X
تبلیغات
مشاوره نشان خرد
تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 18:39 | نویسنده : baratian mahdi

به کدامین گناه ناکرده.. تازیانه ام می زنی

به حقیقت که هویتت را

دیر زمان ایست که در زیر پای رهگذران

به عرضه نهاده ای

نقابت را بردار...

زیر پایم را زود خالی کردی

مجالی می خواستم اندک ... به اندازه یک نفس ..

این نگاهت چیست ؟

سلام پر مهرت را باور کنم... یا پاشیدن نمکت را؟

خنجر را دستت دادم و گفتم

پشت سر من حرکت کن و مواظبم باش

اندکی بعد خنجری از پشت در قلبم فرو رفت

پشت سرم را نگاه کردم .. کسی جز تو نبود

نمی دانستم تو هم تاب از پشت خنجر زدن را داری

تو گناهکار نیستی !

خنجر را خودم به دستت داده بودم

به یقین که از دیار عابر هرز نگاه آمده ای

شکنجه کن... که برای کشیدن درد مانده ام.. نه برای التیام



تاريخ : چهارشنبه بیستم فروردین 1393 | 18:35 | نویسنده : baratian mahdi
شايد در گير و دار زندگي روزمره از خوشي زندگي غافل شويم و حتي وقت نكنيم كه به اين موضوع بسيار مهم در زندگي فكر كنيم كه پايه‌هاي اساسي خوشي در زندگي چيست؟ چه چيزهايي خوشي را از بين مي‌برد؟ خوش‌ترين زندگي چيست؟

ائمه معصومين(ع) در اين مسائل نيز راه را به ما نشان داده‌اند و پاسخ اين سوالات را در قالب احاديث و روايات بسيار زيبا بيان كرده‌اند:

امام صادق (ع) در اين باره كه پايه‌هاي اساسي خوشي در زندگي چيست، مي‌فرمايند:

"پنج چيز است كه هر كس يكى از آن‌ها را نداشته باشد، پيوسته زندگيش لنگ، خِردش سرگشته و فكرش مشغول است: اول، تندرستى. دوم امنيّت. سوم، فراخى در روزى. چهارم، همدم سازگار - راوى مي‌گويد: عرض كردم: منظور از همدم سازگار چيست؟ فرمود: زن نيك و فرزند نيك و همنشين نيك - و پنجم كه جامع همه اين‌هاست، آسايش1".

آن حضرت همچنين درباره عواملي كه خوشي در زندگي را از بين مي‌برد، اينگونه مي‌فرمايند:

"سه چيز زندگى را تيره مي‌كند: فرمانرواى ستمگر، همسايه بد و زن بدزبان و وقيح2".

مولاي متقيان امام علي (ع) نيز به اين سوال پاسخ مي‌دهند كه خوش‌ترين زندگي چيست؟ آن حضرت مي‌فرمايند:

"گواراترين زندگى، دور افكندن تكلّفات است3".

هچنين بيان مي‌دارند:

"خوش‌ترين زندگى، قناعت داشتن است4".

امام على(ع) و امام صادق(ع) درباره خوش‌ترين و آسوده‏‌ترين زندگى نيز مي‌فرمايند:

"خوش‌ترين و آسوده‏‌ترين زندگى را كسى دارد، كه خداوند سبحان او را قناعت ببخشد و همسرى پاك و شايسته عطايش فرمايد5".

امام صادق(ع):

"زندگي‌اى گواراتر از خوشخويى نيست6".

منبع:

1-الخصال: 284 / 34 منتخب ميزان الحكمة: 422

2- تحف العقول: 320 منتخب ميزان الحكمة: 422

3- غررالحكم: 2964 منتخب ميزان الحكمة: 422

4- غررالحكم: 2918 منتخب ميزان الحكمة: 422

5- غررالحكم: 3295 منتخب ميزان الحكمة: 422

6-علل الشرائع: 560 / 1 منتخب ميزان الحكمة: 422



تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 9:12 | نویسنده : baratian mahdi
مقدمه : خداي مهربان نيازهاي مختلفي در وجود تك تك ما قرار داده است. يكي از نيرومندترين نيازهايي كه خدا در وجود انسان قرار داده است. نياز و ميل جنسي است. اين نياز تا قبل از دوران بلوغ و سنين نوجواني در وجود انسان خاموش است و خيلي مورد توجه قرار نمي‌گيرد، اما رسيدن دوران بلوغ همان و بيداري اين اژدهاي نيرومند همان. گويي به يكباره تمام وجود نوجوان را فرا مي‌گيرد و او را در چنگال خود اسير مي‌كند. 
روان‌شناسان معتقدند بين بلوغ جنسي يك نوجوان و بلوغ رواني و اقتصادي وي چندين سال فاصله است. نوجوان موفق در اين فكر است كه چطور مي‌تواند اين فاصله زماني را به سلامت طي كند؟
اگر ما ياد بگيريم هر ميلي را درست و به موقع ارضا كنيم، توانسته‌ايم گام‌هاي بلندي را به ستم موفقيت و خوشبختي برداريم، . يكي از راه‌هاي انحرافي براي ارضاي ميل جنسي كه برخي از نوجوانان را گرفتار خودش مي‌كند، خودارضايي است.

تعریف خودارضایی :

خودارضايي يعني فرد با خودش كاري كند كه مني از او خارج شود و يا به اوج لذت جنسي برسد. گاهي علل اين اتفاق بازي كردن با آلت تناسلي است. گاهي تصور كردن صحنه‌هاي شهوت انگيز، گاهي صحبت درباره مسائل جنسي و ...

خودارضاي از نظر اسلام كاري است حرام و از گناهان بزرگ شمرده مي‌شود از نظر اديان الهي تنها راه صحيح ارضاي نياز جنسي، ازدواج است، بنابراين هر راه ديگري براي ارضاي آن، نوعي انحراف جنسي تلقي مي‌شود. در اين كتاب به ريشه‌ها، علل و آسيب‌‌هاي بروز اين رفتار و همچنين روش‌هاي پيشگيري و درمان آن مي‌پردازيم.
 علل خودارضايي:

چرا برخي نوجوانان وجوانان گرفتار خودارضايي مي شوند؟

انزوا و تنهايي

خودارضاي مرض تنهايي ناميده شده است. اين مطلب به خوبي نشان مي‌دهد كه تنهايي يكي از زمينه‌هاي اصلي ابتلاي فرد به خودارضايي است. تنهايي يعني درهم شكستن پيوندهاي ارتباطي خودمان با ديگران نوجواني كه در اتقا خودش، منزل و يا محيط‌هاي ديگر زمان زيادي را در تنهايي به سرمي‌برد و كسي را نظاره‌گر خود نمي‌بيند، بسياري از اوقات وسوسه مي‌شود و بر اثر دست ورزي با اندامش كم كم لذت‌هايي را تجربه مي‌كند وهمين امر باعث ابتلاي او به خودارضايي مي‌شود. در واقع تنهايي به منزله حصاري است که نوجوان را به دور خودش مي‌كشد. معمولا انسان‌ها وقتي در حضور ديگران هستند، حريم‌ها را حفظ مي‌كنند و دست به هر كاري نمي‌زنند. ولي در تنهايي به اين تصور كه كسي حضور ندارد در حالي كه خدا هميشه و همه‌جا شاهد كارهاي ماست، ممكن است كارهايي غير اخلاقي مرتكب شوند.

دوستان منحرف و ناباب

يكي از ويژگي‌هاي دوره نوجواني وجوانی تأثير پذيري و الگوگيري از همسالان است. جوان ونوجوان به رفاقت و دوستي با همسالان خودش اهميت فراواني مي‌دهد و از آنها بيش از ديگران تأثير مي‌پذيرد. معمولا اوقات زيادي را با دوستانش سپري مي‌كند و به راحتي از آنها رنگ مي‌پذيرد. طبيعتا اگر در بين دوستانش افرادي ناباب و منحرف باشند روي او تأثير مي‌گذارند. به طور كلي دوست هر شخصي تأثيري عميق بر روحيات، افكارو رفتارهاي او مي‌گذارد. بسياري از افرادي كه به بيراهه كشيده مي‌شوند و مرتكب كارهاي خلاف مي‌گردند، از دوست بد مي‌نالند و علت بدبختي و انحراف خود را رفاقت با رفيقان ناسالم مي‌دانند.
پيامبر عزيزمان(ص) مي‌فرمايند:
انسان بر دين دوست خود است، پس مواظب باشيد كه با چه كسي دوستي مي‌كنيم.
البته اثر گذاري دوستان ناباب، تدريجي و آرام است و گاهي اوقات نوجوان خودش هم متوجه انحرافش نمي‌شود، و بعد از مدتي مي‌فهمد در چاهي افتاده است كه بيرون آمدن از آن مشكل است. امام علي مي‌فرماينأ:
با انسان شرور و بدكار همنشيني و رفاقت نكن، چرا كه شخصيت تو شرارت‌هاي او را مي‌ربايد (از او اثر مي‌پذيري) بدون آن كه خودت بفهمي.
موارد زيادي اتفاق افتاده است كه نوجوان به علت بي‌دقتي در انتخاب دوستانش و رفاقت با دوستان منحرف، دچار خودارضايي شده است، فرهاد هفده ساله هم چنين نوشته است:
راستش چند سال پيش يكي از دوستان نابابم كه لعنت خدا بر او باد به من مي‌گفت: اين كار ضرري براي بدن ندارد، او خودش مبتلا به خودارضايي بود و اين عمل زشت به من هم سرايت كرد، حالا نمي‌دانم چگونه اين عمل را ترك كنم.

عوامل تحريك كننده شهوت

امروزه تهاجم فرهنگي يا بهتر است بگوييم شبيخون فرهنگي همه اقشار جامعه به ويژه جوانان و نوجوانان را در معرض خطري جدي قرار داده است. كتابها و رمان‌هاي عشقي و جنسي، روزنامه‌ها و مجلات مختلف، عكس‌ها و پوسترهاي تحريك كننده (مثل پوسترهاي ورزشكاران و هنرپيشه‌هاي سينما و تلويزيون)، فيلم‌ها و سي‌دي‌هاي مبتذل، كليپ‌هاي صوتي و تصويري تحريك كننده كه به راحتي توسط بلوتوث جابجا مي‌شوند و همچنين شبكه‌هاي ماهواره‌اي و اينترنت در بسياري از موارد به آساني در دسترس نوجوان قرار دارند و اخلاق و فرهنگ او را در معرض هجومي ويرانگر قرار مي‌دهند. وضعيت نامناسب حجاب در برخي از شهرها و همچنين نبودن حريم در روابط بين دختر و پسرها نيز باعث ايجاد تحريك در نوجوان مي‌شود، حتي بر روي كالاهاي مختلف تجاري، عكس‌هاي مبتذل و تحريك‌آميز جنسي، به گونه‌اي حساب شده به تصوير كشيده شده و نوجوان را به راحتي تحريك مي‌كنند. همه اين عوامل روح و روان نوجوان را تحت تأثير قرار داده به طوري كه تصوير مبتذل دائما ذهن او را درگير مي‌كنند و حتي در خواب هم او را راحت نمي‌گذارند. نوجواني كه در برخورد با اين عوامل تحريك كننده مديريت صحيحي نداشته باشد. به تدريج در مقابل فشارهاي ناشي از آنها واكنش را از دست مي‌دهد و ممكن است گرفتار خودارضايي شود.

بيكاري و نداشتن برنامه براي اوقات فراغت

منشأ بسياري از گناهان و انحرافات، بيكاري است. در مورد نوجوان وجوان هم، چنين است. گاهي اوقات علت ابتلاي نوجوان به خودارضايي نداشتن برنامه براي اوقات فراغتش مي‌باشد. نوجواني كه بي‌برنامه‌است و اوقات بيكاري‌اش به بطالت مي‌گذرد، معمولا ذهنش مورد هجوم افكار مختلف قرار مي‌گيرد. هر فكري ذهن او را به سمت خودش مي‌كشاند و نوجوان بيكار هم بسياري از اوقات براي پركردن وقتش، ممكن است تسليم وسوسه‌هاي شيطان شود و به گناه آلوده گردد.  براي ريشه كن كردن يك گناه، عاقلانه اين است كه علتش را از بين ببريم.

چشم چراني

امام علي(ع) مي‌فرمايند:
دل انسان كتاب ديدگان اوست
يعني هر آن چه چشم ببيند بر صفحه دل نوشته مي‌شود. در واقع چشم انسان دروازه ورود تصورات و انديشه‌ها به ذهن اوست. چشم چراني و نگاه به نامحرم بسياري از اوقات در يك لحظه اتفاق مي‌افتد، ولي اثرات زيانباري بر فكر و ذهن نوجوان مي‌گذارد كه ممكن است تا مدت‌ها ادامه يابد. امام صادق(ع) در مورد نگاه به نامحرم چنين مي‌فرمايند:
نگاه به نامحرم تيري مسموم از تيرهاي شيطان است (كه بر روح و قلب انسان مي‌نشيند و آن را زهر آلود مي‌كند) و چه بسا نگاهي كوتاه كه حسرتي طولاني بر جا مي‌گذارد.
گرفتاري بسياري از نوجوانان به خودارضايي به اين علت بوده كه مراقب نگاهشان نبوده‌اند و به هر منظره‌اي نگاه كرده‌اند. قدرت تخيل نوجوان بسيار بالاست، نگاه حرام و چشم چراني هم مواد اوليه لازم را براي آن فراهم مي‌كند. اگر نوجوان نگاهش را كنترل نكند و به هر منظره‌اي چشم بدوزد، تصويرهايي كه مي‌بيند در ذهنش باقي مي‌ماند، و زماني كه در تنهايي به سر مي‌برد، قوه تخيلش به كار مي‌افتد و دائم به اين تصاوير فكر مي‌كند و براي اين كه از فشار تحريك اين تصاوير رها شود، دست به خودارضايي مي‌زند. امام صادق(ع) مي‌فرمايند:
نگاه حرام به نامحرم، تخم شهوت را در قلب مي‌كارد....

دوستي با جنس مخالف

دوستي و رابطه با جنس مخالف، يكي از انحرافات اخلاقي است كه امروزه دامنگير برخي از نوجوانان شده است. منظور ما از رابطه در اين جا، هر نوع ارتباطي بين دختر و پسر نامحرم است كه به تحريك شهوت در آنها منجر شود. حال چه ارتباط حضوري باشد، چه تلفني، چه از طريق نامه، چه چت كردن و يا.... ارتباط و دوستي دختر و پسر كه معمولا با تبادل عواطف و احساسات همراه است، باعث تشديد شهوت در دوطرف مي شود. وقتي دختر و پس از يكديگر جدا مي‌شوند، آتش اين شهوت شعله‌ورتر مي‌گردد و به علت افكار تحريك‌كننده‌اي كه ذهن آنها را پركرده است، ممكن است دست به خودارضايي بزنند.

اضطراب و نگراني

دوره نوجواني با اضطراب‌هاي مختلفي همراه است. اضطراب از آينده، ازدواج، شغل، ادامه تحصيلات، نگراني از سلامت جسمي و رواني و... موضوع‌هايي هستند كه نوجوان را در فشار قرار مي‌دهند. در موارد بسياري ديده شده است نوجواني كه نتوانسته علت واقعي تشويش و نگراني‌اش را شناسايي و برطرف كند به گمان رسيدن به آرامش دست به دامان خودارضايي مي‌شود اين كار ممكن است آرامشي نسبي و موقت در او ايجاد كند. ولي پس از مدت كوتاهي فكر عواقب و ضررهاي خودارضايي و يا احساس گناهي كه از انجام اين كار به او دست داده، دوباره او را دچار اضطراب نگراني كرده، براي رفع اين اضطراب دوباره دست به اين عمل مي‌زند. و به همين صورت ممكن است بارها اين كار را تكرار كند،

بلوغ زودرس

همانطور كه قبلا هم اشاره كرديم، معمولا بين بلوغ جنسي و بلوغ رواني و اقتصادي يك نوجوان فاصله‌اي چند ساله وجود دارد. نوجوان در اين فاصله فشارهاي زيادي را تحمل مي‌كند و دوران حساسي را مي‌گذراند. حال اگر فرض كنيم نوجواني زودتر از معمول به بلوغ برسد(بلوغ زودرس) اين مشكل در مورد او بيشتر مي‌شود. البته واكنش دختران و پسران نوجوان به بلوغ زودرس يكسان نيست. معمولا دختران نوجوان از بلوغ زودرس احساس ناراحتي مي‌كنند و سعي مي‌كنند تا جايي كه امكان دارد اين موضوع را از ديگران مخفي نگه دارند، در حالي كه پسران نوجوان از بلوغ زودرس استقبال نموده، با نوعي غرور و شعف در مورد آن صحبت مي‌كنند.
بديهي است نوجواناني كه زودتر به بلوغ مي‌رسند، مشكلات بيشتري دارند، چرا كه بايد فاصله زماني طولاني‌تري را طي كنند تا در زمان مناسب بتوانند با ازدواج غريزه جنسي‌شان را به طرز صحيحي ارضا كنند و همين فاصله زياد، ممكن است زمينه ساز ابتلا به خودارضايي شود.

لباس نامناسب

استفاده از لباس‌هاي نامناسب يكي ديگر از عوامل زمينه ساز خودارضايي است. لباس‌هاي تنگ و چسبان به ويژه در ابتداي بلوغ باعث افزايش جريان خون در ناحيه كمر و لگن خاصره شده، افزايش جريان خون در اين نواحي باعث تحريك آلت تناسبي و افزايش تمايلات شهواني در نوجوان مي‌شود. همچنين لباس‌هاي زير بسيار نرم و يا بسيار زبر باعث تحريك ميل جنسي مي‌شوند. تحريك تمايلات جنسي نيز زمينه ساز ابتلاي نوجوان به خودارضايي مي‌شود.

اطلاعات نادرست و مفيد پنداشتن خودارضايي

بسياري از نوجوانان به دليل اطلاعات كمشان در مورد مسائل جنسي سعي مي‌كنند از هر راهي كه امكان دارد اطلاعاتي در اين زمينه به دست آورند. از طريق دوستان، بزرگترها، كتاب‌ها و سايت‌هاي مختلف و.... بسياري از اطلاعاتي هم كه به دست مي‌آورند غلط است و هيچ مبناي علمي‌اي ندارد. چه بسا در خلال اطلاعاتي كه به دست مي‌آورند به اين نتيجه نادرست برسند كه خودارضايي نه تنها ضرر ندارد بلكه براي بدن مفيد هم هست و باعث آرامش فرد مي‌شود. همين امر ممكن است زمينه ساز ابتلاي نوجوان به خودارضايي گردد.
 آسيب‌ها و عوارض خودارضايي
 خودارضايي هم از نظر شرعي گناه محسوب مي‌شود و ضررهاي معنوي به همراه دارد و هم پيامدهاي رواني ـ جسماني نامطلوبي دارد. در اين قسمت آسيب‌ها و عوارض خودارضايي در چهار جنبه بررسي شده است:
آسيب‌هاي جسماني
براي بيان آسيب‌هاي جسمي خودارضايي از مقاله دكتر قدوسي زاده بهره گرفته‌ايم اين‌ها عوارضي است كه پزشكان غربي كه گاهي اوقاع حتي توصيه به خودارضايي هم مي‌كنند خودشان به آن اعتراف كرده‌اند و در مورد آنها تحقيق به عمل آورده‌اند.
آسيب‌هاي جسماني به سه مرحله تقسيم شده است.
مرحله مشكل‌ساز: در افرادي كه مدتي است گرفتار خودارضايي شده‌اند زودرس‌ترين عوارض ناشي از اين عمل عبارت است از:
الف: خستگي و كوفتگي
ب: نداشتن تمركز حواس
ج: ضعف حافظه
مرحله گرفتاري شديد.
بروز علائم زير در فرد گفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاي وي يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديد‌تري ظاهر شده است:
الف: تغييرات سريع خلقي
ب: حساسيت بيش از حد و زودرنجي
ج: كمر درد
د: نازك شدن موها
هـ : ناتواني جنسي در جواني
و: بدخوابي
مرحله گرفتاري بسيار شديد يا حالت اعتياد: موارد زير نشان‌دهنده حالت اعتياد فرد به اين كار است:
الف: ريزش شديد موها
ب: تار شدن ديد چشم‌ها
ج: وزوز گوش
د: انزال زودرس و غير ارادي و يا خروج مني به صورت قطره قطره
هـ: درد كشاله ران و ناحيه تناسلي
و: درد در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه.
بد نيست در اين جا به نحوه پيدايش برخي از اين عوارض اشاره‌اي داشته باشيم:
1ـ خستگي و كوفتگي: انقباض شديد و يك مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسي) باعث مصرف سريع مواد غذايي ذخيره شده در عضلات و به طور عمده كاهش گليكوژن مي‌شود. خستگي عضلاني تقريبا با سرعت تهي شدن عضلات از گليكوژن رابطهمستقيم دارد و هر چه اين سرعت بيشتر باشد، خستگي بيشتر است. در خودارضايي به علت انقباش‌هاي مكرر عضلات بدن ذخاير گليكوژن آنها به سرعت تمام مي‌شود و خستگي و كوفتگي هميشگي از عوارض طبيعي آن است.
2ـ ريزش مو: خودارضايي به تدريج با تغييرات هورموني و شيميايي كه در بدن ايجاد مي‌كند، باعث افزايش تبديل هورمون جنسي مردانه يعني تستوسترون به دي هيدرو تستوسترون مي شود كه عواقب بالا بودن اين ماده در خون، ريزش موها و تاسي سر و بزرگ شدن غده پروستات و عوارض ناشي از آن در پيري است.
3ـ خودارضايي مكرر باعث تحريك بيش از حد سيستم عصبي پاراسمپاتيك و افزايش تخليه استيل كولين از انتهاي اين رشته‌ها در مغز مي‌گردد و اين خود باعث پاره‌اي از عوارض جسماني و رواني چون حواس پرتي، ضعف حافظه، عدم تمركز حواس، سياهي رفتن چشم و در نهايت تاري ديد مي‌شود. تمام اين علامت‌ها ناشي از به هم خوردن تعادل ميزان مواد شيميايي موجود در مغز است كه وظيفه اين مواد رد و بدل شدن بين سلول‌هاي عصوبي و انتقال پيام‌هاي مختلف است.
برخي نيز بر اين عقيده‌اند كه علت بروز اختلالات مغزي (مانند حواس پرتي، نداشتن تمركز حواس و كاهش حافظه) ناشي از ظرفيت عظيمي از انرژي بدن است كه در هر بار انزال، تخليه شده، هدر مي‌رود زيرا مايع مني حاوي مقدار بسيار زيادي DNA ، RNA ، آنزيم‌ها پروتئين‌ها، مواد قندي، لسيتين، كلسيم، فسفر، نمك‌هاي بيولوژيك، تستوسترون و ... است. اين ذخاير عظيم انرژي كه بايد در بدن براي رشد و تقويت بخش‌هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد، بيهوده و به طور مكرر از بدن خارج مي‌شود و هدر رفتن هر كدام عوارضي را به دنبال مي‌آورد. براي مثال از آن جا كه سلول‌هاي خوني و پلاكت‌ها در مغز استخوان توليد مي‌شوند و به تكامل نهايي مي‌رسند و براي توليد آنها نيز انرژي بسيار زيادي مورد نياز است، در افراد گرفتار خودارضايي تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول‌هاي خوني با مشكل مواجه شده و منشأ كم خوني، ضعف و خستگي در اين افراد مي‌شود. همچنين دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال‌هاي مكرر باعث كاهش ذخاير اين مواد كه موا دحياتي براي سلامتي سلول‌هاي عصبي هستند، مي‌شود و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبي، مانند حواس‌پرتي، از بين رفتن تمركز حواس و.... بروز خواهد كرد.
آسيب‌هاي روحي ـ رواني
استرس و اضطراب، منزوي شدن و گوشه‌گيري، افسردگي، بي‌نشاطي و لذت نبردن از زندگي، تنفر از خود، تبديل شدن اين كار به يك عادت، بداخلاقي و تندخويي‌، زودرنجي، ضعف اراده، احساس حقارت، كاهش اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان از جمله آسيب‌هاي روحي‌ ـ رواني خودارضايي ه شمار مي‌آيند. شرح تعدادي از اين‌ها در مباحث گذشته بيان شد.

آسيب‌هاي اجتماعي

ناسازگاري خانوادگي، بي‌ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتواني در ارتباط با همسر در آينده، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت نفس، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگي مشترك، برخي از آسيب‌هاي اجتماعي ناشي از خودارضايي محسوب مي‌شوند.

