

خیلی وقت است که گم شده ام

 

بین این روزها و این لحظه های مبهم

 

بین شک و تردید و غم و غصه

 

روزی صدایت آرام جانم بود

 

امروز سوهان روحم

 

نه اینکه شنیدن صدایت آرزویم نباشد...

 

نه...

 

روحم را می آزارد...

 

روزگارم را بهم می ریزد.

 

از من دور شو...

 

از من دوری کن...

 

نخواه که من و این عمق تنهایی، آشفته شویم

 

امروز دیگر شنیدن صدایت را نیاز ندارم

 

امروز نبودت را به بودنت ترجیح میدهم

 

نباش...

 



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 20:30 | نویسنده : baratian mahdi
من یاد گرفته ام،

وقتی بغض میکنم

وقتی اشک میریزم

منتظر هیچ دستی نباشم....

من یاد گرفته ام

که اگر زمین میخورم خودم برخیزم.....

من یاد گرفته ام

که همه رهگذرند همه

پاره تنم به تن دیگری رفت...

عادتم را که میدانی...چندشم می شود...

لباسی که بر تن دیگری بوده بپوشم...

دیگر نمیخواهمت....

 



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 19:19 | نویسنده : baratian mahdi

روزهای رفته از نبودنت را میشمارم

چند روز شد؟چند ماه میگذرد؟چند سال طول خواهدکشید؟

چقدر زود گذشت...

 

روزی که بودنت را نصیب زندگیم کردی...

 

روزی که بودنت را نصیب زندگیش کردی...

سال های بازی تو با زندگیم زیاد طول نکشید

ولی رنج گذراندنش برایم گران تمام شد...

انقدر گران که هنوز تاوان بودنت را پس میدهم...

روزهای قبل

روزهایی که بودی...

حتی تصور نبودنت هم آزارم میداد

ولی امروز

روزهایی که نیستی

حتی فکرت هم به ذهنم نمی آید

چه برسد به حسرت نبودنت

ولی عجب حسرتی شدی...

عجب روزهای دوری نصیبم کردی...

این روزها گاهی فکر کردن به تورا بازی ذهنم میکنم

بازی برای یادآوری روزهای عاشقی

چقدر خام بودم و کال

امروز نبودنت را باور کرده ام و حتی آرزوی بودنت را ندارم

سکوت وتنهایی برایم کافیست

احساس مالکیتش را دوست دارم

احساس دوست داشتنش را لمس میکنم

وقتی بعد از دو روز ندیدن دلتنگش میشوم و دلتنگیش را به زبان می آورد

احساس وابستگی میکنم به وجودش

کاش بتوانم کنارش بمانم...



تاريخ : دوشنبه هفتم مهر 1393 | 19:1 | نویسنده : baratian mahdi
یک بحثی با یک نفر داشتم در باره عشق . می گفت خیلی دوستت دارم . می گفت بدون تو زندگی برایم محاله . بهش گفتم تو دروغ می گی . تو منو دوست نداری . تو خودتو دوست داری . چون من خوب می شناسمت . تو خودتو از تمام دنیا بیشتر دوست داری اصلا جز خودت چیزی و کسی برای تو مهم نیست و وجود نداره . همچین آدم خودپرستی چطور می تونه عاشق کس دیگه ای باشه ؟ تو چون خودتو دوست داری منو هم واسه خودت دوست داری . اصلا برات مهم نیست که من ازت متنفرم . خداییش مهمه ؟ نه .... مهم نیست که من چی فکر می کنم  چی حس می کنم . مهم نیست که من تاب تحمل تو رو ندارم ... چرا اینا برای تو مهم نیست ؟ چرا فکر می کنی باید باید باید حتما منو داشته باشی چون عاشقمی ؟ نه نیستی . تو عاشق خودتی . خودتو دوست داری و این خود لعنتی ت بهت می گه اون باید باشه تا زندگیت روی روالی که می خواهی بیفته . تا بتونی به همون کیف و لذت هایی که عمری باهاش سر کردی برسی . تو راست می گی نبود من مثل یه حفره خالی می مونه تو زندگیت که با هیچ چیزی پر نمی شه . تو هم همه تلاشتو می کنی این حفره رو پر کنی . تو خیال می کنی عاشقی . این عشق نیست . نمی دونم چیه ولی قطعا عشق نیست .

اون گفت ، خب همه خواستن ها همینطوریه . همه هر چی می خوان برای خودشون می خوان . مگر کسای دیگه چه جوری عاشقن ؟ چه جوری دوست دارن عشقشونو ؟ همه با یک کمی تغییر همین مدلی هستن دیگه .

 

من حرفایی رو که باید بهش می زدم گفتم . ولی خب اون نظر خودشو داشت و داره . همه چیز با خواست خودش و از دریچه خودش معنا پیدا می کنه .

این موضوع مدتی منو به فکر انداخت و مثل هر چیز دیگه ای که وقتی به ذهنم هجوم می آره دیگه ول کنم نیست تا بیچاره م نکنه دست بر نمی داره این موضوع هم دائم توی مغزم چرخید و چرخید . فکر کردم اصلا ذات عشق همین نیست ؟ اینکه ما با تمام وجود کسی رو یا چیزی رو می خواهیم و طلب می کنیم . یعنی چی ؟ می خواهیم مال ما باشه ... کنارمون باشه ... وجودشو حس کنیم ... لمسش کنیم ... باهاش ارتباط برقرار کنیم و خلاصه باهاش زندگی کنیم . اینارو برای وجود خودمون می خواهیم . آیا غیر از اینه ؟ می شه آدم چیزی و یا کسی رو بخواد و با خودش حساب کنه ، من تو رو بی نهایت دوست دارم ... تو رو حتی از خودم بیشتر دوست دارم . هر چی تو دوست داشته باشی برام در اولویته ... خواسته تو  سلیقه تو . تو هر جا باشی اونقدر دوستت دارم که دلم می خواهد راضی راحت و خوشبخت باشی حتی اگر کنار من نباشی فقط اجازه بده با تمام وجود دوستت داشته باشم .



تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 20:13 | نویسنده : baratian mahdi

 

متن طنز زیبا هم برای دخملا هم پسرا در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 20:4 | نویسنده : baratian mahdi



تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 20:2 | نویسنده : baratian mahdi
از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،
اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم
حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دلهای دیگر نیست که دلی را بشکند!
تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!
وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من زندگی میدهد چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ، چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ، عشقت در قلبم بی انتهاست !
همین که تو در قلبمی بی نیازم از همه کس ، تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را ، همین و بس!
دلم بسته به دلت ، هیچ راهی ندارد حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !
دیگر تمام شد ، تو در من حک شده ای، ای جان من ،تو همه چیز من شده ای!
از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ، از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ، تا خواستم خودم را پیدا کنم اسیر شدم ، تا خواستم فرار کنم ، عاشقت شدم!
از نگاهت خواندم  تو همانی که من میخواهم ، آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ، که آخر سر تو شدی مال من ، شدی یار و عشق بی پایان من!
از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …
نگاهم کردی و خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ، و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!
چه انتخاب زیبایی بود ، از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ، و اینک پیدا کرده ام تو را ، تویی که دیگر مثل و مانندی نداری، در قلبت جز من ، جایی برای کسی نداری!



تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 19:55 | نویسنده : baratian mahdi

عشق و دوست داشتن

دوست داشتن، عشق و اردات و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است. 
دو انسانی که جز آن خمیره‌ی صمیمی و ناب و منزهی که منِ انسانی خالص هر کسی را می‌سازد، 
هیچ مصلحتی و ضرورتی آنان را به یکدیگر نمی‌پیوندد. 
پیوندی که نه طبیعت، نه خلقت، بلکه تنهایی میان دو تنهای خویشاوند، بسته است. 

دوست داشتن از عشق برتر است. 
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی؛ 
اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت، روشن و زلال. 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سرزند بی‌ارزش است 
و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد. 

عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد؛ 
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه‌ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست. 

عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار رابطه دارد؛ 
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی‌های روح که زیبایی‌های محسوس را به گونه‌ای دیگر می‌بیند. 

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. 
عشق بینایی را می‌گیرد و دوست داشتن می‌دهد. 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی‌انتها و مطلق. 
عشق همواره با شک‌آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. 

از عشق هرچه بیشتر می‌نوشیم، سیراب تر می‌شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر. 
عشق هرچه دیرتر می‌پاید  کهنه تر می‌شود و دوست داشتن نوتر.



تاريخ : شنبه پنجم مهر 1393 | 19:51 | نویسنده : baratian mahdi

عشق من ، قلبت را فشرده ام در آغوشم

میرویم تا اوج احساس عشق ، تا برسیم به جایی که

نبینیم هیچ غمی را در سرنوشت

تا برسیم به جایی که من باشم و تمام وجودت ، بیخیال

همه چیز، باز کن برایم آغوشت.



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 18:56 | نویسنده : baratian mahdi

برای درمان همجنس‌گرایی چه باید کرد؟

همجنس‌گرایی

پسری ۲۰ ساله هستم، از بچگی شاهد دعواهای پدر و مادرم بودم و این باعث شد گوشه گیر و تنها باشم و بعد از سن بلوغ با خودم عهد کردم که ازدواج نکنم. با خودم کاری کردم که از جنس مخالف متنفر بشم. و بالعکس خودم را به سوی همجنسگرایی سوق دادم، و بعد از چند سال دیگر کاملا باور کردم که من همجنسگرا هستم. وقتی پسرهای خوشگل و هم جنس خودم رو میبینم تپش قلبم تند تر میشه عرق میکنم و بارها عاشق همجنس خودم شدم بدون اینکه به کسی چیزی بگیوم. حال بعد از چند سال توبه کردم و نماز میخوانم ولی باز مثل قبلا همان حس همجنسگرایی را دارم. شما را بخدا کمکم کنید خیلی دارم اذیت میشم.


با سلام و عرض تحیت
در رابطه با سوال مطرح شده توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنم:

۱_ هموسکشوالیتی یا همجنس گرایی که در زمره انحرافات جنسی است به این معنا است که فردی دچار گرایش عاطفی، روانی و بویژه جنسی به جنس موافق خود باشد در حالی که فاقد چنین تمایلی به جنس مخالف است. بنابراین به صرف علاقه به جنس موافق در حالی که به جنس مخالف نیز گرایش وجود داشته باشد همجنس گرایی گفته نمی شود.

۲_ همجنس گرایی ممکن است ژنتیک و یا اکتسابی ( متاثر از محیط و تربیت) باشد. که درمان و برطرف کردن نوع دوم یعنی اکتسابی ساده تر است.

۳_ همجنس گرایی اگر تمایلی غیر ارادی باشد و منجر به رفتار و ارتباط نامشروع نگردد، از لحاظ شرعی فاقد اشکال است

۴_ اگر فردی همجنس گرا باشد نیازمند است تحت مراقبت درمانی یک سکس تراپیست متعهد قرار بگیرد، در عین حال تا فراهم شدن زمینه مراجعه، لازم است:


- از تخیل و خیال پردازی در ارتباط با افراد همجنس خودداری شود و ذهن به سایر امور منصرف شود.
- مدیریت حضور و تماس چشمی با افراد همجنس و حذف ارتباطهای تحریک آمیز
- خودداری از یاس و نامیدی و پرهیز از تلقین منفی از قبیل ناتوان یا ضعیف دانستن خود در برطرف کردن این خصیصه
- تکرار تصویر ذهنی و تخیل نقشهایی از قبیل پدر بودن، همسر موفق بودن و نیز بال و پر دادن به این نقش تا جایی که از داشتن چنین نقشهایی لذت ببرد
-اجتناب از حضور در موقعیت ها و مکانهایی که تمایل به همجنس گرایی را تحریک یا تشدید می کند
-افزایش سطح برنامه های متنوع ورزشی، هنری، مهارتی و...
- تقویت ارتباط با خدای متعال با انجام واجبات و ترک محرمات و استعانت و یاری جستن از حضرتش



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 18:54 | نویسنده : baratian mahdi

آیا جذب پسران، بخاطر مهره مار است؟

 

روابط دختر پسر

دختری هستم ۱۷ ساله تاکنون با هیچ پسری دوست نبودم، چون میدانم سرانجامی ندارد ولی متاسفانه یکی از اقوام که باهم خوبیم و هم سن من است تجربه زیادی داشته است؛ از همکلاسی‌های کلاس زبانش گرفته تا دوست پسرهای قبلی دوستاش. این آخری هم ...گفته مهره مار دارد ولی ویژگی برجسته ای نسبت به سایر دخترها ندارد فقط اعتماد به نفسش بالاست. خلاصه اصلا سابقه خوبی ندارد. خیلی جالبه هرکسی را که میخواهد جذب میکند بارها به خودم گفتم یعنی به وقتش منم کسی را  که بخواهم میتونم جذب کنم یا نه؟ ولی حسی به من میگوید آینده‌ام بهتر از او میشود.  ....  تا حالا چندبارهم نصیحتش کردم ولی اثرش لحظه ای بوده ... . ممنون میشم راهنماییم کنید.

 

 

 


با سلام و تحیت خدمت شما

 

از علی علیه السلام نقل است که فرمودند:
برای فرد مسلمان شایسته است که از دوستی با سه دسته افراد بی حیا، نابخرد و دروغگو اجتناب ورزد؛ زیرا فرد بی حیا کار [زشت] خودش را برای تو آراسته و زیبا جلوه می دهد و دوست دارد تو نیز مثل او باشی وتو را بر امر دینی و آخرتت یاری نمی کند. همنشینی با وی جفا و سنگدلی است و رفت و آمد او با تو مایه ننگ است.[۱]
اما احمق و نابخرد، تو را به خیر و خوبی راهنمایی نمی کند و امیدی نیست که بدی را از تو دور سازد، گر چه تمام تلاش خود را انجام دهد. چه بسا که می خواهد به تو سودی برساند، ولی در واقع به تو ضرر رسانده است. پس مرده این فرد بهتر از زنده اوست؛ سکوت او بهتر از سخن گفتنش است و دوری از چنین شخصی بهتر از نزدیکی با وی است.
اما دروغگو، هیچ لذتی در همراهی با او برای تو نیست؛ زیرا [به دروغ] سخن تو را [برای دیگران] نقل می کند و سخن [دیگران را نیز به دروغ] نزد تو نقل می نماید.

مار بد جانی ستاند از سلیم ... یار بد آرد سوی نار جحیم
مار بد زخم ار زند بر جان زند ... یار بد بر جان و بر ایمان زند

 

در ادامه ضمن تحسین تدین، ذکاوت و دوراندیشی شما، توجه تان را به مطالب زیر جلب می کنم؛

 

جذب پسران متعدد توسط دوست شما به علت مهره مار داشتن وی نیست! بلکه به این علت است که ایشان ارزشی را که باید برای خود قائل باشند نیستند و خود را فرد ارزان قیمتی می دانند. روشن است که چیزی که ارزان باشد مشتری آن هم زیاد خواهد بود!! ضمن اینکه تمایل این افراد به دوست شما، بخاطر علاقه و لایق دانستن ایشان برای ازدواج نیست بلکه به علت خوش بودن در کنار هم است. طبعا چنین دختری با این تعدد روابط، در آینده گرفتار آسیب اخلاقی، روانی و خانوادگی خواهد شد.
آسیب اخلاقی به این خاطر که چنین روابطی پیش رونده هستند و روز به روز قبح ارتباط شکسته می شود
آسیب روانی به دلیل اینکه ایشان خام وعده هایی خواهد شد که تضمینی برای تحقق آنها نیست و ایشان سرمایه عاطفی خود را از دست رفته می دانند
آسیب خانوادگی از اینروست که چنین فردی ممکن است بعد از ازدواج نیز به رفتارهای غلط خود ادامه دهد و...

