تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:10 | نویسنده : baratian mahdi
جمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومیجمله تصویر ها زیبا و مفهومی



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:4 | نویسنده : baratian mahdi
آموخته هایی تاثیر گذار از چارلی چاپلین

گروه اینترنتی خورشید


چارلی چاپلین می گوید آموخته ام که :


با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه را نه،

می توان رختخواب خرید ولی خواب را نه،

می توان ساعت خرید ولی زمان را نه،

می توان مقام خرید ولی احترام را نه،

می توان کتاب خرید ولی دانش را نه،

می توان دارو خرید ولی سلامتی را نه،

می توان خانه خرید ولی زندگی را نه،

می توان قلب خرید، ولی عشق را نه ...



آموخته ام که ... تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام که ... مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است.

آموخته ام که ... هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت.

آموخته ام که ... همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم.

آموخته ام که ... مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم.

آموخته ام که ... گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.

آموخته ام که ... راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.

آموخته ام که ... زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هرچه به انتهایش نزدیکتر میشویم سریعتر حرکت میکند.

آموخته ام که ... پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام که ... تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند.

آموخته ام که ... خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم.

آموخته ام که ... چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد.

آموخته ام که ... این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.

آموخته ام که ... وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد.

آموخته ام که ... هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.

آموخته ام که ... زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.

آموخته ام که ... فرصتها هیچگاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب میکند.

آموخته ام که ... لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:3 | نویسنده : baratian mahdi
تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 11:1 | نویسنده : baratian mahdi
 
پرسیدم..... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با كمی مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
و بدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم ، آخر .... ،
و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
.......................................................
دو چيز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
چون اولي مقدس است و دومي شيطاني،
اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي.
در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي
و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند،
پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني،
مواظب باش كه از دستش ندهي
و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.
.............................................................
چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند،
چگونه از آنها استفاده ميكني؟
مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟
بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني،
هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش
كه كوچكيش جبران شود.
هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي،
ترحم و دوست داشتن يكي ندان،
همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.
هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن،
آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي ، كارها به خوبي پيش مي روند.
............................................
از خدا خواستن عزت است،
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.
از خلق خدا خواستن خفت است،
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.
پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه
و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد
و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست


تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 10:59 | نویسنده : baratian mahdi

از هیچکس برای چیزی انتظاری نداشته باش،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..
زندگی کوتاه است .. پس به زندگی ات
عشق بورز …
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و …
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
… قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
قبل از تنفر » عشق بورز
زندگی این است … احساسش کن،
زندگی کن و لذت ببر …



تاريخ : شنبه چهاردهم تیر 1393 | 2:29 | نویسنده : baratian mahdi
 

رابطه جنسی در کشورهای مختلف جهان چگونه است؟

 
رابطه جنسی در کشورهای مختلف جهان چگونه است؟
 
1- در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی زنان می توانند به ازای هر بار معاشقه از شوهر خود تقاضای پول کنند.

2- در جزیره Tazmanya واقع در جنوب شرقی استرالیا و نیز در منطقه Gippsland این کشور، عروس و داماد حین جشن عروسی روی حصیری که در میانه مجلس پهن شده، در برابر میهمانان اولین رابطه جنسی خود را برقرار می کنند.

۳) در کشور اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا، اگر ثابت شود که فردی عمل استمنا( خود ارضایی) انجام داده، سر آن فرد را به عنوان مجازات می توانند از تنش جدا کنند.
 

۴) بنا به سنتی در تایوان، واقع در شرق آسیا، یکی از خویشاوندان یا دوستان داماد باید بکارت عروس را از بین ببرد. بدین ترتیب داماد می تواند از انجام این وظیفه ناراحت کننده و نامطلوب رهایی پیدا کند.
 

۵) بر اساس سنتی در هندوستان، زنانی که برای انجام نظافت به خانه های دیگران می روند، می توانند وظیفه پاسخ دادن به نیازهای جنسی نوجوانان مجرد ساکن خانه را نیز به عهده بگیرد.
 

۶) در جزیره Guam واقع در اقیانوس کبیر، مردها می توانند شغلی متفاوت و بی نظیر در سراسر جهان را داشته باشند. مردانی که این شغل را انتخاب می کنند، شهر به شهر می گردند و در ازای دریافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراری رابطه جنسی با آنها می کنند. بر اساس سنتی در جزیره Guam ازدواج دختران باکره به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود.
 

۷) در شهر Cali کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی، اولین رابطه جنسی عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زیر نظر گرفته می شود.
 