آسيب معنوي

هيچ يك از آسيب‌هاي پيش گفته، به اهميت آسيب معنوي نيست، خودارضايي از نظر دين يكي از گناهان كبيره است. با هر گناهي كه انسان انجام مي‌دهد، زنگاري بر دلش نقش مي‌بندد. زنگار همان چيزي است كه روي فلزات و اشياء قيمتي مي‌نشيند و معمولا نشانه پوسيدن و از بين رفتن شفافيت درخشنگي آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است. در سخناني كه از امامان معصوم به ما رسيده است قلب و روح انسان به صفحه‌اي سفيد و نوراني تشبيه شده است كه هر گناهي انسان مرتكب مي‌شود همانند نقطه سياه بر اين صفحه سفيد نقش مي‌بندد. اگر شخص پشيمان شد و توبه كرد آن سياهي برطرف مي‌شود اما اگر همچنان به گناهش ادامه داد، نقاط سياه زياد و زيادتر مي‌شوند و در نهايت تمام قلبش را فرا مي‌گيرند و اگر چنين شد ديگر اميدي به بازگشت آن فرد نيست. خودارضايي بسياري از اوقات براي نوجوان به صورت عادت در مي‌آيد و روز به روز باعث دورتر شدن وي از خدا مي‌شود و همانند زنگاري قلب و روح او را تيره مي‌سازد.
در روايات ما نسبت به خودارضايي هشدارهاي لازم داده و بر زشتي آن تأكيد شده است. پيامبر عزيزمان در اين باره مي‌فرمايند:
كسي كه خودارضايي مي‌كند مورد لعنت و نفرين است.
در روايات ديگري آمده است كه در روز قيامت خدا با چنين شخصي سخن نمي‌گويد و اين نشانه خشم و غضب الهي است.
افراد مبتلا چه مي‌گويند؟
گزارش‌هاي افرادي كه مبتلا به خودارضايي هستند، يكي از راه‌هاي مطمئني است كه به وسيله آن مي‌توان به آسيب‌ها و عوارض اين عمل پي برد. در اين ا به نتايج تحقيقي كه حاصل بررسي حدود هزار نامه رسيده از نوجوانان و جوانان كشورمان است، اشاره‌اي مي‌كني. در نامه‌هاي بررسي شده موارد زير به عنوان آسيب‌هاي ناشي از خودارضايي ذكر شده‌اند:
گود شدن چشم وسياهي دور آن
مشكلات بينايي مثل سياهي رفتن چشم، ضعف بينايي و...
وزوز گوش
كم پشت شدن، نازك شدن، ريزش موها
درد در ناحيه اندام تناسلي و كمر
ضعف ميل جنسي
انزال زودرس
خروج غير ارادي مني
آمدن مني به صورت قطره قطره بعد از ادرار
قوز كمر
لاغري و ضعف قواي جسماني
خستگي، كوفتگي، سستي و كرختي
اختلالات خواب (بي‌خوابي، بدخوابي.
مشكل در دفع ادرار و تكرر ادرار
لرزش دست و پا و لرزش سر
كم خوني
رنگ پريدگي
درد مفاصل پا
‌بي‌نظمي در عادت ماهيانه
احساس نااميدي در زندگي
فكر خودكشي
وسواس در طهارت
ضعيف شدن اراده
ضعف اعصاب
بي‌علاقگي به درس
عدم تمركز حواس هنگام درس خواندن و مطالعه
افت تحصيلي
استرس و اضطراب
بدرفتاري و پرخاشگري با ديگران
افسردگي و گوشه گيري
بي‌علاقگي به عبادات
راه‌يافتن افكار پليد به ذهن
زودرنجي و عصبي شدن
لذن بردن از زندگي زناشويي
ضعف حافظه و حواس پرتي و فراموشي
تبديل شدن اين عمل به يك عادت و ....
موارد ديگري هم در اين نامه‌ها ذكر شده است كه به علت رعايت اختصار از ذكر آنها صرف نظر مي‌كنيم .
بد نيست در اين جا برخي از دست نوشته‌هاي افراد گرفتار خودارضايي را بياوريم:
نسبت به نوجوانان هم سن و سال خودم قوي‌تر و قدرتمندتر بودم، ولي اكنون بسيار ضعيف شده‌ام و قواي جسماني خودم را از دست داده‌ام، هميشه احساس خستگي و كسلي مي‌كنم.
گرفتار استمناء بودم و با نصايح شما ترك كردم ولي با عوارض آن درگيرم. ازدواج كردم و بر اثر ناتواني جنسي طلاق دادم و الان من ماندم و يك دنيا حسرت و پشيماني.
پسري 23 ساله هستم، فارغ التحصيل مكانيك. هزاران بار استمنا كردم و به همه چيز شباهت مي‌دهم غير از آدم... از همه چيز بدم مي‌آيد. ديوانه محض هستم و به انواع امراض مبتلا هستم. براي نجس نشدن لباس‌هايم بايد هميشه كيسه فريزر به خودم ببندم. هميشه جنب هستم.... بدنم لاغر و ضعيف و رنگ پريده شده... از هر چيزي مي‌ترسم، اميد، آينده و آرزو برايم بي‌معني است.....
من پسري هجده ساله از تهران هستم... از سيزده سالگي تا حالا به عادت زشت خودارضايي مشغولم... قبلا اين كار رو زياد، البته نه در حد وحشتناك، انجام مي‌دادم... به هر حال اين رفتار باعث تأثير در چهره من شده است. سياهي زير چشم، گود رفتن چشم، جوش....
من از سال اول راهنمايي با اين عمل زشت آشنا شدم. اين كاش هيچ وقت اون روز شوم نمي‌آمد. در هر حال من اصلا نمي‌دونستم كه اين عمل چي هست و چه بلاهايي سر انسان مي‌آورد. البته احساس بدي داشتم، اما فكر نمي‌كردم به اين جا برسه. در هر حال سه سال راهنمايي را به همين منوال گذراند. در سال دوم دبيرستان بود كه متوجه شدم اسم اين عمل شوم استمناست و از عوارضش آگاهي پيدا كردم و فهميدم كه گناه بزرگي است. اما متأسفانه من در طول اين چهار سال خيلي به اين عمل وابسته شده بود. و فاجعه بزرگتري كه در همين زمان اتفاق افتاد آشنايي من با دانشگاه و سايت كامپيوتر آن و كافي‌نت بود. اين آشنايي‌ها همه چيز را از من گرفت. بله همه چيز را از من گرفت. چرا؟ الان عرض مي‌كنم. من بعد از آشنايي با سايت‌هاي مستهجن در كافي‌نت، براي تأمين شهوتراني‌ام به پول نياز داشتم. از اين رو براي تأمين اين پول نقشه كشيدم و از دانشجويان دانشگاهي كه اصلا حق ورود به آن را نداشتم پول مي‌دزديدم.اين دزدي‌هاي من از دوم دبيرستان آغاز شد و تا سه سال بعد هم ادامه داشت. من كه در طول دوران اول و دوم دبيرستان يك دانش آموز ممتاز بودم به حيواني وحشي تبديل شده بودم كه تمام مرز‌هاي اخلاقي را در هم شكسته بود. من بسياري از كلاس‌هاي دوره پيش‌دانشگاهي‌ام را رها مي‌كردم و به دانشگاه مي‌رفتم و با دزدي از آنها به كافي‌نت‌ها مي‌رفتم و تمام وقت‌ عكس‌ها و فيلم‌ها و نوشته‌هاي مستهجن را تماشا مي‌كردم. درس هم كه معلوم است اصلا نمي‌خوندم. حتي براي رفتن به كافي‌نت‌ها از مادرم هم پول برمي‌داشتم. مادرم پير است و هميشه مي‌ديد كه پول‌هايش كم است و فكر مي‌كرد جايي جا گذاشته است. حالا ديديد وقتي مي‌گويم من شهوتران‌ترين آدم روي زمينم يعني چه؟ اين نفس اماره چنان اراده مرا ضعيف كرد كه ديگر نمي‌توانستم جلويش را بگيرم و چه چيزي براي يك انسان بدتر ازاين كه اراده‌اش را از او بگيرند، چرا كه اگر انساني اراده‌اش را از دست بدهد همه چيزش را از دست داده است. ولي اگر همه چيز به جز اراده را از انساني بگيرند او همه چيز خواهد داشت. من در طول اين مدت هزاران بار توبه كردم و هزاران بار نيز توبه شكني كردم. بيشترين مدتي كه توانستم جلو خودم را بگيرم دو ماه بود. اما دوباره شروع كردم. من با تسليم شدن در برابر اين لذت زودگذر همه چيزم را از دست داده ود. من در يك خانواده مذهبي بزرگ شده‌ام و به همين دليل بعد از انجام اين عمل زشت خيلي خيلي از خودم بدم مي‌آمد، به قدري كه دلم مي‌خواست هيچ وقت به دنيا نمي‌آمدم و يا دست ه خودكشي بزنم. ولي از خودكشي هم مي‌ترسم چون مي‌دانم آتش جهنم انتظارم را مي‌كشد. البته در اين راه هميشه لطف خداوند با من بود، چون غير از اين بود خودم مي‌دانم كه وضع بدتر ازاين مي‌شد. يكي از لطف‌هاي بارز خداوند به من اين بود كه در طي يكي از اين دزدي‌ها لو رفتم و دستگير شدم و نزديك بود آبرويم نيز برود اما به لطف خداوند اين اتفاق نيفتاد من من از آن به بعد دست از دزدي به طول كامل كشيدم. هر چند مي‌خواستم استمنا را نيز ترك كنم اما فقط دو هفته دوام آوردم. بعد از آن موضوع خيلي سعي كردم آدم شوم اما هميشه آن عكس‌ها و فيلم‌هايي كه ديده بودم روي من تأثير مي‌گذاشت و من دوباره اين عمل شنيع را انجام مي‌دادم. اين عمل زشت دينم، ايمانم، تقوايم، حيايم، امام زمانم، خدايم و خلاصه همه چيزم را از من گرفت. من كه اينقدر دوست داشتم انسان خوبي باشم و اين قدر به امام زمان(عج) علاقه داشتم تبديل شده بودم به موجودي پست‌تر از حيوان. بعد از پيش دانشگاهي كنكور دادم كه خوب معلوم است قبول نمي‌شدم. سال بعد هم همينطور، چون به جاي خواندن درس به شهوتراني پرداخته بودم. بعد از دو سال كنكور دادن ديگر واقعا از دست خودم عصباني شده بودم. بنابراين تصميم گرفتم ديگر درس بخوانم. بنابارين قشنگ درس خواندم . اما باز هم به عمل شنيعم ادامه مي‌دادم. بالاخره كنكور را دادم و در رشته .... قبول شدم. الان ترم اولم. اما هنوز دست از عمل زشتم برنداشته‌ام و حتي اين كار را بيشتر انجام مي‌دهم. چرا؟‌ چون در اين محيط با دانشجوياني برخورد كرده‌ام كه خوب درس مي‌خوانند و من چون درست درس نمي‌خوانم از آنها عقب مي‌افتم و نمرات من بسيار كم مي‌شود. اين رقابت شديد فشار رواني عظيمي بر مني وارد مي‌كند و باعث مي‌شود براي اينكه من بتوانم از اين فشار دور شوم به اين عمل روي مي‌آورد. از طرف ديگر در محيط دانشگاه دخترها هم حضور دارند كه باعث فشار بيشتري به من مي‌شود. علاوه بر اين دسترسي آسان به اينترنت و دوري از نظارت مادرم هم اين عمل را تشديد مي‌كند. به طوري كه تعداد دفعاتي كه من اين عمل را انجام مي‌دهم از يك بار در هفته به دو سه بار در هفته كشيده است. خيلي خيلي خيلي خسته‌ام. دلم مي‌خواد فرياد بزنم، آن قدر بلند كه تمام قلبم ويران شود و من دوباره آن را بسازم. اين بار زيبا، اما افسوس كه اين قلب خيلي سياه شده است. يعني خيلي يساهش كرده‌ام. البته در اين مدت من خيلي به درگاه خدا دعا مي‌كردم كه مرا از اين گناه زشت نجات دهد. اما گناهانم و قلب سياهم مانع از اجابت دعايم مي‌شد... به خدا قسم من دلم مي‌خواهد بنده خوب خدا باشم. ولي اين نفس بدجوري منو به زمين زد. برام دعا كنيد. چون من خودم هيچ آبرويي پيش خدا ندارم. ولي به رحمت و كرمش اميد دارم و ملتمسانه از او مي‌خوام كه مرا ببخشد.
بنده جواني هجده ساله‌ام كه سال گذشته رايانه‌اي خريدم و تنها در اتاقم با باز كردن سايت‌هاي مستهجن و ديدن آنها استمنا مي‌كردم و اين كار را براي خودم تفريحي مي‌دانستم و نمي‌دانستم كه چه مضراتي دارد و مرا دچار چه مشكلاتي مي‌كند. من قبل از عادت به استمنا فرد باهوش و با استعدادي بودم و دانش آموز ممتاز كلاسمان بودم، ولي به يكباره به فردي حواس پرت، كم استعداد و تنبل تبديل شدم و تمام شبانه روز احساس خستگي مي‌كنم واز زندگي لذت نمي‌برم و هيچگونه نشاطي در من ديده نمي‌شود و دچار روزمرگي شده‌ام و عزت و شرافتم را از دست داده‌ام و اميدي به آينده ندارم و احساس گناه مي‌كنم. من امسال كنكور دارم. كنكوري كه سرنوشت دانش آموز را رقم مي‌زند. ولي اصلا نمي‌توانم درس بخوانم. تمام افراد خانواده‌ام و فاميل و آشنايان از من انتظار دارند كه در كنكور رتبه خيلي خوبي كسب كنم، ولي آنها نمي‌دانند كه چه مشكلي پيدا كرده‌ام. من مثل.... از كاري كه كرده‌ام پشيمان هستم. الان مشكلاتي كه دارم عبارتند از: خستگي و كوفتگي دائم، حواس پرتي (تمام ذهنم پرشده از افكار وسواسي شديد)، ضعف حافظه، تاري ديد، كمردرد و ... تازه اين مشكلات، مشكلات جسماني هستند و من از لحاظ روحي و رواني نيز دچار عدم اعتماد به نفس و افسردگي شديدي شده‌ام و هيچگونه از نشانه‌هاي جواني در من ديده نمي‌شود و حتي فكر مي‌كنم از يك فرد معتاد نيز بدتر شده‌ام....

چند نكته

كساني كه مبتلا به خودارضايي هستند، ممكن است گرفتار تمام آسيب‌هاي بالا نشوند. ولي به تناسب مدت زمان ابتلايشان و همچنين ميزان دفعاتي كه اين كار را انجام مي‌دهند، مشكلاتي گريبانگيرشان خواهد شد.
ممكن است كسي بگويد عوارض و آسيب‌هايي كه ذكر شده مربوط يه كساني است كه شديدا به اين مشكل دچار هستند، ولي اگر كسي اين كار را در حد كم و معقول انجام دهد ضرري به او نمي‌رسد. در پاسخ به چنين افرادي بايد گفت حتي اگر اين حرف درست باشد وخودارضايي در حد محدود ضرري به دنبال نداشته باشد، ولي اعتراف بسياري از مبتلايان نشان مي‌دهد. معمولا افرادي كه گرفتار اين مشكل مي‌شوند، به تدريج به آن عادت كرده، تعداد دفعات انجام اين كار روز به روز بيشتر مي‌گردد. در واقع نسبت به اين عمل حالت اعتياد پيدا مي‌كنند و ترك آن برايشان بسيار مشكل مي‌شود وقتي هم به آن معتاد شوند قطعا آسيب‌ها و عوارض به سراغشان خواهد آمد و آنها را گرفتار خواهد نمود. همانطور كه سيگار كشيدن و يا استفاده از قرس‌هاي روان گردان حتي براي يكبار هم خطرناك است، چون لذتي كه فرد هنگام مصرف آنها مي‌برد و آرامش كاذبي كه به او دست مي‌دهد، او را به سم مصرف دوباره مي‌كشاند و زماني به خودش مي‌آيد كه به آنها معتاد شده است. يكي از متخصصين در اين باره مي‌گويد: استمناء توام با ارضاي كامل جنسي نيست و در صورت تكرار در دفعات بعدي به صورت يك عادت كامل، مركب از عادت رواني و عضوي در مي‌آيد كه در اين صورت شخص مبتلا حتي به طور غير اردادي آن را ادامه مي‌دهد و حتي گاه افزايش خواهد داد و به همان نسبت ضررهاي آن بيشتر خواهد شد. پس عاقلانه اين است كه از اول گرد آن نرويم و حتي يك بار هم تجربه‌اش نكنيم. احسان چنين مي‌گويد: من يه جوون هجده ساله هستم كه از سن سيزده چهارده سالگي اين عمل رو انجام مي‌دم من از اين عمل متنفرم ولي الان يك ساله بدجور بهش اعتياد دارم اصلا انگار ناخوداگاه اين كار رو انجام مي‌دم. شده واسم يه كار حتمي مثل آب خوردن و دستشويي كردن كه آدم خود به خود و اتوماتيك انجامش مي‌ده. مغزم بهش عادت كرده. اصلا انگار اگه يه روز اين كار رو انجام ندم مغزم به نورون‌هاي عصبيم دستور خوابيدن نمي‌ده. دارم ديوونه مي‌شم همه چيم افت كرده .... به دادم برسيد.
برخي از نوجوانان ممكن است تصور كنند كه عمل خودارضايي چون همراه با دفع شهوت است موجب آرامش مي‌گردد اين هم از تصورات اشتبهاي است كه برخي از كتاب‌ها و سايت‌هاي غير علمي آن را ترويج مي‌كنند و متأسفانه برخي از افراد هم فريب مي‌خورند. اما بايد گفت، چنين نيست، زيرا خودارضايي اگر موقتا هم باعث آرامش فرد شود، آرامشي كاذب ايجاد مي‌كند و پيامدهاي ناگوار آن، جايي براي خوشي موقت و لذت زودگذر ناشي از خودارضايي باقي نمي‌گذارد. درست مثل معتادي كه مصرف مواد را براي احساس لحظه سرخوشي ولذت به قيمت گزافي تكرار مي‌كند و در برابر آن چيزهاي ارزشمندي را از دست مي‌دهد. آرامش واقعي هنگامي به دست مي‌آيد كه غريزه جنسي از راه صحيح خودش ارضا گردد. خودارضايي كه نوعي انحراف در ارضاي ميل جنسي است و آسيب‌هاي زيادي مثل اضطراب و استرس به همراه دارد. چگونه مي‌تواند باعث آرامش گردد؟
ممكن است براي نوجواني كه هنوز آلوده به خودارضايي نشده است اين سوال ايجاد شود كه حالا من اگر خودارضايي نكنم و دست از اين لذت بردارم چه فايده‌هايي دارد؟ در جواب اين سوال مي‌توان گفت مبتلا نشدن به خودارضايي اگر هيچ فايده‌اي غير از درامان ماندن از آسيب‌هاي ذكر شده نداشته باشد، مي‌ارزد كه نوجوان كمر همت ببندد و با اراده‌اي قوي خودش را از افتادن در اين گرداب حفظ كند. علاوه بر اين عفت‌گرايي و پاكدامني به انسان كمك مي‌كند تا با فكري آرام و متمركز برنامه‌هايي را كه براي آينده خودش ريخته عملي كند، در حالي كه فرد مبتلا به خودارضايي از نظر فكري دائما به موضوعات جنسي مي‌انديشد و ذهنش با آنها درگير است و اين امر مانع تفكر آزاد مي‌شود و لذا خودارضايي از عوامل ركود فكري محسوب مي‌شود. بي‌علاقه گي به درس و تحصيل، عدم تمركز در هنگام مطالعه و افت تحصيلي نمونه‌اي از آسيب‌هايي است كه در برخي از نامه‌هاي نوجوانان هم به آنها اشاره شد. به روايات و احاديث هم كه مراجعه مي‌كنيم براي عفت گرايي و پاكدامني فوائدي را برشمرده‌اند.

مثلا امام علي (ع) مي‌فرمايند:

عفاف و پاكدامني برترين عبادت است
يكي از زيباترين فرازهايي كه در نهج البلاغه آمده اين جمله دلنشين است:
مجاهدي كه در راه خدا به شهادت رسيده است، پاداشش بيشتر از كسي نيست كه قدرت بر گناه دارد، ولي عفاف مي‌ورزد (و دامنش را به گناه آلوده نمي‌كند). نزديك است كه انسان پاكدامن فرشته‌اي از فرشته‌ها باشد.
انساني كه در مقابل وسوسه‌هاي شيطاني ايستادگي مي‌كند، در واقع به جنگ با نفسش رفته است و جهاد با نفس اماره از جنگيدن در ميدان نبرد ظاهري بسي مشكل‌تر و سخت‌تر است. همين پاكدامني و آلوده نشدن به گناه بود كه يوسف چاه نشين را به اوج رساند و او را عزيز مصر و مهم‌تر از آن، محبوب خدا گردانيد. شايد با خود بگوييد كه يوسف پيامبر كجا و من كجا؟ اما اين موارد در بين افراد عادي هم بسيار مشاهده شده است. در اين صفحات مجال اين نيست كه به آن‌ها بپردازيم. فقط براي نمونه به جريان يكي از اين قهرمانان واقعي كه در عصر خودمان مي‌زيست، اشاره مي‌كنيم:
امير نوجواني خوش سيما بود و در خانواده‌اي بسيار ثروتمند و مرفه زندگي مي‌كرد. پدر و مادرش هردو پزشك بودند. از آنجا كه افكرا غربي داشتند به ارزش‌ها و دستورهاي ديني چندان پايبند نبودند. آنها صبح زود از خانه بيرون مي‌رفتند و فقط آخر شب، براي استراحت به خانه برمي‌گشتند و براي اينكه امير احساس تنهايي نكند،‌دختر‌ خاله‌اش را كه همسن امير بود به فرزند خواندگي پذيرفته بوند و به خانه خودشان آورده بودند، از همان زمان بود كه آرامش زندگي امير به هم خورد، چون دختر خاله‌اش همانند زليخا، همواره خودش را به امير عرضه مي‌داشت و درخواست عمل نامشروع مي‌كرد ولي امير يوسف‌وار، عفت مي‌ورزيد و با كمك گرفتن از خدا در مقابل وسوسه‌هاي او مقاومت مي‌كرد،‌او از وضعيت پيش آمده بسيار نگران بود كه نكند سرانجام تسليم شود و دامنش به گناه آلوده شود.
امير در اين گيرو دار مبارزه با نفس و شيطان نامه‌اي به مجله زن روز مي‌نويسد و از مشاورين آنجا چاره‌اي مي‌جويد. اما ين هفته بعد از نوشتن نامه، شخصي به خوابش مي‌آيد و به او مي‌گويد: «امين» برو به دانشگاه اصلي، وقتت را تلف نكن.
بدين ترتيب امير كه اينك مفتخر به عنوان امين شده بود،‌ عازم جبهه‌هاي جنگ مي‌شود و پيش از رفتن نامه‌ ديگري براي مجله زن روز مي‌نويسد، سرانجام چهار روز پس از اعزام به جبهه، در عمليات كربلاي چهار در شلمچه، مزد استقامت و پاكدامني‌اش را مي‌گيرد و جام شهادت را سر مي‌كشد.

روش‌هاي پيشگيري

حتما شما هم اين جمله را بارها شنيده‌ايد:

پيشگيري مقدم بر درمان است، جمله‌اي بسيار دقيق و سنجيده، راننده‌اي كه هميشه قوانين راهنمايي و رانندگي را رعايت و به نكات ايمني توجه مي‌كند، هيچ وقت گرفتار تصادف و خطرات ناشي از آن نمي‌شود و لازم نيست هزينه‌هاي سنگين جاني و مالي بپردازد. شخصي كه با رعايت توصيه‌هاي بهداشتي‌، جلوي بيماري را مي‌گيرد، نه مجبور است هزينه‌هاي سنگين درماني را بپردازد و نه لازم است سهتي‌ها و درد‌هاي بيماري را تحمل كند.

همچنين جلوگيري از ابتلا به بيماري، هميشه امكان پذير است،‌ ولي راه درمان برخي بيماري‌ها مثل ايدز و برخي از سرطان‌ها هنوز كشف نشده است و عاقبتي جز مرگ ندارد. پس عاقلانه و منطقي اين است كه هميشه به دنبال پيشگيري باشيم تا به بيماري و سختي‌هاي آن دچار نشويم.
علاوه بر اين‌ها، يك اختلال و بيماري هر چند قابل درمان هم باشد، ولي بسياري از اوقات اثرات آن باقي مي‌ماند و فرد را عذاب مي‌دهد، دقيقا مثل يك اتومبيل كه اگر در يك تصادف چب كند، صافكاري و نقاشي هر چند خيلي هم تميز باشد، باز هم نمي‌تواند آن ماشين را مثل روز اولش كند. دوستان عزيز، خودارضايي هم، چنين داستاني دارد . در اين فصل به برخي از روش‌هاي پيشگيري از خودارضايي اشاره مي‌كنيم. اميد است با به كار بردن آنها از اين دام خطرناك به راحتي عبور كنيد و آينده تحصيلي، شغلي، خانوادگي و از همه مهم‌تر آينده معنوي خود را تضمين نماييد.

ورزش‌

نوجوان، آتشفشاني از انرژي و نوجواني، دوره فعاليت و جنب و جوش است. اگر اين انرژي پتانسيل به طور صحيح مديريت نشود، مشكلاتي را براي نوجوان ايجاد مي‌كند كه يكي از آنها خودارضايي است. يكي از راه‌هاي مهار و تعديل اين انرژي ورزش است. البته منظور از ورزش‌ در اين‌جا، ورزش‌هايي است كه به علت تحرك بالا در آنها، انرژي فرد تخليه مي‌شود و خستگي جسمي به همراه دارد. جالب اينجاست كه در بين نوجوانان ورزشكار، موارد كمتري از خودارضايي گزارش شده است. علتش هم روشن است، ورزش باعث دفع انرژي زايد بدن و تعديل قواي جنسي مي‌شود و زمينه خودارضايي را تا حدود زيادي از بين مي‌برد.
همچنين ورزش، علاوه بر اينكه سلامت جسماني فرد را تضمين مي‌نمايد، او را از نظر روحي و رواني هم سرزنده و شاداب مي‌كند. ورزشكاران به همان مقدار كه از فايده‌هاي جسمي ورزش صحبت مي‌كنند، از فوائد روحي و رواني آن نيز سخن مي‌گويند. ورزشكاران معمولا نسبت به افراد كم تحرك، اضطراب و افسردگي كمتري احساس مي‌كنند و آرامش بيشتري دارند. هما‌ن‌طور كه قبلا گفتيم يكي از علل خودارضايي، اضطراب و نگراني است، ورزش با كم كردن اضطراب و ايجاد آرامش، سهم بسزايي در جلوگيري از خودارضايي دارد.
فايده ديگر ورزش اين است كه استقامت نوجوان را در برابر مشكلات و سختي‌ها افزايش مي‌دهد. به ويژه ورزش‌هاي سختي مثل كوهنوردي كه با خطرات و فراز و نشيب‌هايي همراه است، سرسختي و مقاومت نوجوان را در برابر كشش و جاذبه گناهان زياد مي‌كند و او به راحتي اسير گناه نمي‌شو.
علاوه بر موارد بالا، ورزش‌هاي انرژي بر (مانند شنا، دوچرخه سواري، پياده روي سريع و....) نوجوان را براي يك خواب آرام و شيرين آماده مي‌سازد. خوابي كه باعث رفع خستگي و آرامش اعصاب مي‌شود و اين بسيار مهم است. نوجواناني كه كم تحرك هستند، معمولا شب‌ها دچار بي‌خوابي و يا بدخوابي هستند و نمي‌دانند با انرژي‌هاي مصرف نشده خود چه كنند. اين انرژي‌ها براي آنان مشكل ساز است و ممكن است آنها را به سمت خودارضايي سوق دهد، براي اينكه سستي و تنبلي، نوجوان را از ادامه فعاليت‌هاي ورزشي‌اش باز ندارد، بهتر است كه از ورزش‌هاي گروهي استفاده كنند تا از همراهي دوستانش كسب انگيزه كند.