 

اضافه کنید این موارد را؛
_ چه بسا ایشان با فرد مورد علاقه خود ازدواج نکنند و عدم رضایت از زندگی سبب لغزشهای بیشتر وی شود
_ کاهش فرصت ازدواج موفق، حتی پسرهایی که تجربه رابطه با جنس مخالف را دارند، برای ازدواج دنبال دختری هستند که نجابت لازم را داشته باشد و نه دختری که روابط متعدد داشته است.
بنابراین چنین وضعیتی بیانگر ضعف ایشان است و نه نقطه قوت و از اینرو شایسته است ارتباط خود را با وی قطع کنید و یا کاهش دهید تا خدای ناخواسته تدریجا تحت تاثیر رفتارهای سوء ایشان قرار نگیرید.

به یاد داشته باشیم؛
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد.



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 18:50 | نویسنده : baratian mahdi

عشق های بی هدف را چگونه فراموش کنیم؟

 

عشق

سوال؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا را شكر در خانواده‌اي بزرگ شدم كه نه مشكل مالی داریم و نه مشكل ظاهري و یا مشكل افت شخصیت خانوادگی دارم. و دلیل رابطه‌ام هیچ كدام از اینها نیست. من پسري را دوست داشتم، به خاطر همین با وي رابطه دارم. و بخاطر عدم اجازه والدين قصد ازدواج هم نداريم. سوالم این است كه، چه كنم این رابطه زودتر تمام شود كه نه به من آسیب برساند و نه به ايشان؟

جواب

اینکه شما از مشکلات و کمبودهای زمینه ساز ارتباطهای بی هدف رنج نمی برید بسیار خوشحالیم و به این موضوع افتخار می کنیم اما به هر حال کسی که قصد ابراز علاقه، عشق و دوست داشتن نسبت به فردی دارد، قبل از سرمایه گذاری عاطفی و احساسی، موقعیت را به طور دقیق ارزیابی می کند و از راه مناسب و منطقی وارد می شود مثلا اگر شما دچار بیماری قند باشید از طرفی عاشق شیرنی باشید و دکتر شما را از خوردن منع کرده باشد، می گویید چون من علاقه دارم و عاشق شیرینی هستم باید آنرا بخورم؟ پس صرف عشق و علاقه که بسیاری از روان شناسان عشق را نوع جنون و مریضی می دانند نمی تواند رابطه پر ریسک شما را توجیه کند و باید عشق و علاقه توسط منطق و عقل هم تأیید شود تا باعث نابودی نشود. اما در زیر راهکارهای فراموش کردن عشق های بی هدف و پاتولوژیک مطرح شده است امید است با پشتکار هر چه تمام این تکنیک ها را عملیاتی کنید:

۱- سعی کنید در بیرون هیچ آثاری از ایشان را جلوی دید خود نداشته باشید مانند عکس شماره تلفن و یادگاری های و... و آنها را محو کنید.
۲- افرادی که در وضعیت شما قرار دارند به هیچ وجه نقاط منفی و بدی ها و آسیب هایی که از طرف مقابل متحمل شدن را نمی بینند و به همین دلیل علاقه و وابستگی آنها ثابت می ماند . شما با تهیه لیستی از نقاط منفی ایشان  و مشکلاتی که الان و بعد از ازدواج با ایشان برای شما ایجاد خواهد کرد را بنویسید و هر روز مرور کنید تا نگرشتان نسبت به ایشان منطقی تر شده و احساس ناراحتی و یا به عبارتی تنفر از ایشان ایجاد شود
۳- درباره امتیازات این جدایی و خوبی های جدا شدن از ایشان نیز با خود فکر کنید و سعی کنید با خوشحالی از اینکه با ایشان ازدواج نکرده اید مطالبی را یاد داشت کنید.
۴ - در حال حاضر به هیچ وجه اقدام به ازدواج نکنید زیرا ممکن است انگیزه انتقام جویی و یا با هدف بهتر شدن وضعیت روحیتان و نه با هدف عشق و علاقه منطقی  این ازدواج صورت بگیرد پس سعی کنید حداقل دوماه با انجام این تکنیک ها افکار و تصاویر مربوط به ایشان را از ذهنتان پاک کنید به حدی که اصلا تصویر ذهنی ایشان را به خاطر نیاورید و بعد هم حتما با یک مشاوره برای کمک به یک ازدواج عاقلانه کمک بگیرید.
۵- سعی کنید بدون خود سرزنشی و مقایسه نقاط مثبت و خوبی های خودتان را فراموش نکنید و با نوشتن و مرور و نادیده و بی ارزش نکردن آنها به آینده خوشبین و امیدوار باشید.
۶- انجام کارهایی مانند ورزش های دست جمعی ، تعاملات اجتماعی ، سرگرمی و تفریح و پرهیز از تنهایی بسیار مفید هستند و شما حتما گزارش از حال قبل و بعد از این تکنیک را باید با دقت ارسال فرمایید.
۷- ساعات و لحضاتی که شما ارتباط داشته اید بسیار وسوسه برانگیز خواهند بود مانند معتادی که ترک کرده مکان و زمان های مصرف در روزهای اولیه وسوسه انگیز بوده و ممکن است رفتاری مانند عصبانی شدن و تحریک پذیری و یا رفتن به طرف مصرف زیاد باشد بنابراین شما نیز باید با تغییر موقعیت فیزیکی و سر گرم شدن به یک کاری که عمدا در این ساعات در نظر خواهید گرفت و با آرام سازی ذهنی سعی می کنید با این وسوسه ها مبارزه کنید.
۸- هنگام هجوم  افکار و تصاویر ایشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده و یا توجه و تمرکزتان را به چیزی جلب می کنید مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با یک فردی می شوید، باعجله از آن مکان را ترک می کنید، با روشن کردن تلویزیون سعی در تمرکز دیداری و شنیداری نسبت به نوع برنامه و حتی نوع لباس های مجریان و بازیگران و اسامی آنها می شوید.
۹- با افکار منفی و مأیوس کننده مبارزه کنید و پیش بینی منفی نسبت به آینده نداشته باشید.
۱۰ - شاید هفته اول به دلیل درگیر شدن با افکار اتوماتیک دچار نوعی استرس شوید ولی به مرور زمان افکاری که عادت داشتند همیشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهنتان شوند و حالتان را بگیرند با تکنیک های شما از اتوماتیک خارج شده و افکار جدید جایگزین می شود و در هفته های دوم و سوم افکارتان یک دست شده و تعارضی احساس نخواهید کرد.



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 18:44 | نویسنده : baratian mahdi

     دوستت دارم بی آن که در کنارم باشی 

             دوستت دارم بی آن که دوستم داشته باشی. دوستت دارم بی آن که مرا درک کنی.

                                         دوستت دارم حتی اگر نباشی.

 

بدون این روز ها بغض دارم......

                                گریه دارم.....

                                تا دلت بخواهد آه دارم......

                                اما بازیگر خوبی هستم.....

                               فقط  لبخند میزنم.....



شیوه مقابله با افکار جنسی را برای دانش آموزان مقطع راهنمایی چگونه توضیح دهیم؟

*** پرسشگر گرامی؛ با توجه به اینکه مباحثی که مرتبط به مسائل جنسی است را نمی توان به صورت گروهی مطرح کرد و مطرح کردن این مباحث به صروت گروهی می تواند آسیب های تربیتی به دنبال داشته باشد، برای آموزش دانش آموزان در این زمینه لازم است ابتدا اطلاعات لازم به والدین منتقل شود و از آنان خواسته شود تا با فرزند خود در فضایی صمیمی در این مورد صحبت کنند. بهتر است کارگاه آموزشی توسط یک روان شناس خبره اداره شود و به صورت عینی و عملی والدین در جریان چگونگی انتقال مسائل جنسی به فرزند خود قرار بگیرند. در زیر به بررسی بیشتر موضوع مورد نظر شما می پردازم.