۸) بنا به قانون موسوم به Cottonwood که در ایالت آریزونای آمریکا جاری است، زوج ها نمی توانند در اتومبیلی که لاستیک آن پنجر شده به معاشقه بپردازند
 

۹)ماداگاسکار در شرق آفریقا تمام چیزهایش منحصر به فرد است و در جاهای دیگر وجود ندارد . مثل حیوانات -گیاهان -تاریخ زمین شناسی و امثال آن -ولی عجیب ترین مطلب تسلیت گفتن بومیان این کشور است . در این کشور رسم است -شاید همین الان نیز باشد- که بعد از دفن متوفی همسر وی در آستانه کلبه خودش لخت مادرزاد می خوابد و مردان قبیله که می خواهند به او تسلیت بگویند او را در آغوش گرفته و معاشقه کاملی انجام می دهند تا انزال صورت گیرد و تا زمانی که زن بیوه اجازه ندهد باید عشق بازی ادامه داشته باشد .

 

طبق نظر و در خواست بیوه برای شادی روح شوهرش این مراسم بین سه تا چهل روز طول می کشد و اگر زن باردارشد پدر بچه همان شخص متوفی تلقی می شود و قبیله به وی احترام زیادی می گذارد . اگر مردی از این کار خوداری کند توهین به متوفی تلقی می شود . در این چهل روز زن کار نمی کند و دیگران برایش غذا می اورند و یا بچه هایش را نگهداری می کنند.



تاريخ : شنبه چهاردهم تیر 1393 | 2:16 | نویسنده : baratian mahdi

رابطه ‌جنسی قبل از ازدواج: بلی یا خیر؟

یک تحقیق جدید نشان داد که زوج‌هایی که برای برقراری رابطه‌جنسی تا زمان ازدواج خود صبر می‌کنند، بعدها رضایت ارتباطی و جنسی بالاتری نسبت به آنهایی که نزدیکی جنسی را قبل از ازدواجشان تجربه می‌کنند، دارند.

اطلاعات مربوط به این تحقیق که در طول دو سال بر روی ۲۰۳۵ زوج متاهل انجام گرفت در مجله روانشناسی خانوادگی در ایالات متحده امریکا به چاپ رسید.
در این تحقیق، شرکت‌کنندگان علاوه بر سوالاتی درمورد سطح رضایت و ارتباط به این سوال نیز پاسخ دادند: «ازچه زمان در این رابطه، ارتباط جنسی را آغاز کردید؟»

محققان این تحقیق دریافتند که زوج‌هایی که تا زمان ازدواجشان برای ایجاد رابطه‌جنسی صبر کرده بودند، ۲۲ درصد ثبات ارتباطی، ۲۰ درصد رضایت ارتباطی، ۱۵ درصد کیفیت ارتباط جنسی و ۱۲ درصد گفتگو و ارتباط کلامی بهتر و بالاتری را گزارش داده بودند.

یکی از محققین این مطالعه می‌‌گوید، «سعی ما این نیست که بگوییم هر زوجی که قبل از ازدواج نزدیکی جنسی برقرار می‌کنند، رابطه‌شان با شکست مواجه می‌شود. اما کاملاً از نتیجه تحقیقمان مطمئن هستیم و می‌دانیم که این مسئله تغییر زیادی در ارتباط ایجاد می‌کند. کسانیکه می‌خواهند صمیمیتشان را در رابطه بیشتر کنند حتماً باید این را در نظر داشته باشند.»

البته به گفته این محققان، بسیاری از جوانان تصور می‌کنند بدون داشتن تجربه جنسی با طرف‌مقابل، رسمی کردن رابطه‌شان ریسک بزرگی خواهد بود.

 یکی از این محققین می‌گوید، «نظرات مختلفی درمورد اینکه چه مدت تا نزدیک کردن رابطه دو طرف باید صبر شود یااینکه اصلاً انجام آن درست است یا نه وجود دارد. به دلیل ما تصمیم گرفتیم در این مورد تحقیق کنیم».

او می‌گوید تحقیق آنها توانسته است اطلاعات لازم درمورد تاثیر زمان و تکرار نزدیکی جنسی بر رابطه‌ها را فراهم آورد.

به گفته این محقق، اگر رابطه جنسی قبل از تعهد و رسمی شدن رابطه ایجاد شود، می‌تواند موجب بروز سردرگمی و گرفتار شدن زودرس در رابطه شود. درحالیکه محدود کردن رابطه جنسی در ارتباط شفافیت بیشتری برای دو طرف می‌آورد زیرا عمل جسمی موجب تعهد عمیق‌تر می‌شود.