تنظيم برنامه خواب

خواب واستراحت اگر مفيد و به اندازه كافي باشد، باعث آرامش جسمي و رواني فرد مي‌شو د و در سلامت و ي و جلوگيري از انحرافات اخلاقي نشق مهمي ايفا مي‌كند. امام علي مي‌فرمايند:
به درستي كه خواب، سبب تسلط قواي ذهني و استواري و قوت بدن است.
به منظور پيشگيري از خودارضايي، بهتر است نوجوان در تنظيم برنامه خوابش به راهكارهاي زير توجه نمايد و تا جايي كه مي‌تواند آن را اجرا كند:
شبها زماني به رختخواب برود كه كاملا خسته و آماده خواب است. اگر به طور كامل خسته نشده باشد، به ناچار مدتي را در رختخوابش بيدار مي‌ماند و چون افكار و انديشه‌هاي شهواني معمولا در اين مواقع به سراغ نوجوان مي‌آيند، ممكن است براي رهايي از فشار اين افكار دست به خود ارضايي بزند. به اين منظور بهتري است در صورت امكان در طول روز نخوابد تا در اثر خستگي ناشي از فعاليت‌هاي روزانه، شب زودتر و راحت‌تر به خواب برود. اگر با وجود عدم خستگي،باز هم مجبور است به رختخواببرود (مثلا به علت قوانين داخل خانه) كتابي را كه به آن علاقه دارد برداريد و مشغول مطالعه آن شود تا خستگي بر او غالب شود و خوابش ببرد.
اگر ممكن است قبل از خواب كمي ورزش كند، تا هم انرژي‌اش تخليه شود و هم خستگي بر او غلبه كند تا خواب راحتي داشته باشد.
هنگام هجوم افكار جنسي، برخيزد و موقعيتش را تغيير دهد، مثل وضو بگيرد، كمي قدم بزند، مطالعه كند و يا...
صبح‌ها از خواب كه بيدار شد، سريع از رختخواب بيرون بيايد و در حال بيداري در رختخواب نماند،‌ سيلوانوس استال: يكي از روانشناسان در اين باره مي‌گيد: به ياد آوريد كه بامدادان، بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان خيز است. پيكر را سست و ناتوان سازد و وسوسه‌هاي شوم در دل برانگيزد.
هيچ گاه به همراه فرد ديگري در يك رختخواب ويا زير يك لحاف نخوابد.
اگر در خوابگاه دانش آموزي به سر مي‌برد لازم است به هنگام خواب از شوخي‌هاي كلاميو بدني كه ممكن است باعث تحريك شهوت گردد اجتناب شود.
دماي اتاقي كه در آن مي‌خوابد نابيد خيلي گرم باشد. اين مسأله معمولا باعث كسالت وي شده، زود برخاستن او را با مشكل روبرو مي‌كند .
اتاقي كه در آن مي‌خوابد از تصاوير تحريك كننده خالي باشد.
حتما قسمت اصلي خوابش را در شب قرار دهد، خواب روزانه به هيچ عنوان جاي خواب شب را نمي‌گيرد، حتي اگر به لحاظ زماني برابر با آن باشد. خداي مهربان آرامش و آسايش را در شب قرار داده است. پژوهش‌هاي علمي صورت گرفته بر روي هشت پرستار در يكي از بيمارستان‌هاي آلمان ثابت كرده است كه خوابيدن در روز نمي‌تواند بي‌خوابي شب را جبران كند و خواب روز، حتي در اتاقي ساكت و بدون سر وصدا و تاريك، از نظر كيفيت داراي مزايا و ويژگي‌هاي خواب شب نيست. علاوه بر اين تا مي‌تواند سعي كند اول شب بخوابد و تا دير وقت بيدار نماند. آزمايش‌هاي محققان نشان مي‌دهد نياز انسان به مرحله چهارم خواب، يعني خواب عميق، بيشتر است و اين مرحله از خواب بيشتر در نيمه اول شب رخ مي‌دهد.
اگر احساس مي‌كند بي خوابي او ناشي از يك بيماري است، به پزشك مراجعه كرده و اين مشكل را برطرف نمايد.
سعي كند خود را عادت دهد كه هميشه به پشت بخوابد و هيچ وقت بر روي شكم نخوابد. خوابيدن بر روي شكم وضعيت نامناسبي را براي دستگاه تنفسي، معده و دستگاه تناسلي ايجاد مي‌كند.
رختخوابي كه روي آن مي‌خوابد خيلي گرم و نرم نباشد.، اين كار باعث مي‌شود بدني ورزيده و نيرومند داشته باشد و كمتر تحريك جنسي شود.
از خوابيد با لباس زير، نيمه عريان و يا لباس‌هاي خيلي نرم پرهيز نمايد.
به هيچ عنوان در اتاقي جداگانه و در تنهيي نخوابد، حتي اگر اتاق مستقلي دارد، براي خواب به جايي برود كه ديگران هم هستند و اگر مجبور شد در اتاق خودش بخوابد، در اتاقش را طوري باز بگذارد كه در معرض ديد ديگران باشد.
حتما موقع خواب مثانه خالي‌ باشد. براي اين كار لازم است قبل از خواب به توالت برود.
هميشه سر و دست‌ها از زير پتو يا لحاف بيرون باشد.
در حد امكان، سعي كند توصيه‌هاي ديني را در مورد خواب انجام دهد، كارهايي مثل وضو گرفتن قبل از خواب، بررسي كارهايي كه در طول روز انجام داده، تلاوت چند اآيه از قرآن با تأمل، به سمت قبله خوابيدن ( طوري كه به پهلوي راست بخوابد كه صورتش رو به قبله باشد) اين كارها تأثير زيادي در ايجاد فضاي معنوي دارد و ذهن و قبل انسان را از افكار شيطاني و منحرف حفظ مي‌كند.

تنظيم برنامه غذايي

خورد زياد برخي غذاها در سنين نوجواني، شهوت را تحريك كرده، مشكل ساز ميشود، نوجواني كه به دنبال حفظ كردن خود از تحريكات جنسي و انحرافات اخلاقي است. لازم است برنامه غذايي‌اش را هم كنترل و مديريت كند به همين منظور پيشنهاداتي در اينجا مطرح مي‌شود كه ايمدواريم راهگشا باشد:
حتي المقدور سعي شود غذاي شب، سبك و زودهضم باشد و در ابتداي شب صرف شود، يعني بين شام و خواب فاصله باشد.
شب‌ها از غذاهايي كه مثانه را پر مي‌كنند كمتر استفاده شود.
تا جايي كه مي‌شود از غذاهاي داراي طبيعت گرم كه تحريك كننده شهوت هستند، استفاده نشود و يا كمتر استفاده شود.
از غذاهايي كه در طول شب انسان را تشنه مي‌كنند، كمتر استفاده شود.
از نوشيدن قهوه، نسكافه، چاي زياد و خوردني‌ها و نوشيدني‌هايي كه خواب را مختل مي‌كنند‌، پرهيز شود.
از پرخوري و پركردن معده پرهيز شود، پرخوري زيان‌هاي زيادي به همراه دارد، زيان‌هايي مثل كسالت و تنبلي، افزايش خواب، دل مردگي و قساوت قلب، بد بو شدن دهان، بالا رفتن هزينه‌هاي زندگي، پريشان شدن خواب، ايجاد بيماري‌هاي مختفل و... يكي ديگر از ضررهاي پرخوري تحريك شهوت است. براي پرهيز از پرخوري به ما دستور داده شده است، زماني كه به طور كامل سير نشده‌ايم و هنوز ميل به غذا داريم، از خوردن دست بكشيم.

فرار از تنهايي

همانطور كه در فصل اول ذكر شد، يكي از زمينه‌هايي كه فضا را براي خودارضايي آماده مي‌كند تنهايي است. زيرا در تنهايي افكار و وسوسه‌هاي شيطاني به سراغ نوجوان مي‌آيد و او را به سمت گناه سوق مي‌دهد. نوجون بايد هميشه از تنهايي فرار كند. هيچ وقت تنها در خانه نماند. كارهايش را طوري برنامه ريزي كند كه اوقاتي كه در خانه سپري مي‌كند، هميشه كسي در خانه باشد، در خانه هم سعي كند به تنهايي در اتاقي نباشد. براي مطالعه و كارهايي كه نياز به تمركز دارد سعي كند از كتابخانه و سالن‌ها مطالعه استفاده كند و اگر امكانش نيست حتما درب اتاقي كه در آن مطالعه مي‌كند باز باشد تا ديگران به راحتي بتوانند رفت و آمد كنند و او را ببينند.

قطع ارتباط با دوستان منحرف

گفتيم يكي از علت خودارضايي، دوستي و رفاقت با دوستان منحرف است. اگر نوجوان دوستان نابابي دارد، براي پيشگيري از ابتلا به خودارضايي حتما از اين مارهاي خوش خط و خال فاصله بگيرد تا از زهر‌هاي كشينده آنان جان سالم به در برد. بايد در اين موارد مهارت نه گفتن را فرا گيريم و به كار بنديم. از اين كه ممكن است مسخره شويم و ما را بي‌عرضه بخوانند نهاراسيم و راهي را كه مطمئنيم درست است بپيماييم.
تا تواني مي‌گريز از يار بد يار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند يار بد بر جان و بر ايمان زند.
البته چون انسان موجودي اجتماعي است و به داشتن روابط دوستانه با ديگران نياز دارد، سعي كنيد با پيدا كردن و نگهداشتن دوستان خوب و سالم، زمينه حضور افراد ناباب و مشكل آفرين را در حلقه دوستانتان از بين ببريد.

پرهيز از عوامل تحريك كننده

يكي از عوامل تهريك كننده شهوت در نوجوانان، ديدن تصاوير و صحنه‌هاي مستهجن است. ميل جنسي در نوجوان در اوج خود قرار دارد، به همين خاطر ديدن عكس‌ها و صحنه‌هاي مبتذل، تأثيرات مخربي بر ذهن و روح نوجوان مي‌گذارد، ضمن اين كه ددن آنها اعتياد آور است و نوجوان را به سوي خود مي‌كشاند و در باتلاقي خطرناك فرو مي برد. تصاويري كه ديده است دائما مقابل چشمانش مجسم مي‌شوند و چون هيچ راه منطوقي و شرعي براي ارضاي شهوتش پيدا نمي‌كند به سمت خودارضايي كشيده مي‌شود. چشم چراني صحبت غير ضروري و شوخي كردن با نامحرم و همچنين صحبت در مورد مسائل جنسي و يا خواندن آنها از ديگر عوامل تحريك كننده شهوت مي‌باشند كه بايد از آنها اجتناب نمود. دوستي و ارتباط به اصطلاح عاطفي با جنس مخالف نيز از مواردي است كه شهوت را تحريك كرده، زمينه ساز ابتلا به خودارضايي است. به طور كلي مي‌توان گفت، نوجوان براي جلوگيري از طغيان شهوتش بايد جلوي مقدمات آن را بگيرد و كارهايي كه شهوت را تحريك مي‌كند ترك كند. درست مثل كسي كه انباري پر از چوب يا كاغذ دارد. براي جلوگيري از آتش سوزي و ايجاد خطر، به او توصيه مي‌شود نكات ايمني را رعايت نمايد. به عنوان مثال براي گرم كردن فضاي انبارش از نفت يا بنزين استفاده نكند و يا سيگارش را در آنجا خاموش نكند، چرا كه اگر آتش سوزي اتفاق بيفتد، معلوم نيست بتواند جلوي گسترش آن را بگيرد و حتي اگر هم بتواند آتش را مهار كند، باز هم خساراتي بر او وارد خواهد شد. نوجواني كه به هيچ عنوان چشم و گوش خودش را كنترل نمي‌كند به هر صحنه‌اي نگاه مي‌كند هر فيلم و عكس و كليپي را مي‌بيند در روابطش با جنس مخالف حريمي براي خودش قائل نيست در محيط‌هاي آلوده به گناه حضور مي‌يابد در مورد مسائل جنسي سخن مي‌گويد و... نبايد انتظار داشته باشد كه بتواند شهوتش را كنترل كند.
در چنين مواقعي بهتر است در صورت انجام دادن يكي از اين كارها جريمه سنگيني براي خودش قرار دهد. جريمه‌اي كه نقش بازدارندگي داشته باشد و تلخي آن در ذهنش باقي بماند تا بار ديگر به سراغ آن كار نرود.

كنترل نگاه

چشم چراني و نگاه‌هاي شهوت آميز به نامحرم و حتي به محارم از عوامل تحريك كننده ميل جنسي در افراد است. در مقابل يكي از مهارت‌هاي بسيار مهم و تأثير گذار در كنترل غريزه جنسي، كنترل نگاه است. قرآن كريم در دو فرمان جداگانه به مردان و زنان مسلمان دستور مي‌دهد كه نگاه خود را كنترل كرده به نامحرم خيره نشوند، برخي از زنان و دختران به اشتباه خيال مي‌كنند كه دستور كنترل نگاه در برابر نامحرم فقط مخصوص مردان است، در حالي كه در دستورات ديني ما زنان هم از نگاه كردن به نامحرم منع شده‌اند در حالي كه در دستورات ديني ما زنان هم از نگاه كردن به نامحرم منع شده‌آند. ام سلمه همسر پيغمبر اكرم نقل مي‌كند، پس از نازل شدن آيه حجاب روزي من و ميمونه نزد رسول خدا بوديم كه ابن مكتوم نابينا وارد شد. حضرت به ما فرمود: پشت پرده قرار بگيريد، ما گفتيم: اي رسول خدا مگر نه اين است كه او نابيناست و ما را نمي‌بيند؟ حضرت در پاسخ فرمود: آيا شما دو نفر هم نابينا هستيد؟ آيا او را نمي‌بينيد؟
كنترل چشم و نگاه علاوه بر اين كه از طغيان ميل جنسي جلوگيري مي‌كند، فايده‌هاي ديگري از جمله برخورداري از آرامش فكري، اعتماد ديگران به فرد و چشيدن لذت ايمان و عبادت را به همراه دارد.
در مورد چشم چراني و چگونگي اثرات آن بر ذهن و خيال انسان در فصل اول سخن گفتيم و نيازي به تكرار نيست.

كنترل خيال

همانطور كه حواس ظاهري نقش مهمي در تحريك ميل جنسي دارند. فكر و خيال پردازي نيز سهم بسزايي در اين زمينه به خود اختصاص مي‌دهد. بعضي از نوجوانان در كنترل حواس ظاهري خود موفقند، ولي كنترل فكر و خيال را خيلي جدي نمي‌گيرند و از همين جا ضربه مي‌خورند. دائما در خيال خود صحنه‌هاي غيراخلاقي را تجسم مي‌كنند و همين امر ممكن است آنها را به سمت گناه سوق دهد. اما علي، در اين زمينه مي‌فرمايند:
هر كس زياد به فكر گناهان باشد، عاقبت به سمت گناه كشيده مي‌شود.
حضرت عيسي در كلامي دلنشين و زيبا گناه را به آتش و فكر گناه را به دود آن تشبيه فرموده است.
شعله آتشي كه در يك اتاق روشن است، حتي اگر اتاق را به آتش نكشد، سياهي و دودش اتاق را خراب كرده باعث تيره شدن ديوارها و وسايل اتاق مي‌گردد.
خوب است نوجوان، هميشه موضوعاتي براي فكر كردن در ذهنش داشته باشد، موضوعاتي علمي، اجتماعي، سياسي، اعتقادي و مذهبي و ... هر زمان كه افكار و تخيلات جنسي به ذهنش هجوم آوردند، با پرداختن به آن موضوعات خودش را از شر افكار و وسوسه‌هاي شيطاني نجات بخشد. همچنين مي‌تواند با مطالعه كتاب‌هاي مورد علاقه، خيال و فكرش را مهار كند و در اختيار بگيرد.

مديريت اوقات فراغت

پركردن و برنامه‌ريزي براي اوقاع فراغت معمولا يكي از مشكلاتي است كه افراد با آن روبرو مي‌شوند. به دليل تعطيلات زياد نظام آموزش و پرورش اين معضل در مورد نوجوانان بيشتر مطرح است. يكاري و نداشتن برناه براي اوقات فراغت آسيب‌زا است و آفت‌هاي زيادي به همراه دارد. انسان موجود عجيبي است و دائما ذهن و يالش فعاليت مي‌كند. اگر فوه خيال آزاد باشد و انسان اين نيرو را در اختيار خودش نگيرد، به فساد كشيده مي شود. حضرت علي(ع) مي‌فرمايند:
اگر نفس را به كاري مشغول نكني، او تو را به خودش مشغول مي‌سازد.
نفس انسان با خيلي از چيزها فرق مي‌كند. يك انگشتر اگر براي مدتي روي طاقچه‌اي بي‌استفاده بماند اتفاقي نمي‌افتد ولي نفس انسان مثل انگشتر نيست، هميشه بايد مشغولبه كاري باشد. اگر به او كار نداشته باشيد، او شما را به آنچه كه دلش مي‌خواهد وادار مي‌كند، مثلا قوه تخيل را به كار مي‌اندازد و همين خيالات است كه انسان را به هزاران نوع گناه مي‌كشاند. پس برنامه‌ريزي براي اوقات فراغت بسيار مهم است. هر نوجواني بايد براي اوقاع فراغتش به ويژه تعطيلات طولاني، مثل تابستان و ايام نوروز، برنامه داشته باشد. ياد گرفتن برخي حرفه‌ها يا هنرهايي مثل خوشنويسي، هنرهاي رايانه‌اي، آموزش شنا، پرورش گل و سبزي در خانه، توليد محصولات هنري و يا تفريحات سالم چند نمونه از فعاليت‌هايي است كه نوجوان مي‌تواند در اوقات فراغتش انجام دهد.

كار و اشتغال

در اسلام بي‌كاري نكوهش شده و كار به عنوان يك امر مقدس شناخته شده است. در حديث آمده است كه خداوند مومني را كه داراي يك حرفه است و بدان اشتغال دارد دوست دارد. اما كسي كه بيكار بگردد و بار خودش را بر دوش مردم بيندازد، مورد لعنت خداست. بيكاري يكي از مشكلاتي است كه خودش علت بسياري از انحرافات و گناهان است. بيكاري به ويژه براي نوجوان كه منبع انرژي متراكم است و ذهنش پر است از افكار گوناگون، بسيار مشكل آفرين است و او را به سمت انحراف مي‌كشاند، از طوري فكار و اشتغال به نوجوان كمك مي‌كند تا اين انرژي و نيرو را در مسير درست صرف كند. علاوه بر اين كار مانعي جدي براي گرايش به انحرافات اخلاقي است. موريس دبس روان شناس چنين مي‌گويد:
اگر بكوشيم نوجانان و جوانان را به زندگي سالم و فعال عادت دهيم و آنها را از بيكاري و تنهايي دور كنيم با مرض خودارضايي مبارزه كرده‌ايم.
بسياري از نوجوانان دانش آموز در ايام تعطيلات تابستان كه مدارس تعطيل است سر كار مي‌روند و ضن ياد گرفتن يك حرفه و به دست آوردن درآمد اقتصادي، خودشان را از آفات بيكاري حفظ مي‌كنند. اين كار براي نوجواناني كه به هر دليلي ترك تحصيل كرده‌اند و يا پس از گرفتن ديپلم قصد ادامه تحصيل ندارند ضروري به نظر مي‌رسد. البته توجه به اين نكته ضروري است كه محيطي كه نوجوان براي كار انتخاب مي‌كند، بايد سالم و پاك باشد و خودش نوجوان را آلوده نسازد. در طول سال تحصيلي هم كه تراكم درس‌ها به نوجوان اجازه نمي‌دهد سر كار برود، مي‌تواند فعاليت‌هايي را براي خودش برنامه ريزي كند.
كار و اشتغال علاوه بر اينكه باعث تخليه انرژي‌هاي ذخيره شده و زائد بدن انسان مي‌شود، نشاط و آرامش رواني وي را هم فراهم مي‌كند. يعني بهداشت رواني فرد را تأمين مي‌كند. ولتر نويسنده معروف چنين مي‌گويد:
هر وقت احساس مي‌كند كه درد و رنج بيماري مي خواهد مرا از پاي درآورد، به كار پناه مي‌برم و كار بهترين درمان دردهاي دروني من است.
پاسكال دانشمند معروف فرانسوي هم مي‌گويد:
مصدر كليه مفاسد فكري و اخلاقي بيكاري است و هر كشوري كه بخواهد اين عيب بزرگ اجتماعي را رفع كند، بايد مردم را به كار وادارد تا آرامش كلي در وجود افراد برقرار شود.

روزه گرفتن

گفتيم يكي از راه‌هاي پيشگيري از ابتلا به خودارضايي پرهيز از پرخوري است كه يكي از روش هاي ان روزه‌گرفتن است. روزه علاوه بر اين كه نوجوان را در حصاري از معنويت قرار داده ،ا نرژي رواني او را به سمت هدف‌هاي والا جهت مي‌دهد، همچنين باعث كاهش كالري ذخيرهش شده در بدن مي‌گردد، در نتيجه انرژي حاصل از مواد غذايي در بدن كم مي‌شودو اين امر در كاهش ميل جنسي موثر است. روزي شخصي خدمت پيمابر اكرم رسيد و گفت به علت شرايط نامناسب مالي فعلا توانيايي ازدواج ندارم و از حضرت راهي براي مهار شهتش خواست. يكي از توصيه‌هايي كه پيامبر به او فرمودند اين بود كه زياد روزه بگيرد. در توصيه ديگري رسول اكرم چنين مي‌فرمايند:
اي جوانان به شما سفارش مي‌كند ازدواج كنيد و همسري را براي خود برگزينيد و اگر شرايط ازدواج را نداريد زياد روزه بگيريد، زيرا روزه توان جنسي را كنترل و تعديل مي‌كند.
نوجوان اگر بتواند هفته‌اي يكي دو روز روزه مستحبي بگيرد براي كاهش غريزه جنسي‌اش بسيار مفيد است. اگر توان آن را ندارد و يا شرايط روزه گرفتن مهيا نيست، مقدار غذايش را كاهش و فاصله بين وعده‌هاي غذايي را افزايش دهد. روزه علاوه بر كاهش ميل جنسي، فايده‌هاي ديگري هم دارد كه يكي از آنها تقويت نيروي تقوا در وجود فرد است. تقوا نيروي بازدارنده فرد در مقابل گناهان و آلودگي‌هاست. نيرويي دروني است كه هميشه همراه انسان است و او را از دست زدن به كارهاي غير شرعي و حرام بازمي‌دارد. يكي ديگر از آثار روزه گرفتن، تقويت نيروي اراده است كه در پيشگري از خودارضايي نقش مهمي را ايفا مي‌كند.

بلند نگه داشتن موهاي بدن

يكي ديگر از مواردي كه شهوت را كم مي‌كند، بلند نگه داشتن موهاي بدن است. در برخي از احاديث هم به اين مطلب اشاره شده است. يكي از توصيه‌هايي كه پيامبر عزيزمان به فردي كه به خاطر بي‌پولي، توانايي ازدواج نداشت فرمودند اين بود كه موهاي بدنت را بلند كن. امام علي هم مي‌فرمايند: افزايش مو در بدن شهوت را قطع مي‌كند.
البته نوجواني كه به اين دستور عمل مي‌كند بايد به بهداشت بدنش اهميت زيادي بدهد كه مبادا بر اثر بلند شدن موهاي بدن ميكروب ها و بيماري‌ها گريبانگيرش شود. علاه بر اين پاكيزه نبودن نواحي اطراف عورت، باعث خارش آن موضع مي‌شود و خود خاراندن ممكن است زمينه لذت بردن و در ادامه خودارضايي را فراهم كند.

نكاتي در مورد حمام رفتن

حمام يكي از جاهايي است كه زمينه ابتلا به خودارضايي در آن جا فراهم است. چون در زمان حمام رفتن، نوجوان تنهاست و گفتيم كه يكي از علل خودارضايي، تنهايي است. بعضي از نوجوانان به بهانه تميزي و يا به علت داشتن وسواس، وقت زيادي را در حمام مي‌گذرانند كه بسيار غلط است، نوجوان بهتر است براي حمام رفتن، به نكات زير توجه نمايد و آنها را به كار ببندد:
مدت حمام را تا جايي كه ممكن است كوتاه باشد و در صورت امكان از پانزده دقيقه بيشتر نشود.
در حمام به طور كامل عريان نشود و لباس زيرش را تا لحظه آخر بر تن داشته باشد.
از ليف و صابون زدن به اندام تناسلي اجتناب نمايد و به شستن آن با آب كفايت كند.
از دست ورزي و بازي كردن با اعضاي بدنش، به ويژه ناحيه آلت تناسلي خودداري نمايد.
به هيچ عنوان به بدن خودش، به ويژه ناحيه آلت تناسلي نگاه نكند، (نه به طور مستقيم و نه در آينه).
در صورت نياز به از بين بردن موهاي زائد بدن، به جاي تيغ از پودرهاي بهداشتي موبر استفاده نمايد.
از پوشيدن لباس‌هاي تنگ و چسبان، به خصوص لباس زير اجتناب كند.

استفاده از كش شوك

يكي از روش‌هايي كه براي پيشگيري مناسب است، توجه به آسيب‌ها و عوارض خودارضايي است. خوب است كه نوجوان عزيز زماني كه مورد هجوم افكار شيطاني و تحريك كننده قرار مي‌گيرد و شهوت به او فشار مي‌آورد، كمي در مورد آسيب‌هاي خودارضايي فكر كند. ببيند آيا مي‌ارزد براي رسيدن به لذتي زودگذر و موقت، آن همه عوارض و آسيب‌ها را به جان بخرد. براي اين كار مي‌تواند يك كش به دست خود ببندد و هر زمان كه مورد فشار ميل جنسي قرار گرفت، چندين بار اين كش را بكشد و رها كند. با اين كار دردي در دستش احساس مي‌كند و شوك خفيفي بر او وارد مي‌شود و با اين شوك به ياد ضرها و آسيب‌هاي اين كار مي‌افتد. ضررهايي كه برخي از آنها زندگي وي را مختل كرده، عاقبت خوشي هم به همراه نخواهد داشت.

پرورش و تقويت ايمان و معنويت

مواردي كه در بالا ذكر شد، در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان هشوت موثر و راهگشايند. اما شايد مهم‌ترين عامل پيشگيري از انحرافاتي مثل خودارضايي، پرورش معنويت و تقويت ايمان باشد. ايمان يك نيروي دروني است كه فد را در مقال گناهان و لغز‌ش‌ها بيمه كرده، از او محافظت مي‌نمايد. اگر نوجوان با تمام وجود باور كند كه تمام كارهايي كه انجام مي‌دهد و حتي فكرهايي كه در ذهن دارد، زير ذره‌بين است و خدا مراقب اوست و لحظه‌اي از او غفلت نمي‌كند شرم و حيا به او اجازه نمي‌دهد كه مرتكب گناه شود. اگر باور داشته باشد كه اين كار ضررهاي معنوي و سرانجام بدي در پي دارد. هيچ وقت به سراغ اين كار نمي‌رود تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد هيچ ضمانتي براي دوري از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد، به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كننده شهوت، بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيزي ضروري است نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارورو كند. نماز، دعا و خواندن قرآن از جمله كارهايي هستند كه فرد را در اين راه ياري مي‌كنند.

قرآن در مورد نماز مي‌فرمايد:

همانا نماز انسان را از زشتي‌ها و گناه باز مي‌دارد.
اگر ما در هر روز حداقل پنج وعده دوش بگيريم و خودمان را تميز كنيم، آيا ميكروب‌ و آلودگي‌اي در بدنمان باقي مي‌ماند؟ نماز تقريبا چنين حالتي دارد. نمازهاي پنج گانه، كه بر ما واجب است، و همچنين نمازهاي مستحبي، انسان را از آلودگي‌هاي روحي پاك كرده، سپري هستند در برابر گناهاني كه سلامتي روح ما را تهديد مي‌كنند. امام علي مي‌فرمايند:
نماز دژي است در برابر حملات شيطان
طبيعتا نماز وقتي اين ويژگي را دارد كه انسان سعي كند آداب و شرايط آن را رعايت كند.