*** ضرورت آموزش مسائل جنسی به نوجوانان و جوانان :
واقعیت این است که آموزش امور جنسی و دادن آگاهی های لازم در این رابطه از مسائل ضروری و مورد نیاز خانواده هاست. آموزش نوجوانان و جوانان درباره چگونگی رفتار صحیح جنسی و بیماری های ناشی از انحرافات جنسی دارای اهمیت زیادی است.
شواهد گوناگونی حاکی از آن است که مردم و به خصوص نوجوانان و جوانان در این مورد اطلاعات درستی ندارند و منابع یادگیری رفتار جنسی در بین آنان، منابع قابل اطمینانی نیست. معمولاً آن چه نوجوانان و جوانان در این باره می دانند اطلاعات خیابانی است که از افراد فاقد صلاحیت آموخته اند. نه پدر و مادرها، نه مدرسه و دانشگاه، نه رسانه های گروهی و نه مطلعین دینی، عموماً مطلب مهمی در این باره به نوجوانان و جوانان نمی آموزند. حتی جنبه های بهداشتی و چگونگی مقابله با بیماری های عفونی مقاربتی و ایدز نیز به آنها آموخته نمی شود.
آموزش های انحرافی کانال های تلویزیونی ماهواره ای و فیلم ها و مجلات مبتذل و غیر اخلاقی، خطر شیوع ایدز و بیماری های ناشی از رفتارهای نادرست جنسی را افزایش داده است. باید با آموزش صحیح به نوجوانان و جوانان، در ضمن دروس بهداشت و فیزیولوژی بدن و روان شناسی و تربیت بدنی و امور خانواده و اخلاق و تعلیمات دینی و یا از طریق برنامه های ویژه توسط تیم های متشکل از پزشک و روانشناس و متخصصین علوم تربیتی و دینی و اخلاقی، زمینه مناسبی برای مقابله با این خطر ها فراهم شود.
بدیهی است تا در مورد امور مربوط به امور جنسی آگاهی های مورد نیاز به نوجوانان و جوانان داده نشود، آمادگی لازم برای مقابله با انحرافات جنسی و مفاسد و عواقب سوء ناشی از آن و نیز بیماری های مختلف جنسی و راه های انتقال آن حاصل نخواهد شد. پدران و مادران شرعاً وظیفه دارند آداب اسلامی را در این رابطه به فرزندانشان بیاموزند و آنها را در این رابطه تقویت کنند تا شیادان و آلودگان نتواند فرزندان آنها را بفریبند و آنها را به وادی فنا و سقوط بکشانند.

*** پرسشگر گرامی؛ بهترین افراد برای در اختیار قرار دادن اطلاعات لازم در زمینه مسائل جنسی به فرزند والدین هستند. مادر وظیفه دارد این اطلاعات را در اختیار دختر خود قرار دهد و پدر هم وظیفه دار این اطلاعات را در اختیار پسرش قرار دهد. درباره اطلاعاتی که لازم است به فرزند انتقال داده شود، باید موارد زیر را مورد توجه قرار دهد :
1. از مسائل بسیار مهم این است که فرزندان ما بدانند در چه وضع و موقعیتی هستند و در رابطه با زندگی شخصی شان چگونه موضع بگیرند و به چه صورت و شیوه ای از خود و عفت و شرافت و شخصیت خود دفاع و حراست کنند. خطر روابط ممنوع و معاشرت های آلوده باید از دوران نوجوانی به دختران و پسران آموخته شود. پدران باید محرم راز پسران خود باشند و در این زمینه رابطه تنگاتنگی با فرزندان پدید آورند و گفتنی های لازم را در جهت حفظ خود از خطر و رعایت عفت و پاکدامنی به پسران بگویند. همچنین مادر چنین وظیفه ای را در برابر دختر خود دارد.
2. آموزش باید تدریجی باشد. لازم نیست همه اطلاعات را یک جا در اختیار فرد قرار دهند و باید از شرح و بسط بی‌مورد پرهیز کنند. لازم نیست تمام جزئیات به فرد انتقال داده شود، در انتقال اطلاعات جنسی باید فقط به ذکر کلیات بسنده کرد.
3. معرفی کتاب های مناسب و خرید و در اختیار قرار دادن آن می‌تواند در راستای کسب اطلاعات لازم در این زمینه راهگشا باشد. (کتاب هایی مانند : دنیای نوجوان، پدیدآورنده : محمدرضا شرفی، ناشر: منادی تربیت؛ روان شناسی جوانان و نوجوانان، سید احمد احمدی؛ نشر مشعل).
4. ارتباط والدین با فرزند همجنس خود باید به گونه‌ای باشد که اگر او در این زمینه ها با سوال یا مشکلی روبرو شد، موضوع را بدون هیچ نگرانی با والدین در میان بگذارد.
5. این اطلاعات باید در فضایی صمیمی با رعایت نکات اخلاقی و به دور از هر گونه شوخی به نوجوان و جوان آموزش داده شود تا تأثیر تربیتی خود را داشته باشد.
6. بهتر است این اطلاعات در فضایی که برای فرزند خاطره انگیز است آموزش داده شود تا در ذهن او برای همیشه حک گردد؛ به عنوان مثال جایی مانند پارک، کوه و یا هر جای دیگری که مورد علاقه فرزند است.
7. والدین باید اطلاعات مورد نیاز فرزند را بدون نگرانی و خجالت و در عین رعایت مسائل اخلاقی به فرزند انتقال دهند.
8. اینکه باید شنونده خوبی باشیم و اجازه بدهیم فرزند سوالش را کامل بپرسد. موقع جواب دادن هم نباید جواب‌های ما با شوخی و مسخرگی همراه باشد و ضمن اینکه تمام اطلاعات موجود را به فرزند منتقل نمی کنیم باید دقت کنیم که اطلاعات اشتباه نیز گفته نشود. این اطلاعات غلط باعث می‌شود بچه‌ها وقتی کمی بزرگ‌تر شدند، به پدر و مادرشان بی‌اعتماد گردند. پس پاسخ‌ها باید درست باشد و بر مبنای خرافه‌ها نباشد.
9. در خانواده‌هایی که ارتباط مناسبی بین والد و فرزند وجود ندارد شاهد هستیم این مسائل (پرسش‌های جنسی) در گروه همسال بررسی می‌شود که چه بسا به دلیل نداشتن اطلاعات درست، موجبات گمراهی را فراهم می‌کند؛ بنابراین بسیار حیاتی است که والدین با در نظر گرفتن مقطع سنی فرزند به پرسش‌های او پاسخ دهند وگرنه فرزندشان به سمت دوستان و همسالان خود گرایش یافته و در فضایی نامطلوب اطلاعات گمراه کننده‌ای دریافت خواهد کرد.



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 8:43 | نویسنده : baratian mahdi
ارتباط دختر و پسر به مدت 1 الي 2 سال بدون اطلاع خانواده ها، براي آشنايي بيشتر براي ازدواج چگونه است؟

پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج
از دو منظر روانشناسانه [Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:

1. فقدان شناخت درست و واقع بينانه: معمولا ادّعا مي‏شود اين گونه روابط و دوستي‏ها به انگيزه ازدواج شكل مي‏گيرد، ولي با كمي دقّت فهميده مي‏شود، روح حاكم بر اين گونه دوستي‏ها، عشق‏ورزي كور است نه خردورزي. پاي خرد و عقل در ميدان عاشقي لنگ است. امام علي عليه السلام مي‏فرمايند: «حبّ الشّيء يعمي و يصمّ»، دوست داشتن چيزي انسان را كور و كر مي كند.
در حالي كه تصميم‏گيري درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكيه بر عقلانيّت و خردورزي ممكن است. دوستي‏هاي قبل از گزينش همسر، راه عقل را مسدود و چشم واقع بين انسان را كور مي‏سازد و اجازه نمي‏دهد تا يك تصميم صحيح و پيراسته از اشتباه گرفته شود. اين نوع انتخاب‏ها كه در فضايي آكنده از احساسات و عواطف انجام مي‏گيرد. به دليل نبود شناخت عميق و واقع‏بينانه، زندي مشترك را تلخ و آينده را تيره و تار مي‏سازد.