این تحقیق بحث مذهبی را نیز وارد جریان می‌کند، به این معنا که باوجود سطح مذهبی بودن افراد، فایده صبر کردن برای ایجاد رابطه‌جنسی یکسان خواهد بود.
جامعه‌شناسی که این تحقیق را مطالعه کرده بود، درمورد یافته‌های آن اینطور نظر می‌دهد:

«زوج‌هایی که ماه‌عسل را زود شروع می‌کنند--یعنی رابطه‌جنسی را قبل از ازدواج با هم تجربه می‌کنند--وقتی نوبت به کیفیاتی که موجب ثبات و قابل‌اتکا بودن ارتباط می‌شود می‌رسد، متوجه می‌شوند که ارتباطشان رشد نیافته است.»

اگر زوجی قبل از ازدواج، ارتباط جنسی را شروع کردند، بد نیست که دست نگه داشته و رابطه خود را ارزیابی کنند تا مطمئن شوند همه چیز متعادل و درست است.

یک مسئله که باید حتماً ارزیابی کنند این است که این مسئله--ارتباط جنسی--تا چه میزان بر رابطه آنها غالب و چیره شده است. آیا به ارتباط کلامی و سایر فاکتورهای رابطه هم فضای پیشرفت داده شده است؟ آیا چیزی فراتر از جذابیت جنسی بین دو طرف وجود دارد؟ اگر زوجی واقعاً می‌خواهد ارتباط قوی و باثباتی داشته باشد، باید این سوالات را از خود بپرسند.

رابطه‌جنسی اهمیت زیادی دارد اما دو نفر باید بتوانند با هم حرف بزنند، اهداف مشترکی در زندگی داشته باشند و بتوانند با موانع زندگی در کنار هم مقابله کنند، نه اینکه فقط تفریح و لذت را تجربه



تاريخ : شنبه چهاردهم تیر 1393 | 2:14 | نویسنده : baratian mahdi

كاشكي هيچ گلي واسه دلبري ؛بوي خودشو حراج دنيا نكنه

پیامد های دوستی های قبل ازدواج:

1:ورشکستی عاطفی:پسری را در نظر بگیرید که تا قبل ازدواجش با دختری یا دخترهایی دوست بوده.مثلا6ماه با دختری بوده و رابطه شان به هم خورده و یک سال هم با دختری دیگر بوده و همه چیز تمام شده.حالا پس از مدتی با شخص سومی ازدواج میکند,اما او اکنون ورزشکسته عاطفی است.او تمام محبتش را پای دوست دخترانش ریخته و حضوری و تلفنی ابراز محبت کرده است.حالا که در زندگی مشترک چیزی برای عرضه ندارد.سرمایه اش را در زمان های مختلف هدر داده و حالا برای یک عمر زندگی مشترک پاپیش نهاده است.

همین ماجرا در مورد دختری صدق میکند که هفته ها و ماه ها به دوست پسرش مهر میورزیده و اورا نوازش میکرده.حالا که آن رابطه به ازدواج نینجامیده با مرد دیگری تشکیل زندگی میدهد.اما این بار آن سرمایه عشق و محبت به شدت کاهش یافته.

حالا فکر کنید اگر دختر یا پسری ,پاکی و معصومیت و سرمایه های عاطفی و معنوی خود را حفظ کند و به این دوستی های قبل ازدواج مبتلا نشود,آیا زندگی شیرین تر نیست؟؟؟؟

برای دختر و پسری که تا کنون رابطه با جنس مخالف را تجربه نکرده اند,پس از ازدواج هر رابطه ای با همسر,باشکوه, دلنشین و جذاب است.

 

کم شدن میل به ازدواج در پسرها و بالا رفتن سن دخترها:یکی از آثار سوء دوستی های قبل ازدواج این است که تمایل و رغبت پسرها به ازدواج کم میشود.چه بخواهیم و چه نخواهیم.یکی از محرک های پسرها برای اقدام به ازدواج و تشکیل زندگی مشترک احساس نیاز است.وقتی در رابطه و دوستی با این دختر وآن دختر نیاز عاطفی و روانی و متاسفانه نیاز جنسی پسر پاسخ داده میشود او  دیگر تمایل و انگیزه ای برای ازدواج ندارد.ضمن این که در این شرایط زیر بار بسیاری از مسئولیت ها و هزینه های زندگی مشترک نمی رود.هرچه رابطه پسر با دختر بیشتر شود و نیازهای متفاوتش کم و بیش پاسخ گیرد,تمایل  و انگیزه اش برای ازدواج کمتر میشود.