روش‌هاي درمان

با تمام راهكارهايي كه براي پيشگري از ابتلا به بيماري‌ها گفته ميشود باز هم عده‌اي به دلايل مختلف گرفتار بيماري مي‌شوند. در اين جا چاره‌اي جز به كار بردن روش‌هاي درماني وجود ندارد. در مورد خودارضايي هم چنين است برخي از نوجانان به دلايل مخلتفي از جمله بي‌اطلاعي از زيان‌ها و عوارض اين كار و يا دلايلي كه در فصل اول ذكر شد، گرفتار خودارضايي شده‌اند. اين‌ها بايد تمام انرژي و توان خود را براي درمان خودارضايي به كار ببندند. تمام نكاتي كه در فصل گذشته در مورد راه‌هاي پيشگيري گفته شد، دقيقا در مورد درمان خودارضايي هم كاربرد دارند و ما به دليل جلوگيري از تكرار، از بيان دوباره آنها خودداري مي‌كنيم. ولي نوجواني كه در صددد ترك اين عادت ناپسند مي‌باشد، بايد مو به مو آنها را به كار ببندد. علاوه بر اين در اين فصل به نكات جديدي اشاره خواهيم كرد:

اعتقاد به درمان پذيري

اولين قدم براي حل هر مشكلي اين است كه باور داشته باشيم مشكلمان قابل حل است. اگر از همان ابتدا بر اين باور باشيم كه اين مشكل حل شدني نيست، تلاشمان بي‌فايده است و راه به جايي نمي‌برد. در درمان اين كار نبايد نااميدي بر ما غلبه كند. نورمن وينسنت پيل‌ روانشناس آمريكايي چنين مي‌گويد: هرگز كلمه نمي‌شود را به كار نبريد، زيرا كاربرد اين كلمه يعني قبول آن خوب است در اين جا به برخي از نامه‌هاي افرادي كه با توكل بر خدا و تلاش خودشان موفق به ترك خودارضايي شده‌اند اشاره‌اي داشته باشيم:
به شكرانه الهي موفق شدم اين عادت ناپسند را تماما ترك نمايم... .موضوعي كه در اين ميان دريافتم اين بود كه من مي‌تواند در لحظات حساسي كه وسوسه‌هاي شيطان به سراغم مي‌آيد، به آن پاسخ منفي بدهم و اين كه من حداقل اراده براي مقابله با وسوسه‌هاي شيطان را در خود مي‌بينم و مي‌توانم با ايستادگي به تدريج آن را تقويت نمايد. در اين ميان راهنمايي‌هاي پاياني شما در آخرين مكاتبه بسيار كارآمد و موثر بود و به نسبت پاسخ‌هاي قبلي تأثيگذارتر بود. من هم اكنون در حال بازيابي هويت خود هستم اين كه چه كسي هستم چه اهدافي دارم و در حال حاضر چه بايد بكنم كه البته در اين مسير مطالعه آثار شهيد مطهري بسيار سودمند بود... من فكر مي‌كنم كه اگر به وظايف فردي و اجتماعي‌ام عمل نمايد خداوند مرا به بهترين شكل ممكن حمايت خواهد نمد و بهترين سرنوشت را برايم رقم خواهد زد.
مي‌خواستم تشكر كنم! با انجام روش‌هايي كه ذكر كرديد توانتستم از اين عمل شنيع دست بردارم.
تابستان سال سوم دانشگاه آنروز زيباترين روز بهاري زندگاني‌ام بود بعد از نماز ظهار دست‌هايم را به سوي درگاهش بلند كردم و با تمام وجود فرياد زدم خدااااااااااااااااااااااا مي‌خواهم آدم شم خدااااااااااااااااااا ! كمكم كن و جوابم را بده! يادم است آن راز اين تصميم از اعماق قلبم بند مي شد و به درگاه حضرت دوست مي‌رفت. نمي‌دانم آن لحظه بين من و خدا چه گذشت ولي آن شب را براي نماز شب از خواب بلند شدم. الله اكبر! با تمامم وجود شروع كردم به خواندن نماز و در تمام نماز عاشقانه گريستم و با او درد دل كردم. نمازي كه دلم مي‌خواست هيچ گاه پايان نپذيرد. روز اول تير ماه همه نمازهايم با اذان شروع شد و شب دوباره در خلوت تنهايي‌ام با خدا عاشقانه راز و نياز كردم و گريستم و كمك خواستم.... الان هفت ماه است كه موفق شده‌ام با كمك خدا اين عمل را ترك كنم. مي‌دانم كه اگر اراده كنم مي‌توانم همين روند را ادامه دهم....
با استعانت از خداوند و توسل به اهل بيت عصمت و طهارت و جديت خودم خود را از اين گناه به مرور زمان دور كردم و با وجود همه سختي‌هاي ترك اين گناه موفق به ترك شدم.
لذا با جديت از آن لحظه تصميم به ترك گناه گرفتم و با دعا و نيايش به درگاه خداوند خود را كم كم از اين گناه دور كردم و عهد كردم كه ديگر به سراغ اين گناه نروم. الحمد لله! با عنايات امام زمان موفق به ترك اين گناه در همان سن هفده، هجده سالگي شدم، از آن به بعد هم سعي در به دست آوردن روحيه، توجه بيشتر به معنويات و اعتقادات پيدا كردم.

تدريجي بودن درمان

تدريجي بودن درمان از نكات مهمي است كه بايد مورد توجه فرد مبتلا قرار گيرد. نوجواني كه چند ماه و يا چند سال گرفتار اين مشكل بوده،نبايد از خودش انتظار داشته باشد كه در عرض چند روز يا چند هفته بتواند اين كار را ترك كند، همين كه به تدريج بتواند از تعداد دفعات آن بكاهد، پيشرفت خوبي كرده است. همان طور كه قبلا اشاره كرديم، يكي از عوارض خودارضايي اعتياد به اين است. كسي كه به خودارضايي عادت كرده باشد، براي درمانش نياز به زمان دارد، درست مثل كسي كه معتاد به مواد مخدر شده باشد. چنين شخصي نبايد در درمان عجله كند و اگر بعد از مدتي ديد هنوز مشكلش حل نشده، نبايد نااميد گردد. درمان مشكلي كه به صورت عادت درآمده است، در زمان كوتاه، معمولا غير ممكن و يا خيلي مشكل است. گاهي اوقات درمان خودارضايي حداقل به همان ميزاني كه فرد مبتلا به اين كار بوده نيازمند زمان است البته گاهي اوقات هم فرد با اراده قوي خودش پس از سال‌ها ابتلا به خودارضايي در عرض مدت كوتاهي اين كار را ترك مي‌كند. پس شتاب‌زده و مأيوس نشويم و از ميدان نبرد مبارزه بيرون نرويم.
اگر نوجوان مبتلا به خودارضايي بتواند درمان اين مشكل را تحت نظر يك مشاور دلسوز، مذهبي، امين و كاردان پيگيري نمايد و مراحل درماني را با راهنمايي‌هاي او قدم به قدم طي كند، قطعا موثرتر خواهد بود، تجربه تعدادي از مبتلايان نشان مي‌دهد كه اين روش با موفقيت بيشتري همراه است.

تقويت اراده

شايد مهم‌ترين نكته در درمان خودارضايي، اراده و خواست خود فرد باشد. اگر نوجوان مبتلا نخواهد خودش را درمان كند، مي‌تواند با قاطعيت گفت كه درمان امكان ندارد. ولي اگر خودش اراده كرد اين مشكل را حل كند، بر هر مانعي غلبه خواهد كرد و قعطا موفق خواهد شد، چرا كه خواستن توانستن است. هيچ مانعي نمي‌تواند در برابر اراده انسان مقاومت كند. البته اراده همانند نهالي است كه بايد آن را پرورش دهيم تا به مرحله ثمردهي برسد. به عبارتي ديگر، اراده تقويت شدني است.
گاهي اوقات نوجوان تمام‌ راه‌هاي پيشگيري و شيوه‌هاي درمان را مي‌داند، ولي اراده‌اش را براي ترك خودارضايي ضعيف است. يكي از شايع‌ترين حالاتي كه نوجوانان مبتلا به خودارضايي در خودشان مي‌يابند، اين است كه اراده شان چنان ضعيف شده كه نمي‌توانند تصميم جدي بر ترك اين كار بگيرند يا اين كه تصميم مي‌گيرند ولي نمي‌توانند اين تصميم را عملي كنند و به آخر برسانند. بعضي از نوجوانان مبتلا به خودارضايي مي‌گويند ديگر اراده‌اي براي ترك اين كار در ما باقي نمانده است، وليا ين حرف غلط است. ممكن است اراده اسنان ضعيف شود ولي هرگز از بين نمي‌رود. نشانه‌اش هم اين است كه نوجوان اين عمل را در حضور ديگران انجام نمي‌دهد. يعني هنوز اين اراده را دارد كه برخي مواقع و در برخي جاها به اين كاردست نزدند. اما بايد اين اراده را دارد كه برخي مواقع و در بخريجاها دست به اين كار نزند. اما بايد اين اراده ضعيف را تقويت كند. براي تقويت اراده شيوه‌هاي متخلفي ذكر شده است كه به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:
يكي از كارهاي اساسي براي تقويت اراده، تلقين جملاتي است كه به فرد نيرو و انرژي رواني مي‌دهد. يعني هر روز جملاتي كه انرژي مثبت دارند در ذهنتان مرور كنيد و حتي به زبان بياوريد. جملاتي مانند: من اراده لازم براي انجام كارهايم را دارم. هيچ چيز نمي‌تواند اراده‌ام را متزلزل كند. اراده‌ام هر روز محكم‌تر مي‌شود، بايد موفق شوم، زيرا موفقيت از آن نيرومندان است. و ..... همچنين در كارهاي سخت و دشوار هم تلقين را فراموش نكنيد. فيليس سيمولك چنين مي‌گويد: به كار بردن و نگار كلمات منفي، مخرب و ويرانگر است. اين كلمات قفل‌هايي هستند كه بر درهاي ورودي هر راه حلي زده مي‌شود تا ما را براي شكست آماده كند و برعكس كلمه آري به هيجانمان مي‌آورد، تحرك مي‌بخشد و چنان فعال مي‌شويم كه مشكلمان را حل خواهيم كرد. ويكتور پوشه، روان شناس طفرانسوي، در مورد خودارضايي مي‌گويد: افراد مبتلا به اين عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: من به خوبي مي‌توانم اين عادت بد را از خود دور كنم، من مي‌توانم. اين عبارت ساده، اثر عجيبي در تقويت اراده و روحيه دارد.
براي تقويت اراده بايد از پراكنده كاري و آشفتگي دركارهايتان پرهيز كنيد. كارهاي متنوع و مختلف علاوه بر اين كه انرژي ما را پراكنده مي‌سازند، موجب به هم ريختگي فكري هم مي‌شوند. پس بكوشيد به كارهايتان تمركز و انسجام ببخشيد.
سعي كنيد كارهايي را كه بر عهده مي‌گيرد، ناتمام رها نكنيد و آنها را تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه دهيد. كارهاي نيمه تمام، باعث مي‌شوند‌ فرد، خودش را انساني بي‌اراده و يا داراي ضعف اراده تصور كند و ديگر قدرت بر عهده گرفتن فعاليت‌ها و مسووليت‌هاي مخلتف را نداشته باشد. قبل از انجام هر كاري كمي درباره آن كار و توانايي‌ها و استعدادهاي خودتان بيانديشيد و اگر توانايي انجام آن كار و تمام كردنش را نداريد، از اول آن را بر عهده نگيريد.
هرگز دركارها نااميد نشويد و تا جايي كه مي‌توانيد تلاش كنيد. هميشه به خود بگوييد: هنوز براي تسليم شدن زود است، من هرگز تسليم نمي‌شود.
كلمه غير ممكن را از صفحه ذهنتان پاك كنيد.
هر روز صبح حداقل بيست دقيقه، به طور مرتب و در ساعتي معين ورزش كنيد.
ترك گناه و مخالفت با وسوسه‌هاي شيطان، نقش بسيار موثري در تقويت اراده دارد. ويليام جيمز روان شناسي معروف آمريكايي چنين مي‌گويد: يك نه گفتن به يك عادت بد، موجب مي‌شود شخص براي مدتي تجديد قوا كند و بدين وسيله ضعف اراده خود را به تدريج برطرف سازد.
مقيد باشيد هر روز تعدادي معين از آيات قرآن را تلاوت كرده ترجمه آنها را هم بخوانيد.
پس از فكر كردن و مشورت، از پيامدهاي تصميم‌هايتان هراسناك نباشيد. به خدا توكل كنيد و در تمام امور از او كمك بخواهيد.
باور كنيد همانند ديگر انسان‌ها از توانمندي‌هاي بسياري برخورداريد و از ديگران كمتر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيشتر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر توانايي‌ها جبران ضعف‌ها و احساس توانمندي‌ها شكل مي‌گيرد.
هر كاري را آسان تلقي كنيد، زيرا همه سختي‌ها در برابر اراده پولادين انسان آسان مي‌گردد. به استقبال كارهاي به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مي‌توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آنها را به دست آوريد.
براي مدتي برنامه‌ريزي‌ها و تصميمات خود را با فردي شايسته در ميان بگذاريد و از وي بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلي پيش نيايد اجراي تصميماتتان را به تأخير نيندازيد.
از خواب زياد پرخوري و ديگر اسباب تنبلي و سستي اراده بپرهيزيد.
با كساني كه روحيه و اراده‌اي قوي دارند دوست شويد تا اراده شما نيز قوي گردد.
تصميمات بجا و پرارزش گذشته خود رابه ياد آوريد و توجه كيند كه چون گذشته براي انجام دادن كارهاي مهم آمادگي دارد.
با تصميم‌ها آسان در كارهاي ساده، به تدريج خود باوري و توامندني را در خويش پديد آوريد و راه را براي تصميم گيري در امور پيچيده و مشكل هموار سازيد.
از شكست خوردن نهراسيد و بدانيد كه شكست‌ها پلي هستند به سوي موفقيت و كاميابي.
سرگذشت افراد سخت كوش و با اراده را مطالعه كنيد و از آنها درس بگيريد.
بد نيست در اين جا نگاهي به داستان موفقيت يكي از همين افراد با اراده بيندازيم:
سكاكي، مردمي فلز كار و صنعتگر بود و در كارش مهارت فراوانيد اشت. او توانست با مهارت و دقت بالا، دواتي بسيار ظريف به همراه قفلي ظريف‌تر بسازد كه لايق تقديم به پادشاه باشد. انتظار همه گونه تشويق و تحسين از هنر خودش را داشت. با هزاران اميد و آرزو خدمت پادشاه رسيد و هنرش را عرضه كرد. در ابتدا همانطوري كه انتظار داشت مورد توجه قرار گرفت، اما حادثه‌اي پيش آمد كه فكر و راه زندگي سكاكي را كاملا عوض كرد.
در حالي كه پادشاه مشغول تماشاي هنر زيباي او بود و سكاكس هم غرق در خيالات خويش، خبر دادند يكي از دانشكندان آن زمان وارد ميشود . همين كه او وارد شد، پادشاه چنان سرگرم پذيرايي و گفتگوي با او شد كه سكاكي و صنعت و هنرش را به لي از ياد برد. مشاهده اين منظره تحولي عميق در روح سكاكي به وجود آورد. فهميد كه از اين كار تشويق و تقديري كه مي‌بايست نمي‌شود و همه اميد‌ها آرزو‌هايش به نا اميدي تبديل شد. ولي روح بلند پرواز سكاكي نمي‌توانست آرام بگيرد. حالا چه بكند؟ فكر كرد بايد به دنبال درس و كتاب برود و اميدها و آرزو‌هاي گمشده‌اش را در آن راه جستجوكند. هر چند براي فردي كه دوره جواني را طي كرده بود، همدرس شدن با كودكان تازه كار و نشستن در كنار آنها كار آساني نبود ولي چاره‌اي جز اين نيست ماهي را هر وقت از آب بگيرند تازه است. از همه بد‌تر اين كه وقتي شروع به درس خواندن كرد در خود هيچ‌گونه ذوق و استعدادي نسبت به درس خواندن نديد. شايد هم اشتغال چندين ساله او به كارهاي فني و صهعتي ذوق علمي و ادبي‌اش را خشك كرده بود. ولي نه سن بالا و نه كم شدن استعدادش هيچ كدام نتوانست او را از تصميمي كه گرفته بود،منصرف كند. با جديت فراوان مشغول كار شد، تا اين كه اتفاقي افتاد. استادي كه به او درس مي‌داد، اين مسئله را به او ياد داد عقيده استاد اين است كه پوست سگ با دباغي پاك مي‌شود. قرار بر اين شد كه سكاكي اين جمله را حفظ كند و روز بعد آن را براي استاد بازگويد. سكاكي اين جمله را ده‌ها بار پيش خودش تكرار كرد تا در جلسه امتحان خوب از عهده آن برآيد. ولي همين كه خواست درس را پس بدهد، اين طور بيان كرد: عقيده سگ اين است كه پوست استاد با دباغي پاك مي‌شود. خنده كودكان همكلاسي‌اش بلند شد. بر همه ثابت شد او در پيري هوس درس خواندن كرده به جايي نمي‌رسد.
سكاكي ديگر نتوانست در مدرسه و در شهر بماند و سر به صحرا گذاشت. جهان پهناور بر او تنگ شده بود و بسيار غمگين و ناراحت بود. اتفاقا هب دامنه كوهي رسيد متوجه شد كه از بالاي كوه قطره قطره آب روي صخره‌اي مي‌چكد و در اثر ريزش مداوم آب، صخره سوراخ شده است. لحظه‌اي انديشيد و فكري مانند برق از مغزش عبور كرد. با خودش گفت:ذهن من هر اندازه ناتوان اشد از اين سنگ كه سخت‌تر نيست. ممكن نيست پشتكار بي‌اثر باشد برگشت و آن قدر فعاليت و پشتكار به خرج داد تا استعدادش باز و ذوقش زنده شد و عاقبت يكي از دانشمندان كم نظير ادبيات گشت.الان هم پس از گذشت سال‌ها، هنوز هم كتاب‌هايش تدريس شده، از نظرات او استفاده مي‌گردد.

ياد مرگ و قيامت

يكي از عوامل مهم در كنترل غريزه جنسي، ياد مرگ و قيامت است. ما همگي مسلمانيم و معتقديم كه پس از مرگ، جهاني ديگر و زندگي جديدي فراروي ماست و همه كارهايي كه در اين دنيا انجام داده‌ايم، بازتابي در آن دنيا دارد. روز قيامت هر كسي بايد پاسخگوي اعمالش باشد و هيچ كار كوچك و بزرگي بدون نتيجه نمي‌ماند. نوجواني كه هميشه اين افكار را در ذهنش مرور كند، خيلي كمتر به سمت خودارضايي مي‌رود. او مي‌داند اين كار شهوتي زودگذر است ولي عواقبش براي او باقي مي‌ماند و بايد در قيامت پاسخگو باشد. او مي‌داند عذاب خدا سخت و غير قابل تحمل است و مي‌دند خودارضايي موجب خشم خدا مي‌شود و همه اين‌ها، مانعي در برابر آلودگي به گناه است. حضرت علي مي‌فرمايند:
هر وقت نفستان خواست شما را به سمت شهوت‌ها بكشاند، زياد ياد مرگ باشيد، ياد مرگ براي موعظه و پند گرفتن كافي است.
پيامبر اكرم مي‌فرمايند:
زياد به ياد مرگ باشيد، چرا كه مرگ از بين برنده لذات و شهوات است.

استفاده از آب سرد

شستن اندام بدن به خصوص اعضاي تناسلي با آب سرد، براي خنثي نمودن تحريكات جنسي موثر است. هر وقت افكار جنسي به ذهن نوجوان آمد و تحريك شد، اگر مي‌تواند باآب سرد دوش بگيرد و يا اعضاي تناسلي‌اش را با آب سرد بشويد تا شهوتش تعديل گردد. البته اين كار در صورتي توصيه مي‌شود كه موجب بيماري و عوارض نفي در فرد نشود. سيلوانوس استال مي‌گويد:
اگر به واسطه تخيل جنسي يا محركات ديگر، خون بسيار در اعضاي تناسلي جريان پيدا كند و باعث تحريكات شهواني و جنسي گردد، نبايد نگران شد و به دكتر مراجعه نموده، بلكه راه درمان آن، اين است كه برنامه زندگي خود را دگرگون كنيد و كاري بكنيد تا خود در اعضاي مختلف بدن جريان پيدا كند و در يك جا متمركز نشود و كاري بكنيد تا همه دستگاه‌هاي بدن بتوانند تعادل طبيعي خوديش را داشته باشند و براي اين منظور مي‌توانيد اعضاي تناسلي و جنسي خود را در هر روز چند بار با آب سرد شستشو دهيد و از اين طريق قوه خيال و فكر خود را از توجه به شهوات باز گردانيده، ابعث آرامش اعضاي بدن خود شويد.
تشويق و تنبيه
يكي ديگر از روش‌هاي درماني اين است كه نوجوان مبتلا در فاصله زماني كه براي خودش در نظر مي‌گيرد اگر موفق هب ترك اين عمل شد خودش را تشويق كند و به خودش جايزه بدهد، ولي چنانچه در فاصله شخص شده باز هم مرتكب خودارضايي شد جريمه و تنبيهي براي خودش در نظر بگيرد. تشويق بايد چيزي باشد كه به نوجوان انگيزه بدهد و او را در تصميمش استوار گرداند. همچنين تنبيه و جريمه بايد قدرت بازدارندگي بالايي داشته باشند به طوري كه نوجوان هر وقت اراده كرد خودارضايي كند، تلخي تنبيه و جرمه به ذهنش بيايد و همين امر مانعي در برابر خودارضايي باشد. البته تنبيه و جريمه نبايد به گونه‌اي باشد كه فرد مبتلا از انجام آن ناتوان شود و كم كم از كارآيي بيفتد. نوع تشويق و جريمه هم براي افراد مختلف فرق مي‌كند. هر فردي بايد خودش جايزه و جريمه خودش را تعيين كند. مثلا شخصي كه از فوتبال بازي كردن با دوستانش خيلي لذت مي‌برد، اين را به عنوان جايزه‌اي براي خودش قرار دهد كه فقط در صورت موفقيت دربرنامه درماني‌اش به فوتبال بپردازد. يا كسي كه روزه گرفتن برايش سخت است در صورت ارتكاب خودارضايي يك يا چند روز روزه بگيرد و ... البته اگر تشويق و تنبيه را براي مقدمات اين كار قرار دهد خيلي اثرش بيشتر است. مثلا هر وقت به عكس مبتذلي نگاه كرد، مقدار قابل توجهي از پول تو جيبي اش را صدقه بدهد. يا اگر خواندن مطالب را تحريك كننده جنسي چشم پوشي نمود به نحوي خوش را تشويق نمايد. مجير نوجواني كه در درمان خودارضايي اش بسيار موفق بوده اين راه را بسيار موثر مي‌داند:
عهد و پيماني كه با خودم بستم و الان حدودا هشت سال از عمرش مي‌گذرت و تاكنون نيز بدان پايبند بوده‌ام چنين است: هر گاه در مبارزه با عمل خودارضايي شكست خوردم بر من واجب است كه هفت روز روزه بگيرم. سه روز آن بايد بلافاصله پس از شكست و پشت سر هم باشد و چهار روز ديگر در طي يك ماه پس از روز شست به جا آورده شود. اين جريمه‌اي است كه براي خودم گذاشته‌ام بسيار كمكم كرده است.

توجه به ارزش و اهميت انسان

امام علي(ع) مي‌فرمايند:
اي انسان گمان مي‌كني موجودي ناچيز و كوچك هستي؟ در حالي كه جهان بزرگي در وجود تو نهفته است.
اگر نوجوان به ارزش و منزلت خودش پي ببرد و بداند كه خدا براي چه هدفي او را آفريده است، اگر باور كند كه مي‌تواند از فرشتگان هم فراتر رود و به مقاماتي دست يابد كه خدا به او بنازد هيچ وقت حاضر نمي‌شود كه وجود خودش را با اين كارها آلوده كند و خودش را از رسيدن به آن مقامات عالي محروم كند. امام علي(ع) مي‌فرمايند:
كسي كه نفسش برايش عزت و شرف داشته باشد (براي خودش ارزش قائل شود) شهوت‌ها در نظرش خوار است.
يعني اگر اين حس در انسان پيدا شود شهوت‌پرستي را رها مي‌كند امام انسان را به موجودي با ارزش در درونش راهنمايي مي‌كند، مانند هنرمند هنرشناسي كه به صاحب يك تابلوي نفيس مي‌گويد مي‌داني اين تابلو چقدر با ارزش و قيمتي است؟ حيف است كه اين جا باشد و گرد وغبار بگيرد. بايد از آن به طور ويژه مراقبت كني، والا ارزشش را از دست خواهد داد.
چند نكته
سعي كنيد تمام روش‌هايي كه براي پيشگيري و درمان خودارضايي گفته شد، را با هم به كرا ببريد و از همه راه‌كارها استفاده كنيد. اين روش‌ها در كنار يكديگر كارآيي دارند. اگر نوجواني به عنوان مثال از آب سرد استفاده كند ولي چشم و يا خيالش را كنترل نكند، فايده چنداني ندارد و در پيشگيري و درمان با مشكل مواجه خواهد شد.
ممكن است نوجواني كه مبتلا به خودارضايي شده است و آسيب‌هايي را هم در خودش مشاهده مي‌كند، در صورت ترك اين كار باز هم نگران اين باشد كه آيا آسيب‌ها و عوارض از بين مي‌روند يا خير؟ ترميم آسيب‌هاي وارد شده در اثر خودارضايي به مدت زمان ابتلاي فرد و تعداد دفعاتي كه اين كار را مرتكب شده بستگي دارد. ولي در مورد بسياري ازنوجوانان جاي نگراني نيست، به ويژه اگر در ترك اين كار جدي باشند. بسياري از اين آسيب‌ها در صورت ترك اين كار جدي باشند. بسياري از اين آسيب‌ها در صورت ترك از بين مي‌روند. برخي ديگر هم با مراجعه به پزشك به آساني برطرف مي‌شوند. برخي از نوجوانان از آسي معنوي اين كار كه شده است بسيار پشيمانند اما بايد گفت اين هم جاي نگراني ندارد درب توبه هميشه باز است. گناه انسان هر چه باشد و هر چقدر هم بزرگ باشد نبايد احساي بي‌ارزشي و نااميدي به او دست دهد. درست است كه گناه ناراحتي و عذاب وجدان به همراه دارد اما به معني پايان فرصت‌ها و رسيدن به آخر خط نيست. كسي كه از صميم قلب احساس ندامت و پشيماني كند و تصميم قاطعي براي جبران خطاهاي گذشته‌اش بگيرد محبوب خداست و خدا دوستش دارد. آسيب‌ معنوي اين كار با توبه و استغفار به كلي از بين مي‌رود و فرد مبتلا به خودارضايي در صورت توبه مثل روزي مي‌شود كه اصلا مرتكب اين عادت زشده نشده بود. امام باقر مي‌فرمايند:
توبه كننده مانند كسي است كه اصلا گناه نكرده است...
توبه يعني شروع زندگي پاك و حركت در نور و روشنايي، اگر شخص از گناهي كه مرتكب شده پشيمان است و مي‌ترسد بايد از بالاترين گناه يعني يأس و نااميدي از بخشش خدابترسد. قرآن خطاب به بندگان گناهكار مي‌فرمايد: .... از رحمت خدا نوميد نشويد كه خدا تمام گناهان را مي‌آمرزد....
گناهان ما هر چقدر زياد و بزرگ باشد باز هم در مقابل درياي بيكران رحمت خدا كوچك است، به شرط اينكه به سوي خدا حركت كنيم و خود را در آغوش پرمهر و محبتش بيندازيم.
تمامي راهكارهايي كه در مورد پيشگيري و درمان خودارضايي گفته شد به شرطي تأثير مي‌گذارند كه عاجزانه از خدانوند درخواست كمك نمايند و باور كنيد كه همه كارها به دست اوست. از دعا و طلب كمك از خدا و همچنين توسل به ائمه اطهار فراموش نكنيد. حضرت يوسف با آن همه قداست و پاكي‌اش هنگامي كه با وسوسه شيطاني زنان مصري روبرو شد، دست دعا به درگاه الهي بلند كرد و گفت:
پروردگارا زندان برايم محبوب‌تر است از آنچه اين زنان مرا بدان فرا مي‌خوانند و اگر مكر و نيرنگشان را از من باز نگرداني، به آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود.
خداي مهربان هم دعاي او را مستجاب كرد و او را از شر زليخا و بقيه زنان مصري نجات داد. جالب اين جاست كه يكي از خواسته‌هاي امامان معصوم از خدا، توفيق حفظ پاكدامني بوده است. امام علي در دعاي خود به هنگام وضو مي‌فرمايند:
بار الها غريزه جنسي مرا از گناه محافظت بفرما. امام صادق نيز در دعاي خويش در ماه مبارك رمضان چنين مي‌فرمايند:
خداوندا از تو درخواست مي‌كنم توفيق فرو انداختن چشم از گناه و محافظت از نيروي جنسي را به من عنايت فرمايي
پس بجاست كه ما هم به تبعيت از آن بزرگواران هميشه از خدا بخواهيم كه در برابر وسوسه‌هاي شيطان ما را تنها نگذارد و كمكمان كند تا بر اين دشمن قسم خورده‌مان غلبه كنيم. بد نيست در پايان اين فصل به جريان جواني كه با توكل بر خدا و توسل به ائمه اطهار خودش را از يك دام خطرناك نجات داد اشاره كنيم:
هواي شرجي و تفتيده شهر غريب آخرين نفس‌هاي خود را مي‌كشيد و مي‌رفت تا جاي خود را به هواي لطيف زمستاني بدهد. آبان هم رو به پايان بود و حالا من دقيقا يك سال از خدمتم مي‌گذشت. روز پنج شنبه‌اي بود كه مرخصي درون شهري گرفتم و از پادگان بيرون آمدم.
.... از سينما كه بيرون آمدم، به ياد يكي از دوستانم افتادم كه خيلي اصرار داشت كه حتما توي اين شهر غريب يك بار هم كه شده به خانه‌اش بروم. راه خانه او را در پيش گرفتم وفتيك ه به خانه رسيدم در زدم چند دقيقه بعد خانمي پشت در آمد و گفت برادرش در خانه نيست و چند ساعت ديگر مي‌آيد چند قدم به عقب برگشتم كه خداحافظي كنم و بروم كه او با لحني شيطاني گفت: طولي نمي‌كشد، ممكن است بيايد. بفرمايي داخل استراحت كنيد تا او بيايد.
در جدالي سخت، مغلوب شيطان شدم و به داخل خانه روفتم مرا به سمت مهمان خانه راهنمايي كرد و طولي نكشيد كه با هندوانه و تنقلات پذيرايي شروع شد. حركاتش عجيب و غريب بود. او لباس آستين كوتاه پوشيده بود و انواع و اقسام طلاها به دستانش آويزان بود. تپش قلبم آن تپش هميشگي نبود و مانند پيستوني سرعت داشت. در كشاكش جنجال بين وجدان و شيطان وجدانم مي‌گفت: مگر نمي‌داني ورود در جايي كه مورد اتهام قرار مي‌گيري ممنوع است؟ چگونه وارد خانه‌اي شدي كه فقط تو و يك دختر نامحرم درون آن هستيد؟
اما شيطان اشاره مي‌كرد نگاه به جمال دختر كن. ضبط صوت بالاي سر توست و انواع مختلف نوارها در كنارش وجود دارد، روشنش كن و شاد باش، وضعيت ظاهري دختر با آن ناز و كرشمه‌اش با آتش اين جنجال مي‌افزود.
او كه دو سه متري از من فاصله داشت انواع و اقسام سوالات را از من مي‌پرسيدو مي‌خواست نقشه‌اش را آرام آرام پياده كند. با اين اوضاع و احوال شيطان مي‌واست كه تمام وجودم را تسخير كند و سكان كشتي هوا و هوس درونم را به دست بگيرد.
نگاهم ناخودآگاه به سمت ديوار طرف قبله چرخيد و خانه كعبه با آن همه زيباي‌هايش تمامزيبايي‌هاي ظاهري درون ان خانه را در نظرم هيچ كرد.
اينجا بود كه شيطان از پيشروي باز ايستاد و وجدان رقمي تازه گرفت
وجدان، درون دلم بانگ زد كه آيا مي‌خواهي فردا در روز تولد مولايت، دامنت آلوده باشد و عيد را با دامني آلوده جشن بگيري؟ آيا مي‌خواهي فردا، مولايت شيطان باشد، مگر فردا نمي‌خواستي به خاطر سيزده رجب با دوستانت روزه مستحبي بگيري... پس چي شد؟ نگاهي به نيلوني كه همراهم بود كردم از روي نايلون خوراكي‌هايي كه براي سحري فردا گرفته بودم مشخص بود.
وجدان دوباره چنين آهنگي سر داد: تو كه مي‌خواهي فردا روزه بگيري، الان توي اين محل گناه چه كار مي‌كني؟ اينجا بود كه وجدان به قله پيروزي نزديك شده بود و هوس را از قله دور مي‌كرد. چون برق از جا بلند شدم و بهانه گرفتم كه من بايد بروم، اگر سر وقت نروم اضافه خدمت مي‌خورم او با چشماني متعجب گفت: شب پيش ما مي‌مانديد.... نان و پنيري پيدا مي‌شود كه با هم بخوريم. ديگر تحمل نداشتم. از اتاق بيرون آمدم و به حياط رسيدم، او پشت سر من حركت مي‌كرد و هنوز هم مي‌گفت مي‌مانديد يا لااقل شام را مي‌خورديد و بعد مي‌رفتيد.
دم در كه رسيدم، در قفل بود اما از خوش شانسي كليد روي در جا مانده بود.در را باز كردم، آخرين نيرنگ‌ها و نگاه‌هاي شيطاني‌اش را روانه من كرده بود، اما ن از دامنش جهيدم و از خانه بيرون آمدم و به طرف پادگان قدم برداشتم وجدان پرچم پيروزي‌اش را بر قله وجودم به اهتزاز درآورد و چنان خوشحالي‌اي به من دست داد كه هنوز هم شيريني‌اش را در وجودم احساس مي‌كنم.
حال مي‌انديشم كه اگر آن عكس كعبه نبود و يا فرداي آن روز، ميلاد اميرالمومنين نبود، نمي‌دانم چه بلايي سرم آمده بود، نه تنها دامنم آلوده شده بود، شايد حالا هم دانشجو نبودم و شايد اكنون دنبال پليدي‌ها و هرزگي‌ها مي‌بودم. اين داستان واقعي شايد براي ديگران اهميتي نداشته باشد، اما براي اين حقير، بزرگ‌ترين درس‌ها را به دنبال داشت و پاك زيستن در اين عصر، خيلي سخت است. اما اگر انسان‌ها توكل به خدا و توسل به ائمه اطهار داشته باشد و براي خود مثلثي از توكل، توسل و اعتماد به نفس داشته باشند، اين امر براي آنها سهل خواهد بود.