2. ايجاد جو بدبيني: اين گونه دوستي ها نه تنها مشكلي را براي دختران و پسران حل نمي‏كند بلكه بر مشكلات آنان مي‏افزايد.
اين گونه دوستي‏ها و روابط اگر به ازدواج بي‏انجامد پس از مدتي از شكل‏گيري زندگي جو بدبيني و سوءظن را به دنبال خواهد داشت.
پسر به خود مي‏گويد اين دختر وقتي به راحتي با من پيوند و رابطه نامشروع برقرار نمود، پس از اعتقاد و ايمان قوي برخوردار نيست. بنابر اين از كجا معلوم پيش از ارتباط با من، با فرد ديگري طرح دوستي نريخته است. از كجا معلوم كه در آينده با اين كه همسر من است با ديگري ارتباط برقرار نكند؟
دختر نيز همين تصور را نسبت به پسر دارد.
بر اين اساس اين گونه ازدواج‏ها داراي پايه واساسي سست و متزلزل است و تجربه نشان داده كه سريع منجر به طلاق و جدايي مي‏گردد.
بر اساس يك يافته پژوهشي در آمريكا، زوج‏هايي كه پيش از ازدواج با يكديگر زندگي مي‏كنند زندگي زناشويي آنها با مشكلات عديده‏اي رو به رو است و منجر به طلاق مي‏شود. به گزارش ايسنا، دكتر «كاترين كوهان»، استاد دانشگاه ايالت پنسيلوانيا گفت: طبق آخرين تحقيقات، افرادي كه پيش از ازدواج با يكديگر رابطه داشته‏اند بعد از ازدواج در حلّ مشكلات خود عاجزند، چرا كه نسبت به يكديگر بسيار بدبين هستند. كوهان گفت: طبيعت ارتباطات آزاد اين است كه زوجين چندان انگيزه‏اي براي حل درگيري‏ها و حمايت از مهارت‏هاي خود ندارند. وي افزود: به نظر مي‏رسد ارتباطات اين افراد زودتر از افرادي كه با يكديگر دوست نبوده‏اند، سرد و منجرّ به طلاق مي‏شود. وي در پايان گفت: مي‏توانم بگويم رابطه قبل از ازدواج به هيچ وجه سبب دوام زندگي زناشويي نمي‏شود [روزنامه جمهوري اسلامي – ش 6571- 29/11/1380 – ص 5]

3. افت تحصيلي يا ركود علمي: اين گونه روابط باعث مي‏شود كه دو طرف تمام فكر و توجه و تمركز خود را صرف ديدارها و ملاقات‏هاي حضوري و تلفني خود بكنند و اين بزرگ‏ترين مانع براي رشد و ترقي علمي است؛ زيرا تحصيل دانش نيازمند تمركز نيروهاي فكري وروحي است.
دل‏مشغولي و اضطرابي كه در اثر اين گونه پيوندها پديد مي‏آيد بزرگ‏ترين سد راه تعالي علمي و تحصيلي است؛ لذا متصديان امور علمي مدارس و دانشگاه‏ها توصيه مي‏كنند. حتي ايام عقد و نامزدي جوانان در بحبوحه تحصيلات نباشد تا آنان بتوانند با تمركز بيشتر فكر، در ادامه دروس و امتحانات موفق شوند.

4. عدم اسقبال از تشكيل كانون خانواده: اين گونه روابط و دوستي‏ها معمولا به انگيزه تفنّن و سرگرمي شكل مي‏گيرد و در خلال آن از خود باوري و زودباوري دختران سوء استفاده مي شود. متاسفانه در بسياري موارد بين عشق و هوس تمييز داده نمي‏شود. عشق حقيقي و پاك با هوس‏هاي آلوده و زودگذر، تفاوت جوهري دارد. برخي از اين روابط كه مبتني بر هوسراني و سرگرمي است، پس از مدتي رو به سردي و افول مي‏نهد. جاذبه و دل ربايي‏ها مربوط به روزها و ماه‏هاي اول دوستي است. ولي ديري نمي‏پايد كه اين روابط عادي شده و به جدايي مي كشد. حس تنوع طلبي انسان از يك طرف و فقدان عامل بازدارنده از طرف ديگر باعث مي‏شود برخي سراغ ازدواج و تشكيل خانواده نروند جامعه‏اي كه از تشكيل كانون خانواده استقبال نكند هيچ‏گونه ضمانتي براي رشد و شكوفايي فضايل انساني در آن وجود ندارد. عمده خوبي‏ها و كمالات والاي انساني در پرتو تشكيل خانواده‏اي سالم، به فعليت مي‏رسد.

5. اضطراب، تشويش و احساس نگراني:در دوستي‏هاي موجود بين دختران و پسران، از آنجا که مقاومتي بسيار قوي از طرف پدر يا مادر يا جامعه براي ممانعت از برقراري اين دوستي‏ها وجود دارد، اين گونه دوستي‏ها با مخاطرات رواني گوناگوني از جمله اضطراب و تشويش همراه است.
وجود افکار ديگري چون احساس گناه، نگراني از تهديداتي که توسط پسر براي فاش کردن روابطش با دختر صورت مي‏گيرد، يک تعارض دروني و اضطراب مستمر را به دنبال خود دارد.
بنابر اين وجود چنين دلهره‏ها و اضطراب‏هايي که گاهي لطمه‏هاي جبران ناپذيري بر جسم و روان انسان دارد، از جمله آسيب‏هاي اين گونه روابط است.

6. محروميت از ازدواج پاك: هر انساني در سرشت و نهاد خويش به دنبال پاكي‏ها و نجابت است. دختراني كه در پي اين روابط آلوده هستند در حقيقت پشت پا به سرنوشت خود زده‏اند و اين امر باعث مي‏شود كه آن‏ها به جرم آلودگي به اين روابط شرايط ازدواج پاك را از دست بدهند. البته اين گونه روابط ناسالم حتي در ازدواج پسران نيز تاخير ايجاد شود و دختران بيش از پسران در معرض اين آسيب قرار دارند. در پايان به چند پرسش اساسي اشاره مي‏شود:
1. به نظر شما يك رابطه و پيوند مطلوب چه ويژگي‏هايي دارد؟
2. آيا روابطي كه بر پايه هوسراني‏ها و سرگرمي‏هاي زودگذر است، مي‏تواند روابطي پايا و پويا باشد؟
3. آيا هر انساني با هر صفت و ويژگي شايسته ارتباط و دوستي است؟
4. آيا پسنديده نيست كه انسان سرمايه عشق و محبت خود را براي زندگي آينده خويش پس انداز کند.