فقط در این رهگذر دختری میماند که عاطفه اش حراج شده و پاکی اش آسیب دیده و مورد سوء استفاده قرار گرفته است......اگر دقت کنید میبینید که هرچه در هر جامعه ای دوستی های دختر و پسر بیشتر و جدی تر است سن ازدواج بالاتر است و ازدواج کمتر رخ می دهد. مثلا در جوامع غربی که روابط دختر و پسر به شدت رایج است و معمولا در همه این ها روابط جنسی هم شیوع فراوان دارد,ازدواج اصلا موضوعیتی ندارد و عمدتا در سنین بالا و برای رفع تنهایی صورت میگیرد.برعکس در ایران و در شهر های کوچک تر و حتی روستاها که روابط دخترو پسر را شرعا و عرفا قبیح میدانند سن ازدواج کمتر و تمایل به ازدواج در پسرها بیشتر است و صد البته نیز جامعه سالم تر است.



تاريخ : چهارشنبه یازدهم تیر 1393 | 11:37 | نویسنده : baratian mahdi
یکی از لحظاتی که فرشتگان الهی می خندند، زمانی است که زن بدحجاب و بی حجابی می میرد، و بستگانش او را در قبر قرار می دهند و روی آن را با خِشت و گِل و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود. در آن هنگام فرشتگان می خندند و می گویند: تا وقتی که جوان بود و با اندام خود هر کسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت پدر، برادر، شوهرش از خود غیرتی نشان نمی دادند و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند، او را می پوشانند.



تاريخ : دوشنبه نهم تیر 1393 | 8:47 | نویسنده : baratian mahdi

سلام من یه سال و نیمه بایه پسری دوستم بهم پیشنهاد س*س داده اونم ازپشت من نمیدونم چیکارکنم خیلی دووسش دارم کمکم کنید توروخدا

 

پاسخ :

سلام

کاش مطالب مربوط به این موضوع رو می خوندید . پسری که قصد سوء استفاده از دختری رو داشته باشه کارش رو طی 4 مرحله انجام میده .

1 - انتخاب دختر

هر چه دختر بد حجاب تر بهتر ! بعضی ها هم دختر چادری رو انتخاب می کنند

2 - عاشق کردن اون

با زدن حرف های قشنگ

3 - درخواست رابطه

با ننه من غریبم بازی ! من فشار دارم . تحملش برام سخته . عشقت رو بهم ثابت کن ، نشون بده بهم اعتماد داری . بقیه دوست دخترا با دوست پسراشون ... ! ما که مال هم هستیم . من تو رو زن خودم می دونم و ...

4 - رها کردن اون دختر

 

شما الان در مرحله ی 3 قرار دارید . متاسفانه اون موفق شده شما رو عاشق خودش بکنه . به نظر میرسه به نهایت موفقیت رسیده . حال فعلی شما بیانگر همین موفقیت اونه . اگه به خواسته اش تن بدید مرحله ی 4 شروع میشه !

یه سوال :

اگه اوایل مرحله ی 2 بودید و این درخواست رو از شما می کرد می پذیرفتید ؟

می دونم عشق شما به اون واقعیه ولی متاسفانه عشق او به شما واقعی نیست . شما از اول به قصد ازدواج با اون دوست شدید ولی اون چنین برنامه ای در مورد شما نداشته .

شما اولین نفر نیستی که در این دام افتادی ! ولی امیدوارم آخرین نفر باشید .

موفق باشید

 

سلام ببخشید من یه سوالی مشابه سوال این دختر خانوم داشتم
من 19 سالمه دو سالی هست که با دوست پسرم دوست شدم من حتی مرحله سه رو هم رد کردم و بیشتر از 28 بار بنا به درخواست خودش از پشت با من رابطه داشته حالا درخواستی که ازم داره رابطه از جلو هست تو رو خدا بگید من چیکار کنم اگه بزنه زیر قولش باهام ازدواج نکنه چیکار کنم تو رو خدا زود جواب منو بدین ممنون

پاسخ

سلام علیکم.باتوجه به توضیحات خودتان ازمرحله 3 ردشدید مطمین باشید بعداز رابطه ازجلوشما رهاخواهیدشد.کسی اگرمایل به ازدواج باشد بهترین لحظات خودش ورویایی ترین برنامه اش را قبل از ازدواج از بین نمیبرد اگر کسی شمارادوست داشته باشد با یک درصد فقط احتمال یک درصد که این وصلت صورت نگیر عاقبت کارشما چه خواهد شد هیچوقت چنین تقاضایی نمیکند.مطمین باشید این دوست شما صادق نیست.