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 | 9:5 | نویسنده : baratian mahdi

علاوه بر استرس، فشارهای روحی و درگیری های ذهنی ،نوع تغذیه نیز بر انرژی جنسی تأثیرمی گذارد.


سه مادۀ خوراکی محرک قوۀ جنسی از این قرار است :
1- شکلات تلخ، زنانی که حداقل یک بار در روز از شکلات های تلخ با حداقل 70% کاکائو  استفاده می کنند،انرژی جنسی بالاتری نسبت به بقیۀ زنان دارند.
2- انار، میدانیم که انار حاوی مقدار بسیار بالای آنتی اکسیدان است.این ماده به گردش جریان خون کمک می کند و به این ترتیب خون رسانی را به اندام های تناسلی آسانتر می کند.

در حقیقت اگر شما نصف یک انار را قبل از رفتن به رختخواب میل کنید انگار نوعی ویاگرای طبیعی مصرف کرده اید.
3- جوز کاج، که حاوی زینک است .این ماده به تولید تستوسترون که هورمون جنسی است، کمک می کند و خوردن مشتی از این جوز روزانه به بالا رفتن انرژی جنسی کمک می کند.
یکی دیگر از دلایلی که کاهش میل جنسی را در زنان موجب می شود این است که آنها هنگام معاشقه درد احساس می کنند و راحت نیستند. یک نزدیکی دردناک به هیچ عنوان لذت بخش نیست. اگر شما نیز چنین تجربه ای دارید ،



دو راه به شما پیشنهاد می کنیم :
یک اینکه حاضر شوید این مسئله را با پزشک خود درمیان بگذارید و مشکلتان را برای وی شرح دهید تا او برایتان آنچه لازم می داند، تجویز کند.
راه دوم این است که اگر حاضر به مشاوره با پزشکتان نیستید از محصولاتی چون کرم استروژن،حلقۀ استروژن که در واژن جاسازی می شود ، یا از صفحه های استروژن که به دیوارۀ رحم می چسبند کمک بگیرید.
بد نیست در آخر دو راز را با شما در میان بگذاریم:
1- تقریباً همه چیز به وضعیت انتخابی برای مقاربت بستگی دارد. برای معاشقه ای لذت بخش باید وضعیتی را  که شریکتان انتخاب کرده است بپسندید.
2- بهترین زمان برای رسیدن به اوج لذت جنسی صبح هاست.



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 | 9:3 | نویسنده : baratian mahdi

رفتارهای جنسی ناسالم و پرخطر كدامند؟
یکی از معضلات کنونی جامعه عدم اطلاع کافی نوجوانان و جوانان ما از رفتارهای پر خطر جنسی است و متاسفانه این عدم آگاهی سبب می‌شود تا این امیدان آینده نسلی بیمار و ناسالم از لحاظ روحی و جسمی باشند و متعاقب آن مشکلات اقتصادی و اجتماعی جبران ناپذیری به پیکر خانواده و جامعه وارد آید. لذا پیشگیری از این معضلات با آموزش صحیح و اطلاع رسانی به موقع، می‌تواند به عنوان عاملی نجات بخش، سبب کاهش چشمگیر این مشکلات گردد.
مهمترین موضوع در آموزش رفتارهای پرخطر، آموزش رفتارهای جنسی سالم می‌باشد.
ابتدا باید ببینیم رفتار جنسی ناسالم و پرخطر چیست؟
 رفتار جنسی ناسالم (UnsafeSex)، هر گونه تماس جنسی را می‌گویند كه در آن فرد از سلامت خود یا شریك جنسی خود ‌آگاه نباشد. مشكل از این جا ناشی می‌شود كه آگاهی از سلامت خود یا دیگران به راحتی امكانپذیر نیست.

بعنوان مثال؛ در حدود ۹۰ درصد افراد HIV مثبت از آلوده بودن خودشان اطلاعی ندارند. از طرف دیگر؛ منفی بودن آزمایشات تشخیصی در ابتدای آلودگی با HIV نمی‌تواند دلیل سالم بودن فرد باشد زیرا نتیجه این آزمایشات در اوایل دوره آلودگی معمولاً منفی می‌باشد. پس چاره چیست؟
برای آگاهی از سلامت افراد باید به رفتارهای آنها توجه كرد. اگر فردی از رفتارهای پرخطر آگاهی داشته باشد بهتر می‌تواند در خصوص سلامت خود یا شریك جنسی خود قضاوت كند. داشتن رفتارهای پرخطر احتمال آلودگی به HIV و سایر عفونت‌های‌آمیزشی را بیشتر می‌كند.
رفتارهای جنسی پرخطر كدامند؟
رفتارهای جنسی پرخطر عبارتند از:
• داشتن شركای جنسی متعدد
• تماس‌های جنسی نامعمول (تماس مقعدی و دهانی)
• متوسل شدن به خشونت در زمان تماس جنسی
• مصرف الكل، مواد مخدر و یا روانگردان قبل از برقراری تماس جنسی
• تماس جنسی محافظت نشده (عدم استفاده از كاندوم)
بنابراین برای پیشگیری از HIV و ایدز در جامعه باید رفتارهای جنسی سالم را به افراد به ویژه نوجوانان و جوانان آموزش داد.
مقاومت در برابر فشارهای جنسی فیزیكی
والدین همواره به فرزندان خود به خصوص دختران سفارش می‌كنند تا از رفتن به مكانهای ناشناخته خودداری نمایند.
امكان تجاوزات جنسی در این مكانها بسیار زیاد می‌باشد. والدین و جوانان باید همواره این نكات را مد نظر داشته باشند.
طبق آمارهای ارائه شده از سوی دفتر آمار دادگاه جنایات ملی آمریكا در سال ۱۹۹۰ بیش از ۷۰۰۰۰ مورد تجاوز جنسی در آمریكا گزارش شده است. و این تنها ۵/۱ تعداد تجاوزات انجام شده می‌باشد یعنی در سال ۱۹۹۰ نزدیك به ۳۵۰۰۰۰ تجاوز جنسی در آمریكا به وقوع پیوسته است.
بسیاری از تجاوزات جنسی خشونت آمیز در مورد دانشجویان دانشگاهی به انجام رسیده است كه تنها ۲۰% آنها توسط افراد غریبه صورت گرفته است. بسیاری از این تجاوزات در قرار ملاقاتهای گذاشته شده به انجام رسیده است.
سالانه در سراسر دنیا هزاران و شاید هم میلیونها دانش آموز و دانشجوی دختر، قربانی تجاوزات جنسی پسران دانشجو و یا دانش آموز می‌شوند بسیاری از این افراد مدعی هستند كه آنها به علت تهدید و فشار فیزیكی مردان مجبور به قبول برقراری ارتباط جنسی شده‌اند.
روابط جنسی اجباری نمونه واضحی از تجاوز محسوب می‌شود و دختران و زنان همواره باید جوانب احتیاط را رعایت نمایند.زیرا گاهی اوقات هر چند كه یك متجاوز مقصر می‌باشد ولی قربانی نیز عاری از گناه نیست.
 مقاومت در برابر فشارهای جنسی كلامی
فشارهای جنسی كلامی، اغوا نمودن به منظور قبول برقراری ارتباط جنسی توسط جنس مخالف می‌باشد و متاسفانه امروزه ما شاهد بسیاری از فشارهای جنسی كلامی و فیزیكی می‌باشیم.
توجه به نكات زیر بسیار مهم ضروری است
۱) از صحبت نمودن با افراد غریبه و نا آشنا بپرهیزید.
۲) از رفتن به مجالسی كه شئون اخلاقی در آنها رعایت نمی‌شود بپرهیزید.
۳) با همكلاسیها و یا دوستانی كه به خوبی آنها را نمی‌شناسید قرار ملاقات خصوصی نگذارید.
۴) از پوشیدن لباسهای نامناسب بپرهیزید.
5) همواره به توصیه والدین و مسئولان مدارس و دانشگاهها توجه نمایید.
6) اگر چه روابط جنسی بخشی مهمی از زندگی است ولی رعایت عفت اخلاقی از واجبات می‌باشد.
برای اغوا نمودن شما برای برقراری روابط جنسی ممكن است از كلمات زیر استفاده شود:
- اگر قبول نكنی٬ دیگر تو را دوست ندارم
- اگر قبول نكنی٬ با فرد دیگری دوست خواهم شد
- اگر قبول نكنی٬ سرد و بی روح هستی
- اگر قبول نكنی٬ حتما دارای عیب و نقصی هستی
و جملاتی از این قبیل که نباید فریب این قبیل حرفها را بخورید.
در صورت وقوع تجاوز جنسی چه باید کرد
تجاوز جنسی زمانی است که فعالیت جنسی بدون رضایت فرد و به اجبار و زور صورت پذیرد. توجه داشته باشید، که در صورت  تجاوز، این متجاوز است که مجرم است و فردی که به او تجاوز شده است چه از بعد حقوقی، چه از بعد شرعی و  اجتماعی، مجرم و گناهکار نیست.

بنابراین، کتمان موضوع از مسئولین بهداشتی، حقوقی و انتظامی به جز افزودن دامنه آسیب به شخص و نیز ادامه جرم متجاوز بدون دستگیری و مجازات  فایده‌ای نخواهد داشت. در صورت وقوع تجاوز اقدامات زیر باید صورت گیرد:
۱. در اسرع وقت به متخصص زنان و زایمان و یا مرکز بهداشتی درمانی جهت دریافت دارو و آشنایی با روش‌های اورژانس پیشگیری از بارداری مراجعه کنید همچنین ارائه نمونه برای تشخیص و درمان زودرس بیماریهای مقاربتی احتمالی و نیز نمونه‌های لازم مورد نیاز از نظر پزشکی قانونی برای شناسایی مجرم لازم است. همچنین پزشک درمانگر به منظور پیشگیری از ابتلا به برخی بیماریهای منتقله جنسی، برخی از آنتی بیوتیکهای لازم را تجویز می‌نماید، در صورت لزوم واکسیناسیون از نظر هپاتیت B را انجام می‌دهد و ادامه سیر درمان و ارجاعات لازم را پیگیری می‌نماید.
۲. مراجعه به مراکز انتظامی برای طرح شکایت و ارائه اطلاعات لازم در جهت دستگیری فرد متجاوز
روش اورژانسی پیشگیری از بارداری
رایجترین روش پیشگیری بصورت اضطرای، مصرف قرصهای معمولی خوراکی ضدبارداری HD است که به نام «قرص صبح روز بعد» مشهور شده‌اند.  
زمان و نحوه مصرف
* بعد از مقاربتی که احتمال بارداری دارد، در اولین فرصت ۲ قرص خوراکی HD  همراه با شیر یا آب زیاد بایستی مصرف شود. باید دقت کرد که قرص نوبت اول را در زمانی مصرف کرد که نوبت دوم را بتوان ۱۲ ساعت پس از آن مصرف کرد. مصرف نوبت اول را بی‌دلیل نباید به تأخیر انداخت، زیرا میزان تأثیر ممکن است با گذشت زمان کاهش یابد.  
نکته مهم اینست که اگر بیش از ۷۲ ساعت (۳ روز) از مقاربت گذشته باشد،  استفاده از روش اضطراری توصیه نمی‌شود و بایستی در این موارد با پزشک مشورت کرد.  
۱۲ ساعت پس از خوردن قرصهای نوبت  اول، ‌۲ قرص HD دیگر بایستی خورده شود. 
* اگر فرد در طول دو ساعت پس از مصرف قرصها در نوبت اول یا دوم، دچار استفراغ شد، در اولین فرصت باید ۲ قرص دیگر HD مصرف کند. اگر این اتفاق بعد از خوردن قرصها در نوبت اول رخ دهد، قرصهای نوبت دوم کماکان باید ۱۲ ساعت بعد از نوبت اول مصرف شوند. تزریق یک آمپول ب ۶ بصورت عضلانی می‌تواند در کاهش تهوع مؤثر باشد. استفراغ اگر بیش از دو ساعت بعد از مصرف قرصها رخ دهد،  اهمیتی ندارد زیرا دارو جذب شده است.  
* مقدار مصرف ذکر شده در بالا، ‌ برای قرصهای از نوع HD است. اگر قرص نوع LD در دسترس باشد،  بایستی درهر نوبت ۴ قرص مصرف کرد ( در مجموع ۸ قرص ).
هشدار
این روش فقط برای موارد اضطراری بکار می‌رود و نباید بطور مداوم، بعنوان یک روش پیشگیری بکار رود. بلکه پس از استفاده از این روش، بایستی به پزشک یا مراکز بهداشتی - درمانی مراجعه کرد و پس از مشاوره، یکی از روشها را بصورت دائمی ‌انتخاب کرد.  
عوارض جانبی
قرصهای خوراکی اگر به روش اضطراری ذکر شده در بالا مصرف شوند، باعث عوارض جانبی موقت می‌شوند که رایج‌‌ترین آنها تهوع است. گاهی ممکن است سردرد، سرگیجه، انقباض عضلات و یا نرمی‌سینه‌ها نیز رخ دهد که البته همه عوارض جانبی گذرا بوده و معمولاً پس از ۲۴  رفع می‌شوند.  
پس از مصرف هیچ علامت فوری که نشان دهد قرصها اثر کرده یا نکرده‌اند، ‌وجود ندارد و فقط قاعدگی بایستی به موقع و یا چند روز زودتر یا دیرتر رخ دهد. اگر شروع قاعدگی، بیش از یک هفته به تاخیر افتد و یا هر مورد خاص دیگی وجود داشته باشد، باید به پزشک مراجعه کرد.  
نکته مهم اینست که اگر بعد از مصرف قرصها، دوباره مقاربتی انجام شود که احتمال بارداری در آن وجود داشته باشد، آن قرصها از بارداری مجدد جلوگیری نمی‌کنند.  
این روش صد درصد مؤثر نیست، اما غالباً از بارداری جلوگیری می‌کند و تقریباً در ۹۸٪ موارد از حاملگی پیشگیری می‌کند. اگر چند بار از این روش استفاده شود، تأثیر آن کمتر شده و احتمال بارداری بیشتر می‌شود.



تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392 | 9:1 | نویسنده : baratian mahdi
  اسم شما چه رنگی است؟

چی؟ مگر اسم‌ها هم رنگ دارند؟ پس چی که دارند! تازه اگر شما بدانید اسم‌تان چه رنگی است شاید خیلی از مشکلات‌تان در زندگی حل شود. چی؟ باور نمی‌کنید؟ پس این مطلب را تا انتها بخوانید و متوجه شوید که اسم‌تان رنگ دارد و شناسایی این رنگ خیلی در موفقیت شما موثر است. روان‌شناسان می‌گویند؛ همه ما به نحوی تحت‌تاثیر رنگ‌ها هستیم و به عبارت دیگر (خود) واقعی‌مان را با این رنگ‌ها نشان می‌دهیم. برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود دارد. که می‌تواند بر زندگی او تاثیر بگذارد. جالب است نه؟! این‌که شما بدانید برای اسم‌تان رنگ مخصوصی وجود دارد و می‌توانید راز شخصیتی خود را از لابه‌لای آن دریابید! باید بسیار جالب و هیجان‌انگیز باشد.

پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید:

صورتی

قدرت جسمی بالایی دارید به خاطر اراده بالایی که دارید، می‌توانید رویاهای‌تان را به راحتی به واقعیت تبدیل کنید. با مسئولیت‌ها به راحتی کنار می‌آیید و می‌توانید دیگران را در حل مشکلات‌شان راهنمایی کنید. از نظر عاطفی، فردی قوی و عمیق هستید. صمیمیت بیش از اندازه با دیگران سخت است.

نارنجی

شوخ‌طبعی و بذله‌گویی به‌خصوصی را که به ارث برده‌اید، باعث شده محبوب دیگران باشید. دیگران از بودن با شما لذت برده و انرژی مثبت می‌گیرند. سعی می‌کنید همیشه لیوان را از نیمه پر آن ببینید و با بذله‌گویی خاص خود، محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده کمک به دیگران هستید. رنگین‌کمان زندگی‌تان را دوست دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر کنید.

آبی

به احتمال قوی دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می‌دانند و شاید هم به همین دلیل برای‌شان جالب هستید. آزادی برای‌تان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی‌توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم شود یا زیر نظر قرار دارید. اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و برای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی‌هایش برای شما ارزشی فوق‌العاده دارد.

بنفش

عاشق کندوکاو و جست‌وجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل عشق به علوم ماوراءالطبیعه در شما به حد کافی رشد کرده است. این باعث شده به رشته‌هایی چون فلسفه روی آورید هیچ‌اتفاقی را به راحتی قبول نمی‌کنید. مگر آن‌که خودتان آن‌را شخصا تجربه کرده باشید. برای حل مشکلات نیز راه حل را درون خود می‌جویید. عاشق تنهایی هستید و هماهنگ‌شدن با دیگران کمی برای‌تان مشکل است.

قرمز

بسیار جاه‌طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران هم مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است. همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعالیت بپردازید و مورد توجه قرار بگیرید. بسیار خونگرم هستید و به سادگی عصبی می‌شوید. ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچک‌ترین بهانه‌ای اخم‌های‌تان درهم رفته و به لاک خود فرو بروید. باید سعی کنید که از انرژی فوق‌العاده‌تان در جهت مثبت استفاده کنید.

زرد

بسیار تیزهوش هستید. شخصیتی بسیار خوش‌بین و فعال دارید. هرگز در ابراز آنچه می‌خواهید بر زبان بیاورید، کم نمی‌آورید. به دلیل زنده‌دلی ابتکار و مستعد بودن‌تان در برقراری ارتباطی خوب با دیگران همیشه دوروبرتان پر از دوستان مختلف خواهد بود. با وجودی که روحیه بسیار شادی دارید هرگز احساس رضایت نخواهید کرد، مگر این‌که شادی‌های‌تان را با دیگران تقسیم کنید. تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیل و تجسم بیش از اندازه‌تان است که گاهی شما را در خود غرق می‌کند! اگر نتوانید انرژی و توان‌تان را در مسیر درستی هدایت کنید درآخر خواهید دید، بیشتر کارهایی که با هدفی مشخص شروع کرده‌اید ناتمام مانده‌اند.

طلایی

در هر چیزی فقط حد بالای آن می‌تواند رضایت خاطر شما را برآورده کند. از طرف دیگر رفتار و کلام‌تان چنان زیبایی دارد که به‌ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته‌تان نشود. دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیرقابل توصیف است. به هرچیزی با خوش‌بینی زیاد نگاه می‌کنید. می‌توانید معلم خوبی باشید و تمام تجربیات‌تان را به دیگران نیز انتقال دهید. شرایط منفی را می‌توانید به بهترین موقعیت‌ها تبدیل کنید.

نیلی

زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد. با عشق و علاقه‌ای که به پاکی و زیبایی‌های دنیا دارید می‌توانید توان و شادی فوق‌العاده‌ای به افراد افسرده ببخشید. علاوه‌بر روحیه و شخصیت نوع‌دوست و انسان‌پروری که دارید از یک حس‌ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می‌توانید به راحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.

سبز

برای شما خیلی مهم است که برنامه روزانه داشته باشید. نظم و انضباط برای‌تان اهمیت زیادی دارد. به‌ندرت ممکن است زندگی‌تان آشفته و بی‌هدف باشد. دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی‌های جدی نزد شما می‌آیند. برای حل مشکلات دیگران به‌شدت حرص می‌خورید. تکامل شخصیتی برای‌تان بسیار حائز اهمیت است و برای وسعت‌بخشیدن به دانش خود، هرگز از آموختن دست برنمی‌دارید. ترجیح می‌دهید به‌جای از شاخه‌ای به شاخه دیگر پریدن، روی هدف ثابتی به فعالیت بپردازید.

رنگ‌های هماهنگ با ارقام و حروف عبارتند از

: قرمز: ۱ ش ج س الف

نارنجی:‌ ‌‌‌۲ ت ث ک ب

زرد: ۳ ی ل ص ض

سبز: ‌۴ و م د ژ

آبی: ۵ چ ن ط ظ

نیلی: ۶ ح خ ف

بنفش: ۷ ع پ غ

صورتی: ۸ ز ق ه

طلایی: ۹ ر ذ گ

برای این‌که با چگونگی موضوع آشنا شوید یک مثال می‌آوریم. به این شکل که اسم و فامیل خود را روی برگه کاغذی می‌نویسید و براساس حروف و اعداد ذکر شده برای هرکدام، به رنگ مربوطه دست پیدا می‌کنید.

مثال:   «سیاووش ابدی»

حالا ببینیم سیاوش ابدی، چه رنگی است. س۱ ی۳ الف۱ و۴ ش۱ الف۱ ب۲ د۴ ی۳ سپس اعداد را با هم جمع می‌کنیم: ۲۰=۱ ۳ ۱ ۴ ۱ ۱ ۲ ۴ ۳ باز هم ۲ عدد را با هم جمع می‌کنیم: ۲=۰ ۲ عدد ۲ مربوط به رنگ نارنجی است. شما هم با این روش رنگ اسم خودتان را پیدا کنید و حالا با خواندن مشخصات آن رنگ خودتان را بهتر بشناسید.

راستی، شما می‌توانید این کار را با اسم کسانی که برای‌تان مهم هستند هم انجام دهید و به نتایج هیجان‌انگیزی(!) دست پیدا کنید.



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392 | 8:58 | نویسنده : baratian mahdi
بانو:

من تازه ازدواج کردم ..و با کوچکترین حرکتی از سوی همسرم مثل بوسه دست دادن بغل کردن حتی گاها ناز کردنهای لفظی من لباس زیرم خیس میشه این برام خیلی سخته و نگران کنندس و اینکه برای هر نماز یومیه باس غسل کنم

خجالت میکشم باکسی این موضوع رو در جریان بذارم چون فکر میکنم شاید خانم های دیگه اینطور نباشن حتی همسرم با این تماسها منی ازش خارج نمیشه از این بابت نگرانم ما هنوز فقط در دوران عقد هستیم و هنوز بهم نزدیکی نکردیم این موضوع منو نگران کرده ..و اینکه میترسم مورد تمسخر همسرم قرار بگیرم..