رعايت حدود الهي:
شكي نيست دوران جواني, دوران خاص و ويژه اي است و به خاطر طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي و زياد آشكار و پنهان غرايز نفساني و جنسي, مراقبت و توجه بيشتري را طلب مي كند و لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود با جنس مخالف را از نظر كمي و كيفي تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت اكتفا كنند.
به عبارت ديگر تا زماني كه ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان روابط با نامحرم برقرار نشود. زيرا زن و مرد جوان بخصوص اگر مجرد باشند چه بسا همين هم صحبت شدن ها، غرايز جنسي دو طرف يا يكي از آنها را تحريك كند و به الفت و محبت شهواني و غريزي بين آنها بيانجامد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود هر چند ممكن است در ابتدا هر دو طرف قصد و نيت پاك و خداپسندانه اي داشته باشند و يا به انگيزه رشد و كمال معنوي و ... باشد. لازم به ذكر است اين مطلب يك ادعا نظري صرف نيست بلكه پشتوانه آن تجربه بسياري از افراد است كه به اقرار خودشان در ابتدا به قصد و نيت پاك و مقدسي به گفتگو و ارتباط پرداختند ولي پس از مدت زمان كوتاهي به جايي كشيده شده كه هيچ يك از آنها حتي گمانشان را نمي كردند.
اما اگر برقرار کردن ارتباط کاري را ضروري مي دانيد و به خود و ايشان اطمينان داريد که مسايل شرعي را رعايت کنيد، اشکال ندارد ولي بايد هميشه متوجه اين حقيقت باشيد که دختر و پسر مثل پنبه و آتش مي مانند و دائما بايد از يکديگر دور باشند. يک جرقه کافي است تا خرمن عفت و ايمان را به آتش بکشد.
لازم است به اين نکته هم حواسمان جمع باشد که دختران و پسران جوان و مجرد، معمولا از چنين ظرفيتي برخوردار نيستند، هر چند ظاهرشان نشان ندهد. اين ميدان جولانگاه هر کسي نيست، يک قهرمان مي طلبد. پس تا وقتي درباره خود يا طرف مقابل به اطمينان نرسيده ايد، از احتياط غافل نباشيد.
در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.
2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
3- حجاب شرعي رعايت شود.
4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند.
بنابراين سعي کنيد خود را به امور زير عادت دهيد:
الف) در صحبت با نامحرم به او نگاه نکنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان کاملا مساوي فرض شوند.
ب ) در همه حال خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نکنيد. روشن است که هر فرد خود بهتر مي تواند تشخيص دهد که کجا از مرز فراتر رفته است «بل الانسان علي نفسه بصيره؛ آدمي بر نفس خود آگاه و بيناست».
ج ) از شوخي کردن با نامحرمان اجتناب کنيد زيرا اگر شوخي و خنديدن با زن نامحرم موجب فتنه و فساد شود قطعا حرام است.



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 8:40 | نویسنده : baratian mahdi
سلام

من دختری 15سالم و چند وقتیه با پسر عمویم رابطه تلفنی (اس ام اس)داریم...ما به هم علاقه داریم...او میگه نیت ما بد نیس قصدمون درس خوندن فعلا و نمیخواد رابطمون کثیف شه..ینی اینطوری میگه...ابراز علاقه هم زیاد میکنه...ولی درکل من تا جایی که باطنشوشناختم واقعا قصدش اینه رابطمون سالم باشه...آها نماز و توکل به خدا خیلی زیاده.....ولی من از اینکه خونواده هامون بفهمن خیلی میترسم و واقعا جوابی نداریم...ینی درکش واسه اونا سخته که ما به هم علاقه داریم ولی میخوایم درس بخونیم و نیتمون برای آینده بد نیس...راهنماییم کنید به این رابطه ادامه بدم یا نه... و توجیه برای خونوادشون چطوری بیاوریم؟

جواب شما

سلام علیکم. خواهرگرامی محبت ودوست داشتن بهترین نعمت خدابرای ما انسانهاست تا به آرامش برسیم اما باتوجه به حرفاتون خیلی زودشروع کردید مطمئناتابیشتراز 5سال دیگرشمانمیتونیدازدواج کنید ومحبت طولانی بدون وصل خستگی وبدبینی یاجنون عشقی رابه دنبال دارد.وزندگی بعدازاین همه انتظار جذاب نیست چون بخاطرسختی هایش اون چیزی که منتظرش بودی نخواهدبودو کسل کننده خواهدشد.احتمال اینکه این وصلت همصورت نگیرد رابدهید اونوقت شما قادربه اتخاب شخص دیگر وابراز محبت واقعی نخواهید بود وزندگی آینده شما به خطر می افتد.

توصیه میکنم رابطه را محدود کنید تماس های تلفنی وابراز علاقه تندوشدیدوهیجانی راتعطیل کنید فقط درمجالس عمومی ودیدوبازدیدها همدیگر رو ببینید هم شیرین است هم عشق واقعی تا ازدواج مشخص میشود.وبه درس وبرنامه هاتون هم میرسید.

ممنون از اعتمادتان



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 2:51 | نویسنده : baratian mahdi
عوارض پوشیدن ساپورت

شاید باور کردنش سخت باشد که تنها یک پوشش می تواند تا این اندازه به سلامت افراد آسیب بزند، اما واقعیت این است که تحت فشار قراردادن پوست، اعصاب و اندام ها مشکلاتی جدی و ماندگار را برای شما به همراه می آورد.

به پوست تان خون نمی رسد
خون در سلامت و بیماری یا حتی در مرگ و زندگی شما نقش اصلی را ایفا می کند و اگر به هر دلیلی خون رسانی در بدن تان درست انجام نشود، خطری جدی متوجه سلامت تان خواهد شد. لباس های تنگ خون رسانی به پوست را کاهش می دهند و بیشتر از آنچه تصور می کنید به بافت های زیرین بدن تان آسیب می رسانند.

وقتی شلوار تنگ یا ساپورت می پوشید، بافت های زیرین در بدن تان دچار آسیب های جدی می شوند، اما نشانه این آسیب دیدگی ها خیلی زود آشکار نمی شود. شاید همین تاخیر در بروز نشانه ها باعث شود مدت بیشتری از این لباس ها استفاده کنید و فرصت درمان به موقع را از شما بگیرد.

اعصاب تان آسیب می بیند
اعصاب در تمام قسمت های بدن شما حضور دارد و کوچک ترین اشتباهات شما می تواند به آنها آسیبی جدی وارد کند. اعصاب پوست قسمت های زیرین بدن بر اثر پوشیدن شلوار تنگ و ساپورت آسیب می بیند اما چون علامت آسیب دیدگی مخفی است، شما متوجه این آسیب دیدگی نخواهید شد. بی خبر ماندن از آسیب دیدگی ها و نادیده گرفتن آنها شدت مشکلات را بیشتر می کند.

کسانی که مدام از ساپورت و شلوارهای تنگ استفاده می کنند، بعد از مدت نسبتا طولانی بعضی نواحی پوست شان گزگز کرده و به مرور وسعت و شدت این نشانه ها گسترش پیدا می کند. این افراد گاهی اوقات می‌گویند در پاهایشان نوعی بی‌حسی دارند و زمانی که می‌ایستند، احساس می‌کنند پاهایشان حسی ندارد. این شرایط به خودی خود خطرناک نیست، اما اگر افراد به‌ طور دائمی لباس‌های تنگ بپوشند و در طول چند روز پشت‌سر هم آن را تکرار کنند، باعث آسیب جدی به اعصاب حسی و محیطی بدن خود می‌شوند.

یک نوع عارضه عصبی به نام meralgia paresthetica وجود دارد که زخم یا ضایعه پوستی ایجاد نمی کند، اما قسمت ران پا را دچار درد سوزشی و بی حسی می کند و عجیب نیست اگر ساپورت پوش ها بعد از چند سال مجبور به تحمل این درد شوند. در این بیماری، عصب حسی که از لگن خاصره منشعب می‌شود و به ران حس می‌بخشد، آسیب می‌بیند.

نابارور می شوید
یکی از آسیب های جدی ناشی از پوشیدن ساپورت در مردان، ناباروری است. علت این است که اسپرم در بیضه تولید می شود و حرارت مناسب برای تولید اسپرم سالم، ۳۳ درجه سانتی گراد است، اما آقایانی که ساپروت می پوشند، بیضه ها را در تماس با پوست بدن قرار می دهند که به بالا رفتن حرارت آنها می انجامد. تداوم چنین حالتی بدن را دچار اختلال در تولید اسپرم می کند یا اسپرم های ناهنجار تولید می شوند که توانایی باروری ندارند.