ممنونم



تاريخ : چهارشنبه چهارم تیر 1393 | 7:25 | نویسنده : baratian mahdi



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 | 3:9 | نویسنده : baratian mahdi

گاهي بخدا نفس كشيدن سخت است

يعني نفسي تو را نديدن سخت است

با زور مســـــكـــن قـــوي خوابيدن

با دلهره از خواب پريدن سخت است

عاشق نشدي زندگي ات تــــــلخ شود

تا درك كني كه دل بريدن سخت است

هر روز به انتظار نشستن تا شــــــب

از فاصله هاي دور ديدن سخت است

حـــــــقا كه مرا يار ندانستي،حـــــال

فهميدن اين درد شديدا ســــخت است

باشد، تو مرا هيچ انــگار ولـــــــــي

بي تو بخدا نفس كشيدن سخت است



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 | 3:5 | نویسنده : baratian mahdi
يادِ تو، هر شب اينجا به سراغم آيد

شب كه نه،لحظه به لحظه به سراغم آيد

تا وصالِ سحرم با شبِ ظلمت برسد

جاي آبي كه عطش برگيرد، اشك چشمم به سراغم آيد

مينويسد قلمم هر چه بود و بشود و بگذشت

تا كه چشم خسته ميبندم،ياد چشمان تو به سراغم آيد

عجب اين است كه دل خسته و بشكسته تو را ميخواند

چه كنم تلخي بي تو ماندن هر لحظه سراغم آيد

خسته ام زين بي تو ماندن هاي تلخِ تلخِ تلخ

نفسم تا به تلاطم افتد، عطر نفسهاي تو به سراغم آيد



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 | 2:59 | نویسنده : baratian mahdi
اينجا براي از تو نوشتن هوا كم است

دنيا براي از تو نوشتن مرا كم است

اكسيرِ من، نه اينكه مرا شعرِ تازه نيست

من از تو مي نويسم و اين كيميا كم است

سرشارم از خيال ولـــي اين كفاف نيست

در شعرِ من حقيقتِ يك ماجرا كم است

تا اين غزل شبيه غزل هاي من شود

چيزي شبيه عطر حضورت در آن كم است

گاهي تو را كنار خود احساس مي كنم

اما چقدر دلخوشيِ خواب ها كم است



تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 | 2:42 | نویسنده : baratian mahdi
تنهایی نمیتوانم

   تنهایی نمیشود

 

        تنهایی نمیگذارد

 

تنها که میگذاری مرا دلم میگیرد

 

     تنها که میگذاری مرا اسمان می گرید

 

تنهایم که میگذاری شادی در یک لحظه در یک سکوت می میرد

 

تنهایم نگذار...

 

تنها که میشوم ارزو هایم به انتها میرسد

 

   نقطه پوچ و تو خالی پیدا میشود

 

تنهایم که میگذاری می میرم

 

                                          ارام ارام

 

تنهایم که میگذاری....

 

نفس هایم کند میشود/تند میشود

 

تنهایم که میگذاری

 

                         اشک ها می ایند

 

تنهایم که میگذاری

 

      هوس ها می ایند وسوسه میکنند/به جنون میکشند /میروند

 

  تنهایم که میگذاری دلم میگیرد

 

        تنهایم که میگذاری اسمان می گرید

 

تنهایم گذاشتی و ندیدی شکست غرورم/شکست وجودم

 

می بینی....

 

چشم هایم

 

چشم های روشنی که همیشه میگفتی

 

میگفتی همه طبیعت از ان است

 

چه بی رنگ شده است....

 

                  گفته بودم تنهایم نگذار ولی تو بی رحمی

 

بی رحم تر از تنهایی.......

 

گفته بودم تنهایم نگذار.......

 



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 20:6 | نویسنده : baratian mahdi
با دانستن اين 3 راز در باره مردان شوهرتان را عاشق خودتان كنيد!!!

 

1- مردان قـادرنــد زندگی خود را از رابطه شان جدا سازنداغــلب آقایان میدانند كه چگونه خود را از لحاظ احساسی و عـاطـفی