اگه میشه بفرمایید دلیلش چیه ایا من باس به پزشک مراجعه کنم؟؟

جواب سوال شما:

باسلام نگران این قضیه نباشید مطمینا ادم گرم مزاجی هستید چون قبلا به این قضایا ولذتش فکرمیکردیدوتو موقعیتش قرارنگرفته بودید برای شما خیلی شیرین تصورشده الان واکنش نشان میدهید این آب اگربه ارضا وسستی بدن نرسد غسل ندارد اصطلاح این آب آب عشق یا معاشقه یا وذی میباشد نگران نباشید تنهانیستید این شرایط وبیشتر خانمهایی که تصورات وتفکراتشون عمیقه رو دارند..سپاس از اعتمادتان



سلام .

در محل کارم با اقا متاهلی اشنا شدم که به من ابراز علاقه فراوان می کند . او احساس اش را دوستانه و کاملا به دور از تفاوت جنسیت مان مد داند . همسرش از علاقه ایشان به من آگاه است و حتی ابراز می کند که از این علاقه ناراحت نیست به شرط اینکه تبدیل به صمیمیت نشود . تا به حال کوچکترین رفتاری خلاف عرف و شرع از ایشان ندیده امو تنها درخواست ایشان از من این است که حرف هایشان را بشنوم و راهنمایی شان کنم .

سوالم از شما این است که آیا می توانم به چنن ادعایی اعتماد کنم و اصلا از نظر رونشناسی چنین ادعاهایی ( دوستی های افلاطونی ) صحت و امکان دارد ؟ سپاس

جواب شما:

سلام خواهرمحترمه خیلی ساده وبدون بدبینی میشه راحت فهمیدابرازعلاقه برای نیازی هست یا کلامی ویارابطه جنسی اکثرمردها باکلام به آرامش نمیرسندشروعش با کلامه اما مطمین باشید انتهای این رابطه به همونجاختم میشه .

تاحالا ازخودتان نپرسیدید چرا باشما این رابطه آغازشده؟ جواب من اینه چون شما بهترین گزینه با داشتن شرایطی که میشه بهتون نزدیک شد رادارید.اگرهم خانمش این حرفو میگه بین بدوبدتر بدرو انتخاب کرده چون نه شما روانشناسید ونه کاری جزابراز همدردی ازتون برمیاد.

درباره اعتماد که گفتید:تجربه من وحرف های دل دوستان شما اینو ثابت کرده آخرش درگیری رابطه عشقی.بعدش یا ادامه وتخریب زندگی دیگران یا ترک این رابطه طولانی باعث افسردگی است. متشکر از اعتمادتان



ماهک سلام
من دختری 19 ساله و مجرد هستم. نیاز جنسیم به شدت زیاده.
خانوادم معتقدن تا 25 سالگی نباید ازدواج کنم. خودم هم دوست ندارم قبل از ازدواج با کسی رابطه جنسی داشته باشم یه بار هم خود ارضایی کردم ولی ارضا نشدم و عطشم بیشتر شد. از یه طرف هم این نیاز زیاد داره افسردم میکنه..خیلی دارم اذیت میشم..
ممنون میشم راهنماییم کنید

پاسخ مشاور

سلام خواهرگرامی تاخیردرازدواج علت رو آوردن به گناه نمیشه سستی در اراده ونداشتن اعتماد بنفس کافیست که شمارا اسیر نفس وطغیان شهوت میکند.

پاسخ های کامل علت وجلوگیری از خودارضایی رادر فایل خودارضایی میتوانید ببینید اما برای ازدواجتان اگرخانواده منطقی دارید حتما به سمت مشاور راهنماییشان کنید تا قانع کنند شاید قبل از25سالگی برای شما فرصتی پیش بیایدکه در طول زندگیتان دیگرتکرار نشود .

متشکرم



تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 21:49 | نویسنده : baratian mahdi

سلام
سوالی داشتم
متاسفانه با خانمی ارتباط سیغه موقت داشتم که ایشون در زمان صیغه با شخص دیگری ارتباط پیدا کرد که اتفاقی هر دوی اونارو باهم دیدم
ایشون قبول نداشت که ارتباطی بینشون صورت گرفته ولی رفتارش با قبل فرق کرده بود
شرایطی بوجود آورده بود که ارتباطی بین ما پیش نیاد با اینکه هنوز زمان ما تمام نشده بود
از همون زمان ترکش کردم چون ترسیدم گناهی برام بوجود بیاد
با اینکه خیلی براش هزینه کردم بیش از مهریه بینمون ولی ولش کردم
چون مادرش بعنوان مادر زنم محسوب میشد خونه ای هم براشون خریدم
که بعد از این ماجرا کلا ارتباطم رو با همشون قطع کردم
مدت دوسال تمدید کردیم کل خانوادش (پدرش مادرش خالهاش خواهرش برادرش )از ارتباطمون با خبر بودن
سِوالم اینه که یقین دارم ایشون ارتباط داشته آیا گناهی گریبانم رو گرفته

جواب:

سلام علیکم اگرشمابرایش همسری کردیدوباتوجه به نیازجنسی تامینش کردیدوازلحاظ مالی آنچه درشرایطتتان بودپرداخت نمودیدهیچگونه گناهی ومسولیت گناهی برعهده شمانیست.اون خانم هم تحت هیچ شرایطی نبایدبامرددیگری ارتباط داشته باشدحتی اگرشماکوتاهی کرده باشیدحکم عقدموقت هم همان شرایط ومسولیت همسری راداردباشرایط خودش

اگرمشکل یاناسازگاری پیش آمدبایداین عقدتمام شود(بابخشیدن مدت باقی مانده ازمدت صیغه ازطرف مردوجلب رضایت زن نسبت به پرداخت مهریه این دوره به اتمام میرسدوعده هم دارد)

2...

من پسری 28 ساله هستم که مدت پنج ماهه با دختر مورد علاقم عقد کردیم و نامزد هستیم

همسر من اوایل نامزدی بسیار گرم و با نشاط و شاداب بودن و مدام از شوق و اشتیاق خودش نسبت به زندگه مشترکمون میگفت و بنده هم صد برابر بیشتر از ایشون شوق و اشتیاق داشتم و دارم
اما مدت دو ماه هست که همسرم نسبت به ازدواجمون سرد شده و از شور و شوق گذشته خبری نیست این در حالیه که در این مدت هیچ اتفاقی نیوفتاده و بنده از این موضوع متعجب هستم اما بسیار تلاش کردم که همسرم رو مثل گذشته دلگرم کنم و با صحبت هایی مانند اینکه ما تفاهمات بسیاری با هم داریم و به ور کلی تمان تلاش خودم رو کردم که روح نشاط و گرمی رابطمون دوباره به زندگیمون برگرده اما نتیجه تمام تلاش های من دو سه روز بیشتر دووم نداره و همسرم دوباره سرد میشه
مرتب حرفای نا امید کننده میزنه و میخواد طئری وانمود کنه که من ازش بدم بیاد مثلا" میگه من قبل تو با شخص دیگه ای رابطه داشتم من هم گفتم اشکال نداره و مهم اینه که الآن با همیم و قراره تا آخر عمر به هم وفادار باشیم
اما او باز هم از بذیهای نداشته اش میگه تا من رو هم مثل خودش سرد کنه اما خوشبختانه من صبور هستم و سعی میکنم با صحبت مشکل نداشتمون رو حل کنم چیزی که واقعا" منو از درون آزار میده اینه که همسرم خیلی تمایلی به گفت و گو نداره و زمانی که من ازش سوال میکنم که آخه چیشده اتفاقی افتاده؟ او با عصبانیت میگه نه!!!
به تازگی جواب تلفن هامو نمیده و میگه مزاحمت ایجاد نکن در حالی که چند ساعت قبلش با خوشرویی داشتیم با هم حرف میزدیم
تورو خدا بگین من چیکار کنم
من سحرم رو خییییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم و به هیچ قیمتی حاضر نیست از دستش بدم

جواب:

سلام مرحله اول حتمابایک مشاورحضوری صحبت کنیددرصورت ممکن همسرتان راهم ببرید .

دربعضی ازشرایط محبت کردن زیادی وسخن گفتن اضافی طرف مقابل را دوچارتردید میکندکه ازشماسرتراست یاهم اندازه شماهیچوقت به مرتبه پایینترازشما اگرهم قبلابوده الان فکرنمیکند

همه همسری راکه انتخاب میکننددوست دارند امابایدتوجه کردتوقعات طرفین دراین رابطه لحاظ میشودیایک طرفه است.دربعضی شرایط هم یک طرف دیده ها ومشاهدات امروزش با تفکرات قبلش نمیخواند اونچه که انتظارداشت نیست باعث دلزدگی میشود.



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 | 13:22 | نویسنده : baratian mahdi
خیانت به همسر در زندگی زناشویی


خیانت، زیان‌آورترین عمل در یک ارتباط زناشویی است که نه‌تنها منجربه صدمات غیرقابل جبرانی می‌شود، بلکه اعتماد، اطمینان و اعتقاد کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت‌به افراد دیگر از بین خواهد برد.
معمولاً نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه، موجب خیانت می‌شود اما به‌طور کلی، هیچ دلیل و بهانه‌ای برای این عمل زشت و ناپسند نمی‌تواند قابل قبول باشد.

درد‌ دل خانمی که همسرش در زندگی زناشویی به او خیانت کرده است:
«نخستین‌باری که پی‌بردم به من خیانت کردی، دیگر از چشم‌ام افتادی، اما داستان تو به همین‌جا ختم نشد! من در عمق وجودم، اعتماد و اطمینانم را به دنیا، به تو و حتی به خودم از دست دادم!»

- تأثیرات و پیامدهای فیزیولوژیک:
بی‌شک ما در این‌گونه مواقع، دچار تغییرات فیزیولوژیکی خاصی در سیستم اعصاب مرکزی و نیز فعالیت‌های شناختی خود می‌شویم. شما تحت تأثیر ترشح هورمون «آدرنالین» و سایر هورمون‌های تنش‌زای وابسته به درون سیستم اعصاب مرکزی بدن‌تان، به حالت برانگیختگی شدیدی دچار می‌شوید و احساس می‌کنید که شاید مدام نشانه‌هایی از خیانت و کج‌‌روی در رفتار شوهرتان بروز می‌کند.

- تأثیرات و پیامدهای روان‌شناختی:
همسری که در زندگی زناشویی‌اش به او خیانت شده، براساس تحقیقات روان‌شناختی، دچار 9نوع ضایعه‌ی «احساس فقدان» می‌شود که همه‌ی این موارد، پیرامون از دست‌دادن شریک زندگی، دور می‌زنند و آن هم ضایعه‌ی «از دست‌دادن خویش» است.
1) هویت خود را از دست داده‌اید.
2) عزم، اراده، انگیزه و حتی اراده‌ی ادامه‌ی زندگی‌کردن را از دست داده‌اید.
3) عزت‌نفس خود را به‌خاطر رفتار همسرتان و قربانی‌شدن امیال‌اش از دست داده‌اید.
4) قدرت برقراری و ادامه‌ی ارتباط با دیگران را از دست داده‌اید.
5) ایمان دینی خود را کم‌‌رنگ‌تر می‌بینید.
6) احساس استثنائی‌بودن خود را از دست داده‌اید.
7) کنترل بر افکار و اعمال خویش را از دست داده‌اید.
8) احساس درونی و ذاتی خویش را درباره‌ی عدالت از دست داده‌اید.
9) به این خاطر که نتوانسته‌اید همسرتان را توجیه کنید که نسبت‌به شما خیلی بی‌انصافی کرده، احساس می‌کنید اعتماد‌به‌نفس خود را از دست داده‌اید.

- عکس‌العمل زنان و مردان خیانت‌دیده:
1) زن‌ها سعی دارند رابطه‌ی زناشویی خود را حفظ کنند، اما مردها مسیر خود را تغییر داده و گریزانند!
2) زن‌ها زانوی غم به بغل می‌گیرند، اما مردها عصبانی می‌شوند!
3) زن‌ها به‌عنوان شریک زندگی‌ و مردها به‌عنوان معشوق، احساس بی‌لیاقتی و تنهایی می‌کنند!
4) زن‌ها به‌طور پیوسته در افکار خویش با این موضوع، دست‌به‌گریبانند اما مردها با کار و موارد دیگر زندگی، خود را سرگرم و مشغول می‌کنند.

- بررسی علل و عوامل خیانت به مردان در زندگی زناشویی:
1) ماجراجویی و حسادت: به‌نظر می‌رسد یکی از دلایل خیانت، حس ماجراجویانه و برانگیخته‌شدن احساسات بر اثر حسادت نسبت‌به شوهران زنان دیگر است!
2) ارضاء‌نشدن امیال و نیازها: مشکل برطرف‌نشدن نیازهای غریزی هم ازجمله مواردی است که گاهی موجب پیدایش پدیده‌ی خیانت در زندگی زناشویی می‌شود.
3) وضعیت اقتصادی: برخی از زنان به‌دلیل این‌که شوهر آنان دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به اندازه‌ی کافی به آنان پول پرداخت نمی‌کند، دست به خیانت در زندگی زناشویی می‌زنند!
4) خیانت شوهر: اگرچه همه‌ی زنان برای انتقام‌جویی از همسرشان، خیانت نمی‌کنند اما برخی از آنان احساس می‌کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته‌اند، پس مجاز به مقابله به‌مِثل با شوهرشان هستند.
5) مورد غفلت واقع‌شدن: وقتی زن احساس می‌کند کسی‌که دوست داشت تمام اوقات خود را با او بگذراند، اکنون بیش‌ترِ وقت خود را در محل کار یا با دوستان‌اش سپری می‌کند، احساس تنهایی کرده و به‌خاطر عدم توجه و مورد غفلت قرارگرفتن از سوی شوهر، دست به این کار می‌زند.

- بررسی علل و عوامل خیانت مردان به زنان در زندگی زناشویی:
1) عدم جذابیت همسر: زندگی‌کردن طولانی با یکدیگر، گاهی‌ موجب می‌شود زنان، دیگر مانند گذشته به شوهران خود توجه نکنند و این موجب خیانت مردان می‌شود.
2) از بین رفتن عشق و علاقه: پس از گذشت زمان طولانی با هم بودن، برخی مردان، آن عشق و علاقه‌ی ابتدایی را از دست می‌دهند و در چنین شرایطی دست به خیانت می‌زنند.
3) هوس‌بازبودن مرد: این حقیقت، غیرقابل انکار است که مردان هوس‌باز، تصور ‌کنند اگر به همسرشان خیانت کنند و با اشخاص دیگری در ارتباط باشند، همسرشان متوجه نخواهد شد و این استدلال را برای خود قابل قبول می‌دانند.
4) خیانت به همسر: برخی از مردان پس از آن‌که به بی‌وفایی همسر خود پی‌بردند، تنها راه آرام‌کردن خشم خود را در مقابله‌به‌مثل با همسر خویش می‌دانند!
5) سهل‌انگاری زنان: برخی از زنان خیلی زود و راحت، شوهرشان را به‌خاطر رفتارهای ناشایست می‌بخشند. این عامل خود می‌تواند یکی از عواملی باشد که زمینه‌های خیانت را فراهم می‌سازد!

- آیا زوج‌ها می‌توانند از خیانت یکدیگر چشم‌پوشی کنند؟
در پاسخ به این پرسش، باید عرض‌کنم آری! اما مشروط بر این‌که هریک از طرفین بخواهد اندکی صادقانه و صمیمانه به خود، افکار و عقاید خود و نیز بر اعمال خود نگاهی بیندازد و آمادگی خود را جهت کسب مهارت‌های لازم در این زمینه، برای شناخت و ارزیابی این رویداد اعلام دارد!

- یادمان باشد که گذشت، زیباترین رفتاری است که آدمی در این روزگار غریب می‌تواند از خود بروز دهد.
- یادمان باشد که برای استحکام پایه‌های یک زندگی مشترک، گاهی باید چشم‌ها را بر بعضی رفتارها بست؛ البته نه این‌که کاملاً بی‌تفاوت باشیم. اگر دل در گروی کسی داریم و او لغزشی مرتکب شد، ما می‌توانیم گذشت کنیم. بگذاریم خودِ او (همسر)، نسبت‌به رفتارش، آگاهی یابد و با دلی آکنده از شرمساری، به سراغ‌مان بیاید و پوزش بخواهد!
- یادمان باشد که در این زمانه‌ی پر هیاهو، گاهی دل‌مان برای خودمان تنگ می‌شود!
- نگذاریم با اشتباهی که شاید هر انسانی در مقطع زمانی خاص مرتکب آن شود، عشق را زیر پا بگذاریم و عهد و پیمانی را که روز اول بستیم، فراموش کنیم.
- بیایید و بیاییم با مهربانی زندگی کنیم؛ گذشت را یاد بگیریم و اعتراف به اشتباه را بیاموزیم!
- بیایید مهربانی و عشق را بیاموزیم، برای همیشه‌ی روزگار!
- عاشق هم باشیم و هرگز به واژه‌ی «خیانت»، حتی فکر هم نکنیم. بمانید تا بمانیم در صحنه‌ی زندگی روزگار!



تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392 | 13:19 | نویسنده : baratian mahdi

 

خيانت بين همسران در حال حاضر به چند شکل ديده مي شود؟



 

- خيانت در رابطه خانوادگي داراي انواع و اقسام مختلفي است که عبارتند از:

 

1- خيانت رفتاري: منظور از خيانت رفتاري اين است که يکي از همسران به صورت رفتاري و با ارتباط برقرار کردن با شخصي خارج از سيستم خانواده به همسرش خيانت کند که بخش اعظم آن را ارتباط هاي جنسي تشکيل مي دهد و در جامعه ما نيز رايج است.

 

2- خيانت ذهني: افرادي که در فکر و تخيلاتشان مدام به شخصي ديگر مي انديشند و از آنجا که زاده ذهنشان است، آن فرد شخصي ايده آل به شمار مي آيد و در اين موقع است که براي زندگي مشترک خطر مي آفريند چرا که آن شخص دايما شريک زندگي اش را با فرد ايده آل ساخته ذهنش مقايسه مي کند و چون در حال قياس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمي خورد و رابطه سرد مي شود.

 

3- خيانت کلامي: در اين نوع خيانت، زن يا مرد به صورت تلفني يا اينترنتي يا اينکه در هر موقعيتي که فراهم شود با يکديگر صحبت کرده و گرم مي گيرند. متاسفانه امروزه به دليل وجود اينترنت، ارتباط جنسي کلامي و حتي ويدئويي وجود دارد که اين هم به نوعي، خيانت محسوب مي شود. ناگفته نماند اين نوع خيانت نوعي انحراف جنسي به حساب مي آيد.

 

چه دلايلي منجر مي شود زن يا مرد به همسرش خيانت کند؟

 

- دلايل زيادي وجوددارد که آنها را به طور خلاصه ذکر مي کنم اما نمي توان براي آنها اولويت و مرتبه اي در نظر گرفت.

 

1- سردي روابط: وقتي بين زوج ها روابط محبت آميز، عاطفي و هيجاني کم مي شود و ديگر خبري از احساس شور و عشق اوليه نيست، در اين زمان ممکن است يکي از زوج ها وارد رابطه خيانت آميز شود.

 

2- سرد شدن نسبت به ظاهر يکديگر: در زندگي زناشويي افرد به تدريج ممکن است نسبت به ظاهر همسرشان دلسرد شوند يا اينکه جذابيت هاي فرد مقابل برايشان يکنواخت و تکراري شده باشد.

 

3- اعتماد به نفس پايين و خودانگاره منفي نسبت به خود: افراد براي آنکه عزت نفس و خودانگاره شان را حفظ و تقويت کنند، مي کوشندت از طريق رفتارهايشان نشان دهند عزت نفس شان بالاست و در اين زمينه مشکلي ندارند.

 

اين دسته از اشخاص به دنبال رابطه هايي خارج از سيستم خانواده مي گردند تا خودشان را اثبات کنند. البته گاهي هم فرهنگ ها باعث ايجاد اين تصورات مي شوند. مرد مي خواهد از طريق مردانگي و زن از طريق جذابيت، خود را نشان دهد.

 

4- داشتن اختلالت و مشکلات روانشناختي: افرادي که دچار يکسري از اختلالات باليني هستند بيشتر در معرض خيانت به همسرانشان قرار مي گيرند. مثلا اشخاصي که کنترل هاي هيجاني ندارند يا اينکه دچار ضعف شخصيت اند.

 

5- ازدواج هاي اجباري: زن يا مردي که برخلاف ميل شان و به دليل اصرار خانواده تن به ازدواج مي دهند، احتمال آن که به همسرشان خيانت کنند بيشتر از سايرين است.

 

6-انتقام گرفتن: زن و شوهر ممکن است به خاطر رنجشي که از يکديگر دارند دست به انتقام بزنند و راه خيانت را انتخاب مي کنند. مثلا مردي که به همسرش بدبين است و او را تحت فشار قرار مي دهد، همسرش براي انتقام گرفتن از او بي وفايي مي کند. اين مورد در زنان شايع است چرا که دائما زنان به اين فکرند کارهاي بدي را که همسرشان در حق شان کرده تلافي کنند.

 

7- برآورده نشدن نيازهاي جنسي: افرادي که در روابط جنسي به مشکل برمي خورند به جاي آن که از طريق مشاوره و مراجعه به متخصصان مشکلاتشان را حل کنند، سعي مي کنند به همسرشان خيانت کنند.

 

8- هيجان خواهي: يکسري از افراد دوست دارند دست به کارهاي پنهاني بزنند چرا که برايشان توليد هيجان مي کندن و اين احساس را به دست مي آورندت که افرادي زرنگ اند و ديگران نمي توانند اين قضيه را بفهمند اما اين را بايد دانست بالاخره روزي اين روابط آشکار مي شود.

 

9- علل اقتصادي: وقتي يکي از همسرها در زندگي مشترک، خواسته هاي مادي اش برطرف نمي شود وارد رابطه اي قرار مي گيرد که مرکز توجه اند و نيازهاي اقتصادي شان فراهم مي شود مي شود که بيشتر در مورد زنان مصداق دارد.

 

10- کنجکاوي: گاهي افراد به دليل صحبت سايرين درباره روابط خارج از سيستم خانواده، به دنبال بي وفايي مي روند و به اصطلاح مي خواهند ببينند چه خبر است.

 

با توجه به عللي که برشمرديد در جامعه امروز ما، کدام يک از دلايل در زمينه خيانت همسران پر رنگ تر است؟

 

- نمي توان جواب قطعي به اين سوال داد، چرا که ما در زمينه آمار مشکل داريم. در مورد خيلي از پديده ها، تحقيقات محکم، علمي و دقيق انجام نمي شود، لذا با نداشتن آمار نمي توان پاسخ دقيقي داد اما اگر بر مبناي تجربيات و مشاوره هاي باليني بگوييم، دلايلي چون هيجان خواهي، سرد شدن روابط از جمله توجه نکردن زنان به ظاهر خود و مشکلات جنسي نقش هاي پررنگ تري دارند. در مورد مسائل جنسي بايد اشاره کرد به دليل نگاه متفاوت زنان و مردان نسبت به اين قضيه، ممکن است دچار مشکلات جنسي شوند.

 

از نگاه مردان ارتباط جنسي، نشان دهنده مردانگي است و براي زنان، بعد عاطفي و هيجاني دارد، حال هر کدام از آنان با توجه به اين نگاهي که دارند اگر در روابط زناشويي شان آن ابعاد مورد توجه قرار نگيرد در جايي خارج از روابط خانواده، به دنبالش مي گردند.

 

بايد اين نکته را يادآوري کرد در جامعه کنوني که افراد تحت فشارهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي هستند، اميد خود را به آينده از دست مي دهند و به رفتارهايي چون اعتياد يا خيانت گرايش پيدا مي کنند.

 

جامعه و فرهنگ حاکم بر آن، تا چه حد در افزايش خيانت زن و شوهر نسبت به به هم دخيل هستند؟

 

- نقش شان، به خصوص در آموزه ها و تربيت هاي گذشته، بسيار زياد است. به عنوان مثال اين فرهنگ در جامعه ما جا افتاده که خيانت مردان قابل قبول تر از خيانت زنان است. اگر مردي خيانت کند، گفته مي شود شيطنت کرده است اما در مورد زن مي گويند مشکل اخلاقي دارد.

 

در جامعه اي که به طور ضمني تعدد زوجات را تاييد مي کند آن هم بدون مسئوليت و تعهد، مسلم است به رواج خيانت کمک مي شود. فشارهاي اجتماعي در جامعه نيز سبب استرس مي شود و اين استرس بر روي زندگي تاثير مي گذارد و منجر به اختلالات زناشويي و تعارضات مي شود.

 

برخي از افراد براي رها شدن از اين استرس ها مي خواهند آرامش را در رابطه ديگر جستجو کنند. وقتي جامعه آستانهتحملش را نسبت به اين دسته از رفتارهاي غيرمعقول بالا مي بردو هيچ راهکاري براي جلوگيري از آن ارائه نمي دهد، زشتي اين مسئله از بين مي رود و ما خيانت را چه در دوران پيش از ازدواج يا بعد از ازدواج مي بينيم.



 

خيانت به همسر تا چند سال گذشته بيشتر از طرف مردان بود اما امروزه شاهد هستيم زنان نيز به اين ناهنجاري اخلاقي روي آورده اند، از نظر شما دليل اين موضوع چيست؟

 

- زماني که مردان در گذشته خيانت مي کردند، زنانشان براي مقابله با نارضايتي شوهر، خود را وقف امور خانواده مي کردندو از اين طريق تحملشان را بالا مي آوردند و پيش خود مي گفتند واقعيت زندگي همين است، مردان همه اينگونه اند اما امروزه با توجه به اطلاعاتي که از رسانه هاي مختلف کسب کرده اند و اينکه در جامعه حضوري پررنگ دارند، درصدد تغيير تابوهاي گذشته برآمده اند. برنامه هاي تلويزيوني ماهواره نيز به اين وضعيت دامن زده است.

 

اين برنامه ها که معمولا با توجه به فرهنگ هاي کشور ديگر است، براي بالا بردن جذابيت و هيجان، به پخش فيلم و سريال هايي مي پردازند که تمرکز اصلي بر روي خيانت است، همه به هم خيانت مي کنند و هيچ اتفاقي نمي افتد و تبعاتي نيز ندارد و نشان دادن اينگونه از برنامه ها سبب مي شود خيانت، زشتي خود را در خانواده از دست بدهد.

 

آينده خيانت در جامعه را چگونه مي بينيد؟

 

- با توجه به شرايط خاص جامعه مان، آينده درخشاني را در زمينه ازدواج نخواهيم داشت چرا که سياستمداران و سياستگذاران و متخصصان به اين مسئله از ديدگاه علمي نگاه نمي کنند و آسيب شناسي دقيقي انجام نمي دهند که برمبناي آن راهکار ارائه دهند.

 

فقط روش هاي ضربتي مقطعي است که نمي تواند عملکرد موفقي داشته باشد. چيزي که روي زمين است به زير زمين خواهد رفت و از بين نمي رود و پنهاني تر خواهد شد.

 

زماني که همسر با خيانت زن يا شوهرش روبرو شد، از منظر شما مناسبترين عکس العملي که بايد نشان داد، چيست؟

 

- در ابتدا آرامش خود را حفظ کنند و سريع واکنش نشان ندهند.

 

بايد اين اجازه را به خود بدهند چند روزي از اين مسئله بگذرد و در فرصتي مناسب با همسرشان اين موضوع را مطرح کنند، دلايل اين اتفاقات را بررسي کنند، علت اين رفتار را بيابندت و نگاهي به رفتار و عملکردهاي خودشان در زندگي مشترک داشته باشند.

 

از تصميم گيري هاي عجولان بپرهيزند. بيشتر افراد وقتي با اين وضع روبرو مي شوند فورا از طلاق حرف مي زنند.