بد بو می شوید
کسانی که ساپورت و شلوار تنگ می پوشند، معمولا متوجه بوی بد عرق در اندام تناسلی و پاهای شان می شوند. ساپورت ها تنگ هستند و باعث گرم شدن سطح پوست می شوند. باکتری هایی که روی سطح پوست زندگی می کنند، بر اثر گرما تجزیه می شوند و مواد بودار می سازند. هر چه زمان پوشیدن ساپورت یا شلوار تنگ بیشتر باشد، پوست گرم تر می شود و بیشتر عرق می کند، در نتیجه باکتری های بیشتری تجزیه می شوند و بوی بد بیشتری هم ایجاد می شود. شاید در اوایل برطرف کردن این بدبویی با شوینده های خوشبو آسان باشد، اما در طولانی مدت از بین بردن این بوی بد کار سختی می شود که با شست وشو هم قابل برطرف شدن نیست.

کهیر می زنید
پوشیدن ساپورت و شلوار تنگ باعث بروز کهیر فشاری تاخیری می شود. به این ترتیب که چهار تا شش ساعت بعد از پوشیدن آنها، لکه های کهیر نمایان می شوند و معمولا با تورم، خارش و سوزش و درد همراه هستند. برای از بین رفتن آثار کهیر فشاری، هشت تا ۷۲ ساعت زمان لازم است. کهیر فشاری گاهی سردرد، ضعف و خستگی هم ایجاد می کند.

دچار اگزمای تماسی می شوید
پوشیدن شلوارها و ساپورت های پلاستیکی تنگ و ضخیم راه را بر جریان هوا می بندد و به پوست اجازه نفس کشیدن نمی دهد. همچنین مواد پلاستیکی به کار رفته در ساپورت، نوعی حساسیت پوستی به نام اگزمای تماسی را به وجود می آورد.مواد حساسیت زا در تماس طولانی و مستقیم با پوست قرار دارند و به درون آن نفوذ می کنند و در نتیجه پایین تنه دچار قرمزی، خارش و پوسته پوسته شدن می شود.

شاید ساپورت پوش ها از دلیل دچار شدن به این مشکل بی خبر باشند و با کرم ها و لوسیون های مختلف برای برطرف شدن این مشکلات تلاش کنند، اما با وجود دیدن اثرهای موقتی، تا زمانی که فرد پوشش مناسبی را انتخاب نکند، نمی تواند انتظار برطرف شدن کامل این عوارض را داشته باشد.

خارش سوارکار می گیرید
خارش سوارکار یک نوع عفونت قارچی پوست است که در ناحیه اندام تناسلی، داخل کشاله ران و باسن دیده می شود. در خارش سوارکار، بثورات پوستی خارش دار، قرمزرنگ و اغلب با شکل گرد در قسمت های مرطوب و گرم بدن بروز می کنند. قارچ های مولد خارش سوارکار در محیط های گرم و مرطوب بهتر رشد می کنند. بنابراین پوشیدن ساپورت یا شلوار تنگ، باعث گرما و تعریق بیشتر می‌شود و در نتیجه پایین تنه را به محیط مطلوب برای رشد این قارچ ها تبدیل می‌کند.

پوشیدن ساپورت بهداشتی نیست
دکتر برجیس، متخصص زنان می گوید:
پوشیدن شلوار تنگ یا ساپورت باعث ابتلا به عفونت و بیماری های تناسلی زنان می شود. یکی از این مشکلات عفونت کاندیدیاز است. اندام تناسلی زنی که ساپورت پوشیده به دلیل گرما و تعریق، مرطوب می شود و ساعت ها به همان شکل باقی می ماند. لذا عفونت های قارچی مخصوصا کاندیدیاز مجال بیش تری برای رشد پیدا می کنند.

اگر بدن شما هم مستعد ابتلا به این عفونت هاست و بعد از یک دوره درمان، باز هم مشکلات قبلی سراغ تان می آید، بهتر است به جای ساپورت یا شلوار تنگ، لباس های متناسب بپوشید که از الیاف طبیعی مثل نخ و پنبه تهیه شده باشند و مانع عبور جریان هوا نباشند.

معده شما در خطر است
دکتر خیری، متخصص گوارش می گوید:
پوشیدن ساپورت به تنهایی نمی تواند برای دستگاه گوارش مشکلی ایجاد کند، مثلا در عمل هضم موثر نیست، ولی افرادی که از قبل به ریفلاکس معده دچار هستند، نباید شلوار تنگ بپوشند چون باعث می شود محتویات معده به مری بریزد و بیماری شان را تشدید می کند.

برای اینکه بدانید ریفلاکس معده دارید یا خیر، کافی است ببینید آیا به اصطلاح ترش می کنید یا نه. اگر این طور بود، برای معالجه هم به پزشک مراجعه کنید و هم لباس تنگ نپوشید.برخی تحقیق ها هم ثابت کرده اند که کمر تنگ شلوار، در طولانی مدت خطر ابتلا به سرطان معده را بیشتر می کند.از آنجایی که شلوارهای تنگ دستگاه گوارشی افراد را دچار مشکل می کند، یبوست یکی از شایع ترین عوارض است.



تاريخ : یکشنبه شانزدهم شهریور 1393 | 2:9 | نویسنده : baratian mahdi

 

در زندگی زناشویی، بردبار و صبور باشید. هر گاه بخواهید به تنهایی قدم بردارید، می‌توانید هر جا که دوست داشتید قدم بگذارید ولی هنگامی که با یک نفر دیگر هستید قدم‌های شما باید با او هماهنگ باشد.

قبل از هر چیز فراموش نکنید که شما و همسرتان با هم به صورت یک کل به نظر می‌رسید. نقاط ضعف و قوت شما مکمل یکدیگر می‌شود و همین‌هاست که شما را جذب یکدیگر می‌کند.

اگر گشتی درکتابفروشی‌ها بزنید تا دلتان بخواهد انواع و اقسام کتاب‌های روان‌شناسی عامه‌پسند در مورد ابراز عشق به همسر و تفاوت‌های زن و مرد وجود دارد و اتفاقا شمارگان فروششان هم بالاست و هر کدام چند باری هم تجدید چاپ شده‌است اما با این حال با نگاهی به آمار روز افزون طلاق یعنی51 طلاق در هر ساعت (خبرگزاری مهر) در کشورمان درمی‌یابیم که خواندن این کتاب‌ها فقط می‌تواند سرانه مطالعه را بالا ببرد.

یکی از مهم‌ترین دلایل این همه طلاق این است که زوج‌ها یادنگرفته‌اند چگونه عشق بورزند و چگونه یک رابطه زناشویی خوب و سالم برقرار کنند تا ضامن آرامش خانواده باشد.

قبل از هر چیز فراموش نکنید که شما و همسرتان با هم به صورت یک کل به نظر می‌رسید. نقاط ضعف و قوت شما مکمل یکدیگر می‌شود و همین‌هاست که شما را جذب یکدیگر می‌کند. باید آنچه را که شما را نسبت به او ناامید می‌کند در خود بشناسید و بپذیرید، آنچه را که در آن افراط کرده‌اید رها کنید، مواردی را که در آن کم‌کاری و قصور ورزیده‌اید با کوشش خود جبران کنید و در‌حقیقت از مهارت‌های ارتباطی‌ای که بلد نیستید، استفاده نکنید.

کاملا طبیعی است که بین یک زوج صفت‌های شخصیتی وجود داشته باشد که همخوانی ندارند و در افکار و عقایدشان اختلاف‌نظر وجود داشته باشد. زوجینی که می‌گویند نمی‌دانیم چرا دعوایمان می‌شود؟ به دلیل عدم آشنایی به صفات یکدیگر است. اگر بدانیم سر چه موضوعاتی اختلاف خواهیم داشت، می‌توانیم آنها را کنترل کنیم و چاله‌های اتوبان زندگی را بشناسیم تا در مواقع عبور‌، دیگر در آن نیفتیم.