برای هر كدام از این دو مقوله در موقعیت هـای جداگانه مـهیا سازند. این گونه بنظر نمی رسد كه ایــن دو موضوع را به یكدیگر پیوند داده و به آنها به عنوان دو بخش مجزا بنگرند. اگر اكـنون بــاید روی كار خـود تـمـركـز كـنـــند، صـد در صد هوش و حواس خود را به آن معطوف ساخته و سعی میكنند كار خود را به نحو احسن انجام دهند. اگر باید برای مشكل یكی از دوستان خود چاره اندیشی كرده و آن مشكل را حل كنند، باز تمام جان و جسمشان را برای حل مسئله دوستشان خواهند گذاشت، تا آن حد كه دلمشغولیهای دیگر خود را(اعم از عشق و خانواده) كنار میگذارند. اگر هم باید حواس خود را متمركز عشق و عاشقی كنند، مجددا آنها همه صد در صد وجود خود را به آن اختصاص داده و ممكن است بسیار رمانتیك گردند. در مورد زنان این موضوع فرق میكند؛ به مجرد آنكه مردی را در زندگی خود پذیرفتند، رابطه شان تقریبا همه زندگی آنها میگردد. برای خانمها دشوار است كه این دو مقوله را از یكدیگر تفكیك كنند. یك زن مرد زندگی خود را در تمام دقایق روز در خاطر خود دارد، افكار وی آكنده میباشد از تصویر مرد خود به هنگام كار، در میان جلسه، و حتی در هنگام تفریح و سرگرمیهایش. """"

2- آقایان معمولا تودار بوده و تمایلی به صحبت، توضیح و شرح در مورد مسایل روزمره را ندارند اما این بدین مفهوم نیست كه خطایی از شما سرزده است و یا علت آن شما میباشید، و آن یقینا بدین مفهوم نیست كه مرد شما، شما را دوست ندارد. وی تنها میخواهد در مورد موضوعاتی سخن به میان نیاورد. اگر احساس میكنید كه مردتان با حالت نامهربانانه، غیر رمانتیك و سرد پاسخ شما را میدهد، بهتر است بدانید كه آقایان یك مخزن اسرار در وجود خود دارند كه گهگاهی باید به سراغ آن رفته و به آن پناه ببرند مخزن اسراری برای تنهایی خود، برای حل و فصل مسایل شخصی خود، برای تجدید قوا، برای پرداختن به خیالپردازیها و حتی رویاهای خود. و هیچ فرد دیگری اجازه داخل شدن به آن را ندارد حتی شریك زندگی وی.""""

3- ارزش فردی یك مرد از حس كفایت، شایستگی و موفقیت وی سرچشمه میگیرد نه فقط از رابطه وی اگر مردی احساس كند در دفتر كارش كار خود را بدرستی انجام نمیدهد، و یا نتوانسته آنگونه كه باید و شاید برای دوست خود مفید بوده و به وی كمك كند، و یا در اتمام رسانیدن یك وظیفه و تكلیف در داخل و خارخ منزل ناموفق بوده است، رفتار مهرآمیزی نسبت به خود نخواهد داشت حتی نسبت به شما. برای همین بسیار اهمیت دارد كه در مواقعی كه احساس میكنید مردتان بنظر سرد، نامهربان، بی اعتنا به شما بوده و یا نسبت به مسایل بی اهمیت میباشد، نتیجه گیری شتابزده نكنید. خلاصه آنكه نتیجه گیری و فرضیات شما ممكن است غلط و گمراه كننده باشد. هیچگاه فردیت و شان و منزلت خود را پس از وارد شدن به رابطه ای به فراموشی نسپارید. به یاد داشته باشید كه شما نیازی به كنار گذاردن هر آنچه كه هستید و فراموش كردن ماهیت خود برای دستیابی به عشق یك مرد نمیباشید. یكی از مهمترین اسرار كلیدی برای حفظ یك رابطه دراز مدت و عاشقانه با یك مرد حقیقتا این میباشد كه: برای همان چیزی كه هستید خود را دوست بدارید و به خود احترام بگذارید. هنگامی كه برای خود احترام قائل باشید و خود را دوست بدارید مرد شما نیز به شما احترام خواهد گذاشت و شما را دوست خواهد داشت.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 20:1 | نویسنده : baratian mahdi

تفاوتهای جالب روانشناسی زنان و مردان

تفاوتهای جالب  روانشناسی زنان و مردان
آیا می دانید تفاوت های بسیار زیاد و جالبی در عملکرد روان شناسی زنان و مردان وجود دارد؟ اما در چه تفکراتی؟
 
1- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.

2- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
 
۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
 
۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.
تفاوتهای روانشناسی
۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
 
۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
 
۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
 
۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.
 
۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
 
۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.
 
۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
 
۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.
 

۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند
 



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:58 | نویسنده : baratian mahdi
 

رازهای همیشه عاشق ماندن

اگر به زندگی افراد دور و برتان نگاه كنید، هزار و یك دلیل برای حسرت خوردن پیدا می‌كنید. ممكن است شیوه محبت كردن، حرف زدن، حمایت كردن و حتی شیوه‌ای كه زوج‌های دیگر با هم وقت می‌گذرانند و تفریح می‌كنند،

 

 این احساس را در شما ایجاد كند كه زندگی مشترك‌تان بیش از حد یكنواخت و بی‌هیجان شده! گاهی هم به‌خودتان نگاهی می‌اندازید و فكر می‌كنید كیلومترها با آنچه از خود انتظار داشته‌اید، فاصله دارید و به همین دلیل ازدواج و همسرتان را به‌عنوان اولین مقصرها معرفی می‌كنید اما واقعیت چیز دیگری است.


شاید شما زیاد از حد خودتان را به دست سرنوشت سپرده‌اید و به جای اینكه فكری به حال زندگی‌تان كنید، منتظر هستید عشق و آرامش از آسمان به شما برسد. اگر فكر می‌كنید در زندگی دیگران چیزی برای حسرت خوردن وجود دارد، دست روی دست نگذارید و یك بار دیگر نگاهی به اشتباهات كوچكی كه هر روز در زندگی‌تان اتفاق می‌افتد، بیندازید. با این راهكار‌ها زندگی مشترك شما نو و زیبا می‌شود.


با خوشحال‌ها وقت بگذرانید


فقط یك هفته امتحان كنید؛ با شادترین خانواده‌هایی كه دور و برتان می‌شناسید معاشرت كنید و تاثیرش را روی زندگی مشترك‌تان ببینید. محققان راست می‌گویند، خنده مسری است! آنها معتقدند اگر با آدم‌های شاد وقت بگذرانید، خودتان هم شاد و سرزنده می‌شوید

 

 و اگر با آدم‌های بدبین و كج‌خلق معاشرت كنید، خودتان هم منتقد زمین و زمان می‌شوید و اگر هم با زن و شوهرهایی كه مدام با هم بحث می‌كنند زیاد رفت‌وآمد كنید، به مرور خودتان هم به یك زن و شوهر غرغرو تبدیل می‌شوید. این ادعا به‌ نظرتان عجیب و غریب می‌آید و باورش نمی‌كنید؟ توصیه ما این است كه تنها مدتی امتحانش كنید و بعد در مورد مؤثر یا بی‌اثر بودنش قضاوت كنید.


او را مقصر ندانید


فكر نكنید كه دیگران مسئول احساسات شما هستند و اگر احساس خوشبختی نمی‌كنید، همسرتان گناهكار است. شما هم او را می‌شناسید و هم اوضاع زندگی‌تان را می‌دانید، پس سعی كنید با توجه به امكانات موجود، به سمت خوشبختی بروید. جمله‌هایی مثل  تو خواستی، تو نگذاشتی، تو نتوانستی و... هیچ كمكی به خوشبخت‌تر شدن شما نخواهند كرد

 

 پس به جای اینكه همسرتان را متهم كنید، خودتان دست به كار شوید و بگویید من می‌خواهم، من می‌توانم! حق با شماست؛ شما نمی‌توانید در تمام این مسیر به تنهایی تصمیم بگیرید و به تنهایی پیش بروید، پس به همسرتان بگویید به چه كمكی احتیاج دارید و برایش توضیح دهید چطور می‌تواند از شما حمایت كند.

 

مرزها را تعیین كنید

 

فكر می‌كنید چه كاری درست است و چه كاری اشتباه؟ از نظر شما كدام كار عادلانه است و كدام نه؟ چه باورهایی برای شما ارزشمندترند و از كدامیك می‌توانید بگذرید؟


به تمام این سؤال‌ها فكر كنید و جواب هیچ كدام‌شان را نادیده نگیرید. اگر برای قضاوت در مورد هر موضوعی منتظر نظر دیگران باشید، هیچ وقت خوشبخت نخواهید شد. سعی كنید بیشتر در مورد باورهای‌تان فكر كنید و وقتی در موردشان به ثبات رسیدید،

 

 دیگر نگذارید كسی برای تغییر دادن این ارزش‌های ارزشمند به شما فشار بیاورد حتی اگر این فرد همسرتان باشد. قرار نیست میان شما و همسرتان یك جنگ خانوادگی راه بیندازیم اما شما با نهایت آرامش و عشق باید او را با مرزبندی‌هایتان آشنا كنید و از او بخواهید به آنها احترام بگذارد.

 

اینجا باید شجاع باشید


اگر برای زندگی‌تان برنامه‌ای دارید، آرزوهایتان را جدی بگیرید. نگذارید مشكلات زندگی شما را از اهداف‌تان دور نگه دارد اما اجازه هم ندهید اهداف دوران مجردی‌تان زندگی مشترك‌تان را تحت تاثیر قرار دهد.