 

بهترين کار اين است بعد از ماجرا، سراغ مشاور بروند و مسائل را حل کنند و يک بازنگري در رابطه شان داشته باشند. با همه اين موارد اگر ديديد شرايط زندگي فعلي تان سخت است، در نظر بگيريد اگر جدا شويد آيا شرايط بهتر مي شود يا بدتر.

 

آيا ازدواج هايي را که بر اثر خيانت زن يا مرد تخريب شده است، مي توان دوباره ترميم کرد؟

 

- بله. البته به دلايل خيانت کردن بستگي دارد. مثلا اگر دليل خيانت سرد شدن روابط نسبت به هم باشند مي توانند با کمک مشاور، رابطه را بهتر کنند.

 

به هر حال خشم و عصبانيتي که در افراد قرباني خيانت ايجاد مي شود با تامل حل و فصل خواهد شد.

 

بهترين کمکي که به فرد آسيب ديده از بي وفايي همسر مي توان کرد چيست؟

 

- بايد به آنها گفت بلافاصله خودشان را محاکمه نکنند، مقصر نشمارند و قبول کنند اين رفتاري است که رخ داده و حقشان است که دچار خشم و عصبانيت شوند.

 

بايد حتما آنها را به روانشناس ارجاع داد، چرا که مشاور به فرد آسيب ديده کمک مي کند به اين مسئله از نگاه واقع بينانه تر بنگرد. گاهي ممکن است اين دسته از افراد دچار اختلالات افسردگي و اضطرابي شوند که نياز به دارودرماني دارند. بايد به اين اشخاص اميدواري داده شود احتمال ترميم وجود دارد، هر چند که زمانبر است.

 

همسران چگوه هبايد زندگي شان را از خطر خيانت و بي وفايي همسران حفظ کنند؟

 

- اول اينکه زن و مرد بايد در انتخاب همسر دقت کنند و فقط بر اساس يک بعد مانند زيبايي يا پول ازدواج نکنند چرا که در طول زمان اين ابعاد در نظر زن و شوهر عادي مي شود.

 

پس بايد حتما يکسري اصول در انتخاب شريک زندگي شان در نظر بگيرند.

 

دوم اينکه زماني که زن و شوهر ازدواج کردند نبايد فکر کنند حالا همه چيز درست است. زندگي مشترک نياز به توجه و تقويت دارد. ازدواج مانند گياهي است که بايد به آن رسيد تا رشد پيدا کند.

 

وقتي دختر و پسر با يکديگر ازدواج کردند مثل آن است نهالي را کاشته باشند و اگر آبياري نشود، خشک مي شود. توصيه ام اين است که افراد پس از ازدواج خاطرات خوب خود را با يکديگر مرور کنند و اينکه ازدواجشان براساس عشق و علاقه بوده است هميشه زنده نگهدارند.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 | 19:16 | نویسنده : baratian mahdi

پاسخ به سوال شما( خوردن مایع منی)

یکی از دوستان در سوالی پرسیده اند که خوردن مایع منی از نظر شرعی و از نظر پزشکی چه حکمی دارد. 

 در پاسخ به سوال فوق باید عرض کنم :

که خوردن مایع منی از نظر شرعی حرام می باشد چرا که در شرع اسلام منی از نجاسات است و خوردن نجاست حرام است. اما از نظر علمی باید گفت مایع منی مایعی است که سرشار از فروکتوز می باشد( فروکتوز قندی است که در میوه ها موجود می باشد) و برخی ویتامینها و مواد غذایی در آن وجود دارد و وظیفه این مایع تامین منبع انرژی لازم برای اسپرم می باشد. همچنین میلیونها اسپرم درون این مایع شناورند. یکی از منابع ویروسهایی مثل هپاتیت ب و ث و همچنین ویروس ایدز نیز در صورت ابتلا فرد به این بیماریها می باشد. در صورتی که فرد بیماری آمیزشی داشته باشد نیز باکتری ها و میکروب بیماری درون این مایع به وفور یافت می شوند و به دلیل غنی بودن آن از مواد مغذی به راحتی در آن رشد و نمو می نمایند. اگر فرد سالم بوده و هیچگونه بیماری نداشته باشد خوردن مایع منی تاثیری ندارد ولی اگر فرد مبتلا به یکی از این بیماریها باشد خوردن مایع منی می تواند منجر به انتقال بیماری گردد. در مجموع به علت اینکه بسیاری از بیماریها مخفی بوده و در آزمایشات فقط مشخص می گردد و فرد ناقل خاموش بیماری می باشد خوردن مایع منی توصیه نمی گردد و کاری است اشتباه. متاسفانه در برخی از فیلمهای پورنو تصاویر خوردن مایع منی توسط زنان فاحشه به تصویر کشیده می شود و همین عاملی شده تا افراد با تقلید از این فیلمها اقدام به چنین کاری کنند که اشتباه بوده و می تواند ناقل بیماریها باشد. لذا چه از نظر شرعی و چه از نظر پزشکی خوردن مایع منی امری اشتباه می باشد. 

سوال ۱:
? چرا زوج هاي جوان بعد از گذشت مدّتي از آغاز زندگي ديگر آن شور و شوق دوران نامزدي را ندارند و مانند سابق از همسرشان لذت نمي برند؟ و به قول خيلي ها : چرا زندگي فقط 6 ماه اوّلش زيباست؟...!

پاسخ

مطلبي که بايد مدّ نظر قرار گيرد اين است که در آغاز آشنايي ها هر دو نفر از طرف مقابل تنها يک ظاهر و يا باطن کلّي مي بينند و به جزئيات آن توجهي ندارند که اين امر به علّت کمي مدّت آشنايي کاملاً طبيعي است، ولي بعد از گذشت مدّتي از آغاز زندگي کم کم به جزئيات دروني و ظاهري يکديگر پي برده و آن جزئيات را به تنهايي مورد بررسي قرار مي دهند، غافل از اينکه اين جزئيات که برخي بد و برخي خوب هستند در کنار يک ديگر آن کلّيتي را مي سازند که در اوايل با چه عشقي به آن دوستت دارم مي گفتند.

مشکل اصلي در اينجاست که اگر با ديد جامعي به طرف مقابل نگاه کنند خواهند ديد که کاستي هاي او در کنار خوبي هايش چه زيباست و بالا تر از آن در کنار خوبي هاي خودشان... اگر هميشه به يکديگر کلي نگاه کنيم و در جزئيات وجودي هم توقف نکنيم، زندگي هميشه همان شيريني اوّل خود را خواهد داشت، چه بسا با اين ديد کلي، هر روز ابعاد تازه اي از وجود هم خواهند شناخت که به علاقه يشان بيشتر دامن خواهد زد.

سوال 2

? من در آستانه ازدواج با دختري هستم ولي مي خواهيم فعلا عقد کنيم و تا چند سالي به همين منوال بمانيم ولي من درباره حد و حدود رولبط جنسي در اين دوران هيچ نمي دانم لطفا مرا راهنمايي کنيد ممنون و سپاسگذارم. ( )


پاسخ

در اين خصوص بايد گفت تقريبا هيچ محدوديتي در روابط جنسي بين زن و شوهر وجود ندارد، چه در عقد موقت و چه در عقد دائم ، ولي متعارف اين است که در مدت عقد موقت با دختر باکره دخول انجام نشود ، چه از دبر ( پشت ) و چه از قبل ( جلو ) و در دوران عقد دائم هم دخول از دبر ( پشت ) مکروه  است.



اما در مدت عقد دائم هر نوع استفاده و لذت بري مرد از زن و بالعکس بسيار نيکو است و زن حق ندارد از لذت بري مرد ممانعت به عمل آورد، و نيکو است ، مرد از نظر جنسي زن را ارضا کند چرا که امام صادق (ع) مي فرمايد: اگر يکي از شما با همسرش جماع کند و او را ارضا نکند اگر آن زن به يک سياه زنگي دست پيدا کند به او بياويزد.

سوال 3

? آيا نزديکي با همسر در شبهاي شهادت ائمه گناه دارد ؟ (رضا)

پاسخ

خير ، ولي بهتر است در اين شبها ، از لهو و لعب بدور باشيم و به عبادت و سوگواري بپردازيم ، و اگر خوف به گناه افتادن وجود دارد به نزديکي بپردازيم و حواسمان باشد تا اين کار به صورت شادي کردن در نيايد و اين مصيبت را فراموش نکنيم

سوال 4

? ايا در هنگام روابط جنسي با همسر خود ميتوان در مورد زن ومرد ديگر حرف زد ويا فکر کرد؟

پاسخ


خير، زن و مرد مسلمان و مومن هرگز چنين كاري نخواهند كرد چرا كه عواقب شوم آن دامن گير آنها خواهد شد ؛ رسول الله (ص) در وصيت خود به امام علي (ع) فرمود: يا علي! با شهوت و خواهش زن ديگري با زن خود جماع مكن كه اگر فرزندي حاصل شود مخنث و در صفت زنان ( دو جنسييت؛ كه امروزه نيز در جامعه زياد مشاهده مي شود) و يا ديوانه خواهد شد. و در مورد حرف زدن فرمود: در هنگام جماع كمتر حرف بزند كه اگر فرزندي حاصل شود لال مي شود.




سوال 6


? آيا نزديكي با همسر از راه پشت (دُبُر) از نظر شرعي اشكال دارد؟
پاسخ

از نظر قريب به اتفاق علما نزديكي با همسر از پشت كراهت  دارد

سوال 7

? آيا ميتوان آلت تناسلي را در دهان زن نهاد؟آيا حرام نيست؟
پاسخ
آري ، حتي مي توان گفت يكي از لذت بخش ترين قسمت هاي رابطه ي جنسي مي تواند رابطه ي دهاني باشد ، همچنان كه از معصوم (ع) سوال شد آيا انسان مي تواند فرج زن خويش را ببوسد؟ حضرت پاسخ دادند باكي نيست. امّا كار هايي كه معمولا افراد فاحشه و منحرف انجام مي دهند مثل خوردن مني بسيار قبيح و علاوه بر حرام بودن عواقب جسمي و روحي نيز در پي دارد.



سوال 9

? آيا خود ارضايي حرام است؟ چرا؟

پاسخ

بله به نظر میرسد مهمترین دلیل حرمت آن این است که زن و مرد به خودشان بسنده کرده و باعث اختلال در امر ازدواج که یکی از مقدسترین و مهمترین امور است میشودوبعدازازدواج دچاراختلالات جنسی میشودوازبیماریهای عفونی واختلالات روانی بی بهره نیست.

سوال 10

? من چند سال پيش در اثر ناداني و البته نداشتن آگاهي براي اين که بعد از قاعدگي بفهمم پاک شدم يا نه از داخل کردن انگشت استفاده مي کردم . بعدا جايي خوندم که اين کار ممکنه باعث آسيب رسيدن به پرده بکارت بشه.حالا از کجا بفهمم من دچار مشکل نشدم؟ آيا پارگي بکارت ممکن است بدون خونريزي باشد؟ آيا اين خونريزي زياد است؟


پاسخ

پرده ي بكارت ممكن است بر اثر دويدن ، افتادن ، پريدن ، تصادف ، انگشت زدن و يا هر تكان شديدي پاره شود و البته اين بستگي به جنس و نوع پرده دارد ، امّا متاسفانه يك رسم قبيح و زشتي كه در خانواده ها مد شده است اين است كه دختر را قبل از ازدواج به پزشك قانوني برده و در مورد بكارت او تحقيق مي كنند
اما در خصوص پارگي بكارت انچه در رسائل عمليه آمده اين است كه فرد پنبه را داخل فرج خود فرو كرده و چند لحظه به راست مي خوابد ، بعد پنبه را خارج مي كند ، اگر پنبه مقداري به خون آغشته شده و خون از آن عبور نكرده است خون بكارت است ، ولي اگر خون از پنبه عبور كرده و به طرف ديگر آن رسيده است خون حيض و يا چيز ديگري است.جهت اطمینان خاطربه متخصص زنان مراجعه نمایید


سوال 11


? آبي که بعد از ادرار از مردان خارج مي شود و شباهت به مني دارد چيست؟
پاسخ

بايد توجه داشت که آب هايي که از مردان خارج مي شود چهار نوع است که به ترتيب نام برده و علائم هر يک را توضيح مي دهيم:
1. مني : آن آبي است که با شهوت و جستن بيرون آيد و پس از خروج آن معمولاً بدن سست مي شود اما برخي سست شدن بدن را از علائم مني نمي دانند، و در زن و مرد مريض جستن نيز شرط نيست، و تنها با شهوت بودنش کافي است. مني نجس است و از هرکس خارج شود غسل جنابت براو واجب است.

2. مذي : آن آبي است که قبل از مني از انسان خارج مي شود و اين آب معمولاً بعد از ملاعبه و بازي کردن از انسان خارج مي شود و پاک است

3. وذي : آبي که گاهي بعد از مني خارج مي شود و پاک است

4. ودي : آبي که گاهي بعد از بول (ادرار) خارج مي شود و اگر بول به آن نرسيده باشد پاک است

نکته : اگر رطوبتي از انسان خارج شود و نداند مني است يا بول يا غبر اينها ، چنانچه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن بدن سست شده ، آن رطوبت حکم مني دارد، و اگر هيچ يک از اين سه نشانه يا بعضي از اينها را نداشته باشد ، حکم مني ندارد

تذکر: طبق فتاواي برخي از مراجع در اين مسئله دو شرط اول را کافي مي دانند، براي فهميدن نظر مرجع تقليد خود نام آن را ذکر کنيد



سوال 12

? اگر مرد با زن بازي کند ولي هيچ گونه عمل نزديکي صورت نگيرد ايا ابي که از زن خارج مي شود حکم مني را دارد؟

پاسخ

اگر آب همراه با شهوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن بدن سست شده ُ حکم مني دارد ، حتي اگر بدن سست هم نشود باز حکم مني دارد. و کم يا زياد آن فرقي ندارد.

سوال ۱۳

? خوردن شير همسر چه حکمي دارد؟

پاسخ

خوردن شير همسر جائز نيست (حرام است)


سوال ۱۴

? استمناء توسط همسر چه حکمي دارد؟
پاسخ

جايز است (اشکالي ندارد)

سوال ۱۵

? اگر مردي در دوران عقد با همسر خود نزديکي کرده باشدبه طوري که بکارت همسرش پاره نشده باشد ومني از او خارج و روي دهانه رحم زن بريزد حتي به اندازه يک قطره آيا امکان باردار شدن وجود دارد؟ اگر وجود دارد چگونه ميتوانيم جلوگيري کنيم؟

پاسخ

به راستي نمي توان گفت امکان باردار شدن به طور صد در صد وجود ندارد ولي مي توان گفت امکان بار دار شدن بسيار ضعيف است و به ندرت چنين اتفاقي مي افتد ، و شرط آن اين است که مني از دهانه ي رحم داخل واژن شده و لقاح صورت گيرد که اگر بعد از ريخته شدن مني بر روي دهانه ي رحم زن خود را سريعا شستشو دهد معمولا احتمال بارداري از بين مي رود اما اگر احتمال بارداري مي دهيد مي توانيد تا ?? ساعت بعد از قرص هاي زد بارداري استفاده کنيد و دو وعده مصرف کنيد که البته دستور استفاده را حتما از داروخانه سوال کنيد اگرچه ما اينکار را توصيه نمي کنيم چرا که ممکن است عوارضي براي زن در پي داشته باشد.



سوال ۱۶

? کفاره ي لواط چيست؟(??)

پاسخ

لواط یکی از گناهان کبیره است که کفاره آن توبه است. و مجازاتي که براي آن در نظر گرفته شده اين است که خواهر فرد لواط دهنده براي هميشه به فرد لواط کننده حرام مي گردد و ديگر امکان ازدواج آن دو وجود ندارد. و البته اقرار به گناه نيز خود گناهي ديگر است.
اما مجازات آن اگر اثبات شود اعدام است


سوال ۱۷

? براي کم کردن شهوت چه بايد کرد
پاسخ

براي رفع شهوت بايد به موارد زير توجه کنيد:

الف: از مسائل تحريک کننده مثل ديدن فيلم يا عکس يا خواندن مطالب محرک يا شنيدن مطالب محرک و ... دوري کنيد.

ب: از خوردن زياد مواد غذايي با طبع گرم مثل خشکبار زياد ، خرماي زياد ، و ... خود داري کنيد.

ج: هر شب قبل از خواب يک پياله ماست بخوريد.

د: روزه مستحبي گرفتن يکي از راه هاي کم کردن شهوت است.

ه: قبل از سير شدن کامل از غذا دست بکشيد.

و: در مواقع هجوم افکار شهوت آلود ذکر لااله الا الله بگوييد.

ز: از مجالست با زن ها خود داري کنيد.

ح : در مواقع هجوم شهوت وضو گرفته دو رکعت نماز دوري از حديث نفس بخوانيد.

نکته ي مهم : تمام موارد ذکر شده در بالا راهکار هاي موقتي هستند و بايد توجه داشت که شهوت يکي از نعمت هاي بزرگ خداوند است و نبايد آن را به مدت طولاني سرکوب کرد بلکه بايد از اين نعمت بزرگ به درستي استفاده کرد و شکر آن را به جا آورد و تنها راه استفاده ي درست از آن ازدواج است يا ازواج دائم يا موقت. و اين تنها راه صحيح کنترل شهوت مي باشد.



سوال ۱۸

? آيا نزديکي از پشت باعث بزرگ شدن باسن مي شود؟ چرا نبايد مايع مني داخل مقعد ريخته شود؟
پاسخ

خير نزديکي از پشت باعث بزرگ شدن باسن نمي شود و اين موضوع از نظر علمي ثابت نشده است .بخاطراذیت منی بعدازنزدیکی وایجادسوزش و......



سوال ۱۹

? اگر رابطه جنسی صورت بگیرد و سپش انزال صورت بگیرد و شستشوئئ صورت نگیرد و فقط آب منی با دستمال پاک شود و پس از 2و3 ساعت دوباره رابطه صورت گیرد ولی انزالی رخ ندهد.آیا آب مذی یا وذی باعث بارداری می شود؟
پاسخ

بله این امکان وجود دارد چراکه به احتمال قوی در صورت ادرار نکردن بعد از انزال مقداری منی در مجاری باقی مانده باشد. بلکه در صورت مستعد بودن زوجین احتمال قوی بر باردارشدن می رود.


سوال ۲۰

? راجع به احکام غسل جنابت و اینکه چه وقت بر زن واجب میشود بگوئید؟ ایا ترشحاتی که هنگام حرف زدن عاشقانه ی مرد از زن خارج میشود نجس است؟

پاسخ

خیر نجس نیست غسل جنابت در دو صورت بر زن و مرد واجب می شود 1. دخول 2. خروج منی.


سوال ۲۲

آیا مایع منی مربوط به مرد است یا در مورد زنان هم وجود دارد؟چه موقع؟
پاسخ
بله منی در زنان نیز وجود دارد و در موقع اوج شهوت و ارضا شدن ترشح می گردد



سوال ۲۴

آیا اگر دو پسر الت همديگر را بمالند مرتكب گناه مي شوند؟
پاسخ

بله دست زدن به آلت غیر همسر مانند نگاه به آن می باشد و در غیر ضرورت و خطر مهم حرام است.

سوال ۲۵

?آيا استمنا فقط با بكار بردن دست انجام ميشود يا نه؟
پاسخ
خیر استمناء یعنی طلب منی کردن و در اصطلاح یعنی انسان کاری کند که عمدا منی ازاو خارج شود و اینکه به چه وسیله ای باشد تفاوتی نمی کند.به غیرازروابط زناشویی


سوال ۲۶

?يكي از نشانه هاي جنابت شهوته آيا شهوت وقتي رخ ميدهد كه صداهايي خاص خارج شود يا نه؟

پاسخ

خیر جنابت تنها از دو را رخ می دهد یکی جماع و دوم بيرون آمدن منى ، چه در خواب باشد و چه در بيدارى ، با اختيار باشد يا بى اختيار، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بى شهوت


سوال ۲۷

? آيا رطوبتى كه هنگام ملاعبه و شوخى با همسر از آنان خارج مى‏شود، حكم منى را دارد؟
پاسخ

اگر زن به اوج لذت جنسى برسد و در آن حال مايعى از او خارج شود جنابت محقق شده و غسل بر او واجب مى‏شود و اگر شك كند كه به اين مرحله رسيده يا نه و يا شك در خروج مايع داشته باشد، غسل واجب نيست.


سوال ۲۸

?آیا انجام غسل جنابت در زمانی که پریود هستیم صحیح است؟
پاسخ

طبق نظربعضی علماءغسل اشکال دارد و باید پس از پاک شدن غسل نماید ولی طبق برخی می تواند برای طهارت از جنابت در هنگام حیض غسل کند.(به رساله عملیه مرجعتان مراجعه نمایید)
سوال ۲۹

?پس از نزدیکی با همسرم و زمانی که از هم جدا می شویم منی وارد شده از واژن او خارج میشود.آیااین امر طبیعی است .آیا برای بارداری مشکلی ایجاد نمیکند؟(مجید)


پاسخ

بله طبیعی است و معمولا مشکلی ایجاد نمی کند، اما بهتر است پس از اتمام نزدیکی زن مقداری دراز کشیده و ترجیحا یک بالش به زیر خود بگذارد تا منی کمتری از او خارج شوداگرراغبیدبرای فرزنددارشدن.

سوال۳۰

 

آیا استفاده از کاندوم دربه تعویق انداختن زمان انزال تاثیر دارد؟

در حالت کلی بله. اگر از کاندومهای ضخیم استفاده شود، حس را کم تر کرده و ممکن است انزال را به تاخیر بیاندازد. کاندوم های دیلِی (تاخیر) بطور خاص برای این موضوع ساخته شده اند. این کاندوم ها به موادی آغشته هستند که احساس آلت تناسلی را کم میکنند و بنابراین تحریک را کم کرده و زمان انزال را به تاخیر می اندازند.


سوال ۳۱

?اگر با همسر خود بازی کنم تا هر دو به اوج لذت برسیم اشکال دارد؟

پاسخ

خیر اشکالی ندارد.


سوال ۳۲

?نشانه ی اوج لذت زن چیست؟
پاسخ

معمولا حرکت های سریع و نوعی تشنج کوتاه، تنفس سریع، تپش قلب ، و گاهی سرخ شدن گونه ها یا به ندرت جمع شدن اشک در چشم ها و گاهی ایجاد صداهایی خاص که نا خود آگاه از هنجره ی زن خارج می شود.


سوال ۳۳

?اگر مایع از بدن زن خارج نشود آیا میتوان گفت به اوج لذت خود رسیده است؟

پاسخ

بله ممکن است بدون خروج مایع منی ، زن به اوج لذت خود برسد.


سوال ۳۴

?اگر مایع از بدن زن خارج نشوددر این گونه مواقع آیا غسل بر او واجب است ؟
پاسخ

اگردخول صورت نگرفته باشدطبق نظر بعضی علماءخیر غسل بر او واجب نیست.اما اگردخول شده وبنابربعضی نظرات بله غسل دارد.(به رساله مرجعتان مراجعه بفرمایید)



تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 9:6 | نویسنده : baratian mahdi







تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 8:50 | نویسنده : baratian mahdi

برخی فعالیت‌ها می‌تواند سبب آسیب و پارگی برگشت ناپذیر پرده مهبل شود از جمله:

 ورزش‌های سنگین از جمله ژیمناستیک
 برداشتن وزنه سنگین
 ضربه‌های شدید در منطقهٔ مهبل (مانند لگد خوردن)
داخل کردن شیء خارجی به داخل مهبل مانند انگشت.
 تصادف.
عملهای لگنی وخیم.
 برخی نیز بطور مادرزادی پرده‌ی مهبل ندارند.
 عمل جنسی که همراه با ورود آلت جنسی به مهبل باشد.

تمامی موارد ذکر شده بالا توسط پزشک قابل معاینه و تشخیص صد در صد می‌باشد .




تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 8:37 | نویسنده : baratian mahdi

سلام  دختر  15ساله  ای  هستم که  حدود  3ماهی  با  یه  پسر   دوس  شدم  بهم   پیشنهادرابطه  جنسی  داده  ولی  من  قبول  نکردم بهم میگه  رابطمون  درحد  معاشقه  باشه  ولی  من   اصلا  نمیدونم   معاشقه  چیه.  ولی  خودش  میگه  اگه  باهاش  ارتباط داشته  باشم وفاداریمو  بهش  ثابت  کردم   ومن   نمی  دونم  حالاچیکارکنم 


پاسخ :

سلام

آفرین که قبول نکردی . پیشنهاد می کنم هر چه زودتر رابطه تون رو باهاش قطع کنید . چون چنین پسری به قصد سوء استفاده جنسی با شما دوست شده .

 این که میگه شما باید وفاداریتون رو بهش ثابت کنید یه منظور داره . از شما می خواد که به رابطه جنسی کامل با اون تن بدید . بهتون قول میدم اگه فریبش رو بخورید شما رو ول می کنه . بحث وفاداری و اثبات اون هم بهانه ی کثیفی بیش نیست . فکر نکنید اون تنها کسیه که چنین حرفی رو میزنه ! این یکی از حربه های بعضی از پسر ها برای سوء استفاده از دخترهاست  . مواظب باشید اون از احساسات دخترانه و پاک شما سوء استفاده نکنه . نکنه اون با تحریک حس ترحم شما به مقصودش برسه .

قبلا یه مطلب در مورد روش های فریب دختران نوشتم که برای شما میذارم :

اوایل که دختر مورد نظر خیلی براشون احترام داره ! با بقیه دخترهایی که تا حالا دیده فرق داره ! بهش میگن وقتی می بینمت فلان و بهمان ! از خوشگلی شون تعریف می کنن ! از تک بودنشون میگن ! از خاص بودن شون میگن ! این که با بقیه فرق دارن !  و با عرض معذرت از این جور جفنگیات ! ...

مرحله بعد نوبت به معرفی خودشون میرسه ، این جا سه نوع  استراتژی دارن :

1 – استراتژی ننه من غریم بازی :

من از بچگی محبت مادری رو نچشیدم و پیش زن عمو بزرگ شدم و پدرم کتکم می زد و چقدر تو شبیه مادرم هستی و ...

هدف اصلی اونا برانگیخته کردن حس ترحم دختر بیچاره ست .

2 – استراتژی رویایی بودن :

این که من اینو دارم و اونو دارم پارسال تعطیلات رفتیم فلان جا و داییم کاناداست و خالم آلمانه و ...

3 – استراتژی مذهبی بودن :

از اون جا نماز آب کش ها هستند . مستقیم تو چشمای دختر نگاه نمی کنن و همیشه فاصله قانونی ! حفظ می کنن و وقت نماز یهو غیبشون میزنه و اغلب اوقات روزه هستند و همیشه زیر لب یه چیزی میگن و ...

دختر اگه عاقل باشه میگه تقبل الله برادر ! پس چرا قصد داری به من نزدیک بشی ؟؟؟؟

البته روش های دیگه ای هم هست که وقتش نیست توضیح بدم فقط اینو بگم که آخرش میرسه به دوست شدن با دختر مورد نظر .

بعد از جلب نظر دختر مورد نظر وقت اینه که مزه دهن دختر رو کشف کنن !

معمولا با یه ارتباط بدنی به ظاهر ناخواسته شروع میشه مثلا همین جوری و بدون قصد قربت ! دستش به دست دختره می خوره !  بعد نگاه می کنه که دختره چه عکس العملی نشون میده . اگه دختره راه داد که برخوردهای غیر عمدی کم کم زیاد میشه تا این که از دختره می خواد دستاش رو لمس کنه . وقتی لمس کرد میگه آآآآآآآآآه ه ه ه ه عجب حس آرامشی بهم دست داد ! عجب انرژی ای از دستات گرفتم ! برای این که آخر ماجرا رو بشه حدس زد نیازی آی کیوی بالا نیست !