نکاتی برای افزایش عشق و علاقه

در زندگی مشترک هدفی را انتخاب کنید و به آن پای‌بند باشید. یکی از این اهداف می‌تواند تربیت یک فرزند خوب باشد. در عصری که ما زندگی می‌کنیم علائق انسان‌ها به سمت لذت‌گرایی سوق پیدا کرده و به همین دلیل فکر می‌کنند وجود فرزند جلوی تمامی کارها و لذت‌های آنان را در زندگی می‌گیرد اما بعد از چند سال دچار پوچی می‌شوند زیرا حضور فرزند خود یکی از اهداف مهم زندگی است. به هر حال اگر می‌خواهید دچار روزمرگی نشوید بهتر است علایق مشترکتان را بشناسید و برای آنها برنامه‌ریزی کنید تا زندگی‌تان حالت پوچی به خود نگیرد.

هر روز چند کلمه نشاط‌ آور و شادی‌بخش به خود تلقین کنید.
تا آنجا که می‌توانید درباره شغل و حرفه همسرتان، اطلاعات لازم را کسب کنید.
هرگونه کاری که برای پیشرفت کار همسرتان از دست شما برمی‌آید به وی ارائه دهید.
در خود حس خوش‌خلقی و شوخ‌طبعی ایجاد کنید.
شکایت‌ها و گله‌های مهم خود را «به آرامی» مورد بحث قرار دهید.
برای چیزهای جزیی و لطف‌های کوچکی که از همسرتان می‌بینید قدردانی کنید.

وقت‌شناس باشید و هر مطلب را در وقت خودش بیان کنید. گاهی اوقات بابت مساله‌ای که ناراحت هستید و سطح هیجان شما بالاست و از طرفی همسرتان هم خسته از کار روزانه است، اگر در این زمان مساله را باز کنید، با توجه به هیجان بالای شما و آماده نبودن همسرتان کار به دعوا ختم می‌شود و این یعنی وقت‌شناس نبودن!

بگذارید همسرتان احساس کند که شما پشتیبان او هستید.
در شادی‌ها و ناکامی‌ها همواره مونس و همدم واقعی یکدیگر باشید.
پس از ازدواج، مانند دوران مجردیتان به والدین خود متکی نباشید.

در زندگی زناشویی، بردبار و صبور باشید. هر گاه بخواهید به تنهایی قدم بردارید، می‌توانید هر جا که دوست داشتید قدم بگذارید ولی هنگامی که با یک نفر دیگر هستید قدم‌های شما باید با او هماهنگ باشد.

ریشه ازدواج خود را با ‌اندیشه مشترک، دقت، توجه، مهر، محبت و حسن تفاهم تقویت کنیم. چنانچه علف‌های هرز را سریع از بین ببریم، گیاه کامل رشد می‌کند. در ازدواج نیز علف‌های هرز وجود دارند اما باید نسبت به آنها آگاه باشیم تا پس از پیدایش، آنها را از بین ببریم. افکار منفی، قضاوت‌ها، استنباط‌های غلط و یک طرفه به قاضی رفتن، همچون علف‌های هرز در زندگی ما رشد می‌کنند. باید مواردی را که در زندگی ما تاثیر می‌گذارند و یا به مشکلاتمان دامن می‌زنند؛ مانند دخالت‌های دیگران، مشکلات اقتصادی و بیماری‌ها را بشناسیم و از رشد آنها جلوگیری کنیم.

اگر مشکلی در رابطه خود احساس می‌کنید، در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت کنید. مشاوران، روان‌شناسان و روانپزشکان به شما بصیرت و ادراک کافی می‌دهند و شما را از بیماری‌های زناشویی و اختلال‌های روانی – جنسی احتمالی آگاه می‌کنند.

بسیاری از افراد به ویژه آقایان اشتباهات خود را به سختی می‌پذیرند. اگر می‌خواهید رابطه‌ای سالم داشته باشید اشتباه خود را قبول کنید. وقتی کار خطایی انجام می‌دهید، آن را بپذیرید. به راحتی از آن نگذرید که انگار مشکل خاصی نبوده است و بهانه هم نیاورید.

برای او فداکاری کنید. گاهی از نیازهای خود به خاطر چیزی که همسرتان می‌خواهد، صرف‌نظر کنید. این کار را اغلب خانم‌ها انجام می‌دهند و از نیازهای خود به خاطر اولویت‌دادن به نیازهای اعضای خانواده چشم‌پوشی می‌کنند.

مراقب سلامتی همسرتان باشید

به او بگویید دوستت دارم. ابراز محبت کردن به شخصیت افراد مربوط می‌شود. کسانی که از روان سالمی برخوردار هستند مشکلی با ابراز علاقه کردن ندارند اما آن دسته از مردانی که شخصیت بیمارگونه دارند یا دچار غرور هستند نسبت به همسرشان، ابراز علاقه نمی‌کنند و با تکنیک‌های جادویی هم نمی‌توان آنها را به این کار وادار کرد و حتما باید تحت مشاوره قرار بگیرند اما در مورد مردانی که سالم هستند ولی با روحیات خانم‌ها آشنایی ندارند باید بدانند که در این دوره با توجه به اینکه فشار زندگی بر دوش خانم‌ها هم هست، آنها بیشتر احتیاج دارند تا از همسرشان ابراز محبت ببینند و بشنوند. اگر شما نیازی نمی‌بینید تا همسرتان بگوید دوستت دارم، دلیل نمی‌شود که خانمتان هم این عقیده و تفکر را داشته باشد.

محبت و شخصیت

ابراز محبت کردن به شخصیت افراد مربوط می‌شود. کسانی که از روان سالمی برخوردار هستند مشکلی با ابراز علاقه کردن ندارند اما آن دسته از مردانی که شخصیت بیمارگونه دارند یا دچار غرور هستند نسبت به همسرشان، ابراز علاقه نمی‌کنند و با تکنیک‌های جادویی هم نمی‌توان آنها را به این کار وادار کرد و حتما باید تحت مشاوره قرار بگیرند.



تاريخ : پنجشنبه ششم شهریور 1393 | 21:2 | نویسنده : baratian mahdi
زندگی میکنم ... حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!! چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد بگذار هر چه از دست میرود برود؛ من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد، حتی زندگی را .

تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:10 | نویسنده : baratian mahdi
جمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومی



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:4 | نویسنده : baratian mahdi
آموخته هایی تاثیر گذار از چارلی چاپلین

گروه اینترنتی خورشید


چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که :


با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه را نه،

می توان رختخواب خرید ولی خواب را نه،

می توان ساعت خرید ولی زمان را نه،

می توان مقام خرید ولی احترام را نه،

می توان کتاب خرید ولی دانش را نه،

می توان دارو خرید ولی سلامتی را نه،

می توان خانه خرید ولی زندگی را نه،

می توان قلب خرید، ولی عشق را نه ...



آموخته ام که ... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام که ... مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.

آموخته ام که ... هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.

آموخته ام که ... همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.

آموخته ام که ... مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم.

آموخته ام که ... گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.

آموخته ام که ... راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.

آموخته ام که ... زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هرچه به انتهایش نزدیکتر میشویم سریعتر حرکت میکند.

آموخته ام که ... پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام که ... تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

آموخته ام که ... خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

آموخته ام که ... چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

آموخته ام که ... این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.

آموخته ام که ... وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

آموخته ام که ... هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

آموخته ام که ... زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.

آموخته ام که ... فرصتها هیچگاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب میکند.

آموخته ام که ... لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:3 | نویسنده : baratian mahdi
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