حالا اگه دختر بعد از اون ارتباط بدنی به ظاهر ناخواسته دو زاریش بیفته و عکس العمل مورد دلخواه اون پسر رو بروز نده  ممکنه حداکثر یه بار دیگه این برخوردهای اتفاقی پیش بیاد . اگه باز هم دختره عکس العمل درستی بروز داد به احتمال بالای 90 درصد رابطه شون به هم می خوره . این اخطار رو بدم که الان ممکنه این روش قدیمی شده باشه ! مثلا پسره بعد از اون برخورد استغفرالله گویان خودش رو لعن و نفرین می کنه و احتمالا چند روز پیداش نمیشه و مدام از دختره عذرخواهی می کنه و ...




با خوندن این مطلب چه شباهت هایی بین رفتار اون و متنی که براتون گذاشتم می بینید ؟!

پس همین الان تصمیم بگیرید که ارتباط تون رو باهاش قطع کنید . امیدوارم این تجربه ای باشه برای شما که با هیچ پسری که طالب سکسه دوست نشید . چون هیچ پسر خوبی ، با یه دختر نامحرم دوستی باسکس نمیخواد ! اینو آویزه ی گوشتون کنید . و فریب رفتارهای ظاهری یک پسر رو نخورید .

موفق باشید



تاريخ : سه شنبه نوزدهم آذر 1392 | 8:20 | نویسنده : baratian mahdi

ساناز

سلام ببخشید اگه امکانش هست جواب سوال منو بدید من دختر 25 ساله و مجرد هستم چند روز پیش خود ارضایی داشتم و نا خود آگاه انگشت میانه من تا نیمه به داخل واژنم فرو رفت و خون زیادی ازم اومد میخواستم ببینم آیاپرده من به کلی از بین رفته یا این که ممکنه آسیب دیده باشه خواهشا" هر چه زودتر جواب بدید تشکر


پاسخ مشاور:

درود و سپاس از لطف شما

پرده بکارت در صورتی که آسیب جزئی ببینید وعمل خودارضایی یانزدیکی دیگرصورت نگیردبه مرور زمان خود به خود ترمیم می شود اما پارگی کلی به مرور زمان ترمیم نخواهد شد.امابازهم جهت اطمینان به متخصص زنان مراجعه کنید



سلام از وبلاگتون خیلی خوشم اومد یه سوالی داشتم من با کسی هیچ ارتباط جنسی نداشتم اما بر اثر خود ارضایی پرده بکارتمو از دست دادم اگه بخوام ازدواج کنم چطوری به شوهر بگم؟ایا لازمه بگم؟چون نمیدونم پرده بکارت داشته ام یا نه چون کارهای سنگین خیلی زیاد انجام داده ام.


پاسخ :

سلام

بهتره اول در مورد سلامت یا عدم سلامت پرده بکارت تون مطمئن بشید . چون ممکنه الان سالم باشه و شما بی خودی به خودتون استرس وارد می کنید .


بر فرض که سالم نباشه ؛

در این که حتما باید به شوهر آینده تون بگید شکی نیست . چون اگه خودتون قبل از عقد بهش بگید ممکنه با باکره نبودن شما کنار بیاد ولی اگه خودش بفهمه اوضاع خیلی خراب میشه .


این که چطوری بگید بستگی به روحیات و اخلایات اون داره . در کل از دو حالت خارج نیست :

اول این که چون شما واقعیت رو بهش میگید از صداقت شما خوشش میاد و از اشتباه شما میگذره .

دوم این که چون واقعیت رو می فهمه و صداقت شما رو می بینه خیلی آبرومندانه با شما به هم میزنه و آبروریزی نمی کنه .


بهتره اگه خواستگاری به سراغ شما اومد اول مطمئن بشید که قابل اعتماد هست یا نه ؟ بعد رازتون رو بهش بگید .

کارهایی که ممکنه به شما کمک کنه :

1 - کمک خواستن از خدا :

از خدا بخواید که از اشتباه شما بگذره و دعا کنید آینده ی خوبی براتون رقم بزنه

2 - از ایجاد هر گونه علاقه اون نسبت به خودتون جلوگیری کنید . نذارید به شما وابسته بشه . اگه به شما وابسته شد ممکنه از روی احساسات بی خیال باکره نبودن شما بشه و بعد از ازدواج و سرد شدن  ، به شما بگه که شما از احساسات من سوء استفاده کردید و ...

در کل سعی نکنید با احساسات اون بازی کنید .

3 - اگه دیدید که سخت خواهان شماست بگید من مشکلی دارم که ممکنه شما نتونید با اون کنار بیاد . پس بهتره بی خیال من بشید . با گفتن این جمله روی اون تاثیر زیادی می ذارید .

4 - حتی الامکان سن اون نسبت به شما حداقل 5 سال بیشتر باشه .

5 - اجازه بدید اون با فکر و عقلش تصمیم بگیره نه از روی احساسات

موفق باشید




تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1392 | 18:18 | نویسنده : baratian mahdi

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری

سخنان بزرگان

 

جملات الهام بخش, مطالب آموزنده, جملات تصویری



تاريخ : دوشنبه چهارم آذر 1392 | 18:11 | نویسنده : baratian mahdi

نکات مهمی برای داشتن دوستی های پایدار

 

به اشتباهات دیگران نخندید؛ این یکی از بدترین کارهایی است که یک فرد ممکن است انجام دهد

با رعایت این نکات ساده،‌ دوستان بیشتری خواهید داشت و فردی خوش ‌محضر محسوب خواهید شد:
1 - همیشه مودب باشید، همواره با همه مودب و با نزاکت باشید.
2 - هیچ‌گاه دشنام ندهید.
3 - با صدای بلند صحبت نکنید، بلند صحبت کردن بیانگر آن است که شما قادر به بحث منطقی با دیگران نیستید. همچنین بلند صحبت کردن، سبب جلب توجه اطرافیان می‌شود، البته توجه منفی.
4 - کنترل خود را از دست ندهید، زمانی که شما کنترل اعصاب خود را از دست می‌دهید و از کوره در می‌روید، به همه نشان می‌دهید که قادر به کنترل احساسات و هیجانات خود نیستید.
5 - به دیگران خیره نشوید. زل زدن به دیگران و چشم‌چرانی نوعی تعرض به آنها محسوب می‌شود.
6 - صحبت کسی را قطع نکنید. پیش از آن که اظهار عقیده‌ای کنید، اجازه دهید صحبت دیگران به پایان برسد. میان صحبت کسی پریدن نشانه بی‌نزاکتی و نداشتن مهارت‌های اجتماعی فرد است.
7 -  همیشه وقت‌شناس باشید، مهم است که به وقت دیگران احترام بگذارید. علاوه بر آن یک فرد متشخص می‌داند چه زمانی باید مهمانی را ترک کند.
8 - اسرار زندگی خصوصی خود را فاش نسازید، جزئیات زندگی شما باید محرمانه‌ بماند.
9 - حرمت بزرگ‌ترها را نگه دارید و همان‌طور که دوست دارید مورد احترام دیگران باشید، خودتان نیز باید به دیگران احترام بگذارید.
10 - به اشتباهات دیگران نخندید؛ این یکی از بدترین کارهایی است که یک فرد ممکن است انجام دهد.
​11 - فخرفروشی نکنید و از لاف‌زدن بپرهیزید.



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392 | 18:41 | نویسنده : baratian mahdi

قاعده ی دوست داشتن!

غمگین نباش! تو کار درستی کردی... درستش همینه که هر چی توی دلت هست بهش بگی. چه خوب چه بد! تا وقتی که دلخوری هات رو ازش پنهان کنی اون این امکان رو پیدا نمی کنه که دلایل خودش رو برات توضیح بده... و اگه این فرصت رو پیدا نکنه، همیشه این امکان وجود داره که تو توی دلت حکمی درباره ش صادر بکنی و بدون این که فرصت دفاع بهش داده باشی محکومش بکنی... و این خلاف قاعده ی دوست داشتنه!



تاريخ : شنبه یازدهم آبان 1392 | 8:44 | نویسنده : baratian mahdi

عشق و زندگی

هر لحظه را به گونه‌ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه می‌داند؟ شاید آخرین لحظه باشد.
عشق، نخستین گام به سوی ملکوت است و تسلیم، آخرین آن؛ آری تمام سفر دو گام بیش نیست.

زندگی را تنها زمانی می‌شناسی که آماده سفر به ناشناخته شوی.
اگر به شناخته چنگ بزنی، به ذهن چنگ زده‌ای و ذهن زندگی نیست.

بیشتر عشق بورز تا بیشتر شوی.. کمتر عشق بورزی، کمتر خواهی بود.
توان عشق ورزیدن تو، ترازوی سنجش توست و میزان عشق تو، ترازوی وجود تو.

تلاش نکن که زندگی را بفهمی، زندگی را زندگی کن! تلاش نکن که عشق را بفهمی، عاشق شو!
و چنین است که خواهی دانست؛ این دانستن حاصل تجربه توست، این دانستن هرگز ویرانگر آن راز نیست.
هر چه بیشتر بدانی در می‌یابی که هنوز چیزهای بیشتر و بیشتری باقی‌است تا بدانی.

عشق والاترین هدیه خداست این هنر را بیاموز، ترانه عشق و جشن آن را بیاموز.
عشق نیازی بی چون و چراست، روح بی عشق قادر به حیات نیست.
عشق خوراک روح و سرآغاز هر آن چیزی است که بزرگ است؛ عشق دروازه ملکوت است.



تاريخ : شنبه یازدهم آبان 1392 | 8:35 | نویسنده : baratian mahdi

وفاداری مرد

روزی زنی نزد شیوانا استاد معرفت آمد و به او گفت که همسرش نسبت به او و فرزندانش بی‌تفاوت شده است و او می‌ترسد که نکند مرد زندگی‌اش دلش را به دیگری سپرده باشد. شیوانا از زن پرسید: “آیا مرد نگران سلامتی او و بچه‌هایش هست و برایشان غذا و مسکن و امکانات رفاهی را فراهم می‌کند؟!”  زن پاسخ داد: “آری، در رفع نیازهای ما سنگ تمام می‌گذارد و از هیچ چیز کوتاهی نمی‌کند!” شیوانا تبسمی کرد و گفت: “پس نگران نباش و با خیال راحت به زندگی خود ادامه بده!”

دو ماه بعد دوباره همان زن نزد شیوانا آمد و گفت: “به مرد زندگی‌اش مشکوک شده است. او بعضی شبها به منزل نمی‌آید و با ارباب جدیدش که زنی پولدار و بیوه است صمیمی شده است. زن به شیوانا گفت که می‌ترسد مردش را از دست بدهد.” شیوانا از زن خواست تا بی‌خبر به همراه بچه ها به منزل پدر برود و واکنش همسرش را نزد او گزارش دهد.

روز بعد زن نزد شیوانا آمد و گفت شوهرش روز قبل وقتی خسته از سر کار آمده و کسی را در منزل ندیده هراسان و مضطرب همه جا را زیر پا گذاشته تا زن و بچه‌اش را پیدا کند و دیشب کلی همه را دعوا کرده که چرا بی‌خبر منزل را ترک کرده اند.. شیوانا تبسمی کرد و گفت: “نگران مباش! مرد تو مال توست. آزارش مده و بگذار به کارش برسد. او مادامی که نگران شماست، به شما تعلق دارد.”

شش ماه بعد زن گریان نزد شیوانا آمد و گفت: “ای کاش پیش شما نمی‌آمدم و همان روز جلوی شوهرم را می‌گرفتم. او یک هفته پیش به خانه ارباب جدیدش یعنی همان زن پولدار و بیوه رفته و دیگر نزد ما نیامده و این نشانه آن است که او دیگر زن و زندگی را ترک کرده است و قصد زندگی با زن پولدار را دارد.”

زن به شدت می‌گریست و از بی‌وفایی شوهرش زمین و زمان را دشنام می داد. شیوانا دستی به صورت خود کشید و خطاب به زن گفت: “هر چه زودتر مردان فامیل را صدا بـزن و بی‌مقدمه به منزل ارباب پولدار بروید. حتماً بلایی سر شوهرت آمده است!” زن هراسناک مردان فامیل را خبر کرد و همگی به اتفاق شیوانا به در منزل ارباب پولدار رفتند. ابتدا زن پولدار از شوهر زن اظهار بی‌اطلاعی کرد. اما وقتی سماجت شیوانا در وارسی منزل را دید تسلیم شد.

سرانجام شوهر زن را درون چاهی در داخل باغ ارباب پیدا کردند. او را در حالی که بسیار ضعیف و درمانده شده بود از چاه بیرون کشیدند. مرد به محض اینکه از چاه بیرون آمد به مردان اطراف گفت که سریعاً به همسر و فرزندانش خبر سلامتی او را بدهند که نگران نباشند. شیوانا لبخندی زد و گفت: این مرد هنوز نگران است. پس هنوز قابل اعتماد است و باید حرفش را باور کرد.

بعداً مشخص شد که زن بیوه ارباب هر چه تلاش کرده بود تا مرد را فریب دهد موفق نشده بود و به خاطر وفاداری مرد او را درون چاه زندانی کرده بود. یک سال بعد زن هدیه ای برای شیوانا آورد. شیوانا پرسید: “شوهرت چطور است؟!” زن با تبسم گفت: “هنوز نگران من و فرزندانم است؛ بنابراین دیگر نگران از دست دادنش نیستم!”



تاريخ : شنبه یازدهم آبان 1392 | 8:8 | نویسنده : baratian mahdi

همراه همیشگی

در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت. همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران‌قیمت پذیرایی می‌کرد، بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می‌داد. همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می‌کرد، نزد دوستانش او را برای جلوه‌گری میبرد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد.

واقعیت این بود که او همسر دومش را هم بسیار دوست داشت! او بسیار مهربان بود و دائماً نگران و مراقب مرد بود و مرد در هر مشکلی به او پناه میبرد و او نیز به تاجر کمک می‌کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید؛ اما همسر اول مرد زنی بسیار وفادار و توانا که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود؛ اما اصلاً مورد توجه مرد نبود. با وجود این که از صمیم قلب عاشق شوهرش بود اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه‌ای که تمام کارهایش با او بود حس می‌کرد و تقریباً هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس کرد به شدت بیمار است و به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: من اکنون چهار همسر دارم؛ اما اگر بمیرم دیگر کسی را نخواهم داشت، چه تنها و بیچاره خواهم شد! بنابراین تصمیم گرفت با همسرانش حرف بزند و برای تنهاییش فکری بکند.

اول از همه سراغ همسر چهارمش رفت و گفت: “من تو را از همه بیشتر دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده‌ام و انواع راحتی‌ها را برایت فراهم آورده‌ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می‌شوی تا تنها نمانم؟”
زن به سرعت گفت: “هرگز”؛ همین یک کلمه و مرد را رها کرد.
مرد با قلبی که به شدت شکسته بود به سراغ همسر سومش رفت و گفت: “من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟”
زن گفت: “البته که نه! زندگی در این جا بسیار خوب است. تازه من بعد از تو می‌خواهم دوباره ازدواج کنم و بیشتر خوش باشم.” قلب مرد از این حرف یخ کرد.
مرد تاجر به همسر دوم رو آورد و گفت: “تو همیشه به من کمک کرده‌ای. این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید از همیشه بیشتر، میتوانی در مرگ همراه من باشی؟”
زن گفت: “این بار با دفعات دیگر فرق دارد. من نهایتا می‌توانم تا گورستان همراه تو بیایم؛ اما در مرگ … متأسفم!”
گویی صاعقه‌ای به قلب مرد آتش زد. در همین حین صدایی او را به خود آورد: “من با تو می‌مانم، هر جا که بروی..” تاجر نگاهی کرد، همسر اولش بود که پوست و استخوان شده بود. غم سراسر وجودش را تیره و تار کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود. تاجر سرش را به زیر انداخت و به آرامی گفت: “باید آن روزهایی که می‌توانستم به تو توجه میکردم و مراقبت می‌بودم!”

در حقیقت همه ما چهار همسر داریم!
همسر چهارم که بدن ماست. مهم نیست چه قدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنی وقت مرگ، اول از همه او، تو را ترک می‌کند.
همسر سوم که دارایی ماست. هر چقدر هم برایت عزیز باشد وقتی بمیری به دست دیگران خواهد افتاد.
همسر دوم خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر صمیمی و عزیز باشند وقت مردن نهایتا تا سر مزارت کنارت خواهند ماند.
همسر اول که روح ماست. اغلب به آن بی‌توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست میکنیم؛ اما او ضامن توانمندی‌های ماست ولی ما ضعیف و تنها رهایش کرده‌ایم تا روزی که قرار است همراه باشد؛ اما آن روز دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است.



تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 | 19:1 | نویسنده : baratian mahdi

گذشت و تحمل



در زندگی خانوادگی و حیات زناشویی، زن و شوهر چون دو روح و دو قلب مأنوس با هم هستند که حاضرند بخشی از حیات و منافع خود را فدای دیگری کنند که این امر برای ادامه حیات مشترک ضروری است.

در زندگی خانوادگی و حیات زناشویی، زن و شوهر چون دو روح و دو قلب مأنوس با هم هستند که حاضرند بخشی از حیات و منافع خود را فدای دیگری  کنند که این امر برای ادامه حیات مشترک ضروری است.آنها برای اداره و ادامه زندگی خود و فرزندان به غیر از رعایت حقوق که براساس قوانین و مقررات جامعه است نیاز به گذشت و فداکاری نیز دارند. عدم گذشت در موارد بسیاری، گرفتاری و حتی نابسامانی های روانی را موجب می شود. انسان ها اگر در برابر سختی ها و ناملایمات زندگی صبور و متحمل نباشند محیط زندگی شان پر از اختلاف و درگیری می شود که برای زندگانی نه تنها مساعد نیست بلکه سدی در جهت رشد و تکامل انسان می شود. زندگی بسیاری از انسان ها پر از برخورد ها، درگیری ها، تصادم ها، دوندگی و کوشش ها  جهت خدمت به خود و دیگران و بهره مندی از لذایذ آن است که در عین اینکه به میزان زیادی مربوط به کاردانی انسان است به ضوابط و قواعد دیگری نیز مربوط خواهد بود.


اینکه گمان کنید که صددرصد راحت و آرام خواهید بود و هیچ گونه رنج و دشواری برای شما پدید نخواهد آمد توقعی نابجاست زیرا این امر برای انسان ها قریب به محال است پس در برابر این تحولات و دگرگونی ها که کم و بیش در زندگی هر فردی رخ می نماید ضروری است که با روشن بینی و امید به پیش رویم و در برابر رنج ها و حتی مصیبت ها مقاوم و پایدار بایستیم. اینکه برخی از افراد پس از این همه عمر و جوانی نتوانستند با همسر خود روزگار خوبی را بگذرانند و دائماً با هم درگیر هستند بدین سبب است که شکیبایی کافی برای مواجه شدن با مشکلات را ندارند. توصیه های اسلامی متوجه این امر است که در برابر سختی های زندگی باید صابر و متحمل بود و در سخنی از پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده:

زنی که به خاطر رضای خدا و حفظ نسل، متحمل و بردبار باشد در آخرت اهل خیر و سعادت خواهد بود


پس دستور زندگی صبر و شکیبایی در برابر مشکلات و گذشت و فداکاری برای ادامه حیات است. گذشت و نادیده گرفتن به ویژه آن گاه ضروری تر است که رفتار نابخردانه ای از همسرتان صادر شود زیرا بی تابی در برابر این امور سبب باختن زندگی می شود. کاستن توقعات از همسر خود می تواند شما را در این گذشت مدد دهد. باید به یاد داشته باشید که شما و همسرتان هر دو دارای کمبودها و نارسایی هایی هستید پس برای اینکه بر شما در برابر این نارسایی ها سخت نگیرید شما  هم در زندگی بر همسرتان سخت نگیرید. همسرتان را به خاطر خوبی هایش ببخشید و عیب های او را نادیده بگیرید.




هنر زندگی مسالمت آمیز و داشتن صلح و آرامش در این است که عفوتان را بیش از انتقام سازید و گذشت و نادیده گرفتن را از یاد نبرید که این خود منشاء بسیاری از خیرات و سعادتمندی هاست. موفقیت در زندگی از آن کسی است که بتواند برای ساعتی در گرماگرم درگیری و نزاع متحمل تر باشد و در برابر ناسازگاری ها خود را نبازد. اصولاً خودسازی برای وصول به چنین مقصد و خودداری در برابر شدائد تا حدود بسیاری دشوار است و تنها زنان فرشته خصال و مردان مؤمن و دوستدار خانواده می توانند به تحمل مشقات و رنج ها تن دردهند و آنها که در حین درگیری و در برابر حوادث ناگوار خوددار و صبورند، فعال و موفقند و در این راه توانایی و قدرتی مضاعف دارند.

ما معتقدیم که زنان می توانند دارای مکارم اخلاقی بسیار و علو طبع باشند همان گونه که مردان ما بدان توانایی دارند. زن و شوهر هر دو می توانند در طریق اصلاح همسر و تهذیب او موضع درست و شایسته ای اتخاذ کنند و از اظهار کسالت و رنج خودداری  نمایند. آنها می توانند گفتار زننده را تحمل نمایند و نباید تصور کنند که در چنین وضعی ضرر کرده یا از شأن و قدرشان کاسته شده است زیرا ضمن اینکه خداوند تعالی برای تحملی که می نمایند، اجری منظور کرده بلکه اثر وضعی چنین تحملی، مقام و موقعیت برتر حتی در نزد همسران قدرنشناس را به وجود می آورد.

زنان و شوهران جوان از همان آغاز زندگی باید به گونه ای عمل کنند که روحی نیرومند در جهت مقابله با مشکلات و دشواری های زندگی بیابند. طبع متین و اخلاق محکم حکم می کند که عرصه را برای غلبه مشکلات تنگ کرده و نگذارند مصائب و گرفتاری ها بر آنان تسلط یابد، آنها باید از نق زدن ها و درگیری های روزهای اولیه زندگی جلوگیری کرده و جلوی به وجود آمدن شکاف عمیق در روابط را بگیرند.

 بسیاری از درگیری ها در اثر بی توجهی های زن و مرد و یا یکی از آنها به امور و مسائل زندگی آغاز می شود که در این موارد همسران  باید راه سازش با یکدیگر را در پیش گیرند. این سفارش اسلام است که از مردان خواسته حتی با زن ناسازگار ساخته، از خطا و لغزش او درگذشته و برای آنها محل امن و آرامش باشند. توصیه های رسول خدا (ص) حتی در زمان وفاتشان متوجه زنان است که مراقب حال آنها باشید و در سفارش امام علی (ع) است که فرموده اند:

در همه حال با زنان سازش و مدارا کنید، با آنها گفتار و رفتار خوش داشته باشید، از لغزش شان درگذرید، مگر دوست ندارید که خداوند از خطای شما درگذرد؟


مردان باید آنقدر متحمل باشند که حتی در دشوارترین لحظات هم خود را نباخته، بردباری کرده بدون آنکه توقع صبوری متقابل داشته باشند. آنان نباید از قدرتی که خداوند به آنها داده است در راه ضرب و شتم همسر و ستیزه جویی با او استفاده کنند. حسن سلوک می تواند ریشه بسیاری از حساسیت ها را خشک کند.

از طرف دیگر شرع و مکتب ما از زنان نیز متوقع است که موجبات درگیری و نزاع با همسر را فراهم نیاورند ، زنان باید در دشواری ها برای همسران خود پناهگاه باشند. زنان باید شاگرد مکتب فاطمه(س) دختر پیامبر باشند و بدانند که او چنان زمینه امن و آرامش را برای همسرش علی (ع) فراهم می نمود که هرگاه دشواری و مصائبی بر امام فشار وارد می آورد به خود می گفت: « اینک وقت آن است که به خانه روم و لحظه ای با فاطمه سخن بگویم و آرامش بیابم»

از ضروریات اخلاقی و فطری زنان آرامش بخشی و گذشت در برابر ناملایمات است. آنان بی جهت با پرتوقعی ها، با قدرنشناسی و بهانه گیری های بی حساب نباید حساسیت همسر را برانگیخته و زندگی را به کام خود و خانواده تلخ سازد.

 بنابراین در سخن آخر باید در آنچه می خواهید و تمنا می کنید جوانب امر و شرایط آن را هم در نظر بگیرید. ما ناگزیریم خود را بسازیم و خواسته های خارج از حد  خود و حساسیت های بیش از اندازه را تعدیل کنیم. بدبینی و بدگمانی و حسادت و .... تا حدودی قابل تحمل هستند و ظرفیت همسر هم در بردباری و گذشت محدود است.تنها خود را ندیده و دیگران را به حساب آورید. در طریق اصلاح و تعدیل خود و رفع دشواری های زندگی کمی با خدا خلوت کنید ، با او حرف بزنید، ازاو کمک بخواهید تا راهی توأم با صلاح در پیش پایتان قرار دهد. در همه حال،اصلاح و تعدیل خویش، لااقل این فایده را دارد که شخصیت شما را ساخته و بنده مقرب درگاه الهی خواهید شد. در این راه موفق باشید.



تاريخ : دوشنبه پانزدهم مهر 1392 | 15:54 | نویسنده : baratian mahdi
 

تفاوت عاشق بودن وكسی را دوست داشتن


بین كسی كه عاشق شده است و كسی كه تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی است .
نكات زیر به شما كمك خواهد كرد تا این تفاوت را درك كنید .
 هنگام دیدن كسی كه عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهیدشد اما هنگامی كه كسی را می بیند كه آنرا دوست داریداحساس سرور و خوشحالی می كنید.

 هنگامی كه عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیكن هنگامیكه كسی رادوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا ) است .

 وقتی به كسی كه عاشقش هستید نگاه می كنید خجالت می كشید و لیكن هنگامی كه به كسی كه دوستش دارید می نگرید لبخند خواهید زد .


 وقتی كه در كنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه را در زهن دارید بیان كنید اما در مورد كسی كه دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید .

 در مواجه شدن با كسی كه عاشقش هستید خجالت میكشید و یا حتی دست و پای خودرا گم میكنید اما در مورد فردی كه دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجود خواهید داشت .

 شما نمی توانید به چشمان كسی كه عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه كنید (زل بزنید ) اما می توانید در حالیكه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی كه دوستش دارید نگاه كنید .

 وقتی معشوقه ی شما گریه می كند شما نیز گریه خواهید كرد و اما در مورد كسیكه دوستش دارید سعی بر آرام كردن او می كنید .

 احساس عاشق بودن و درك آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما درك دوست داشتن بیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه به صورت كلامی )

 شما می توانید یك رابطه ی دوستی را پایان دهید اما هرگز نمیتوانید چشمان خود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا كه حتی اگر اینكار را بكنید عشق همچنان قطره ای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.
مطالب بالا اگر چه تا حدود زیادی درست است اما به خاطر داشته باشید كه مطلق نیستند و اصولا انسانها و احساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیل ها هستند.



تاريخ : دوشنبه پانزدهم مهر 1392 | 15:51 | نویسنده : baratian mahdi

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم



تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1392 | 23:24 | نویسنده : baratian mahdi
چه موجود عجیبی است این انسان

وقتی صدایش میکنی نمیشنود.............

وقتی به دنبالش میروی نمیبیند........

وقتی دوستش داری بفکرت نیست....

             اما..............

وقتی  میشنود که دیگرصدایت گرفته ....

وقتی میبیند که خسته درراه افتاده ای....

وقتی بفکرت هست که دیگر نیستی...

....



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