 

برای اینكه هر دوی این ابعاد را در كنار هم داشته باشید، باید اهداف‌تان را با توجه به وضعیت موجود، شرایط مالی، زمانی و محدودیت‌های بعد از زندگی مشترك تعدیل كرده و بدون كنار كشیدن، مسیری را تعریف كنید كه در شرایط فعالیت‌تان هم بتوانید به آن برسید.

باز هم می‌گوییم جنس موفقیت، هدف‌گذاری و مسیری كه برای رسیدن به موفقیت انتخاب می‌كنید، قطعا با دوران مجردی‌تان تفاوت دارد. شاید راهتان كمی سخت‌تر و طولانی‌تر و اهداف‌تان كمی محدود‌تر شده باشد اما باز هم اگر با شجاعت برای رسیدن به آنها قدم برندارید، خیلی زود از سبك زندگی‌ای كه انتخاب كرده‌اید، پشیمان خواهید شد.


تنها نمانید


مدام در خانه و كنار هم ماندن یكی از آرزوهایی است كه خیلی از زن و شوهرها در ماه‌های قبل از ازدواج‌شان برای رسیدن به آن لحظه‌شماری می‌كنند اما بعد از رفتن زیر یك سقف، این آرزو شكل دیگری به‌خود می گیرد.

 

 خانه نشین بودن بعد از ازدواج می‌تواند به مرور شما را از هم دورتر كند. پس سعی كنید هر هفته یك پیك‌نیك كوچك برپا كنید و از مسافرت‌های ساده و هرازگاهی هم نگذرید.

 

قبول داریم كه هزینه‌های زندگی مشترك بسیار زیاد است ولی نباید به این بهانه معاشرت‌هایتان را كمتر كنید. سعی كنید سادگی را به مهمانی‌های‌تان بیاورید تا بتوانید هرچه بیشتر از این تنهایی 2 نفره فاصله بگیرید و برای زندگی مشترك‌تان زنگ تفریح قائل شوید.

 

از یكنواختی بپرهیزید


تصور اینكه زندگی بعد از ازدواج یكنواخت و خسته‌كننده شده و فكر كنید در این زندگی آنقدر حل شده‌اید كه از آن لذتی نمی‌برید،تصور رایجی است اما به هیچ وجه طبیعی نیست.

 

خیلی از زن و شوهرها نمی دانند چطور ازدواج‌شان را از هیجان و تجربه‌های تازه پر‌كنند و به همین دلیل در چنین باتلاقی می افتند. اگر نمی‌خواهید درگیر چنین حسی شوید، به جای اینكه به عادت های موجود، تن بدهید، سعی كنید گاهی از آنها فرار كنید و از راه‌های تازه‌ای به‌دنبال عشق و شادی بگردید.

 

اگر احساس می‌كنید پیشرفت شغلی‌تان، حس كسالتی را به زندگی‌تان وارد كرده، كمی از كارتان فاصله بگیرید و اگر فكر می‌كنید دور بودن‌تان از دوست های قدیمی یا تجربه‌هایی كه به زندگی‌تان معنا می‌دهد شما را به این حس دچار كرده، خودتان را از لاك بیرون بیاورید و كمی هیجان به‌خودتان تزریق كنید.

 

از تغییر نترسید


باور كنید تغییر همیشه بد نیست. شمایی كه 10 سال است با هم زندگی می‌كنید، قطعا نمی‌توانید و نباید هم بتوانید ارتباطی مثل روزهای نامزدی‌تان داشته باشید. از تغییراتی كه به مرور در احساسات و سبك زندگی‌تان ایجاد می‌شود نترسید و تنها سعی كنید آنها را به دلپذیرترین شیوه ممكن پیش ببرید.

 

هر مرحله از زندگی مشترك می‌تواند زندگی، احساسات و اهداف شما را زمین تا آسمان تغییر دهد، پس بی‌گدار به آب نزنید و بدون آمادگی برای این تغییرات، وارد یك مرحله جدید نشوید.


دنبال اتفاق خارق‌العاده‌ای نگردید، خوشبختی همین اتفاقات روزمره دور و برتان است؛ همین كه در كمال سكوت كنار هم بنشینید و تلویزیون ببینید و برای رفتن به سفر، طول یك جاده را با هم رانندگی كنید و همین كه وقتی یكی‌ از شما از راه می‌رسد،


آن یكی، آماده پذیرایی از او باشد كافی است. به زندگی‌های اطراف‌تان نگاه نكنید، زیرا ارتباطی كه شما از راه دور می‌بینید، واقعا آن چیزی نیست كه در یك زندگی می‌گذرد پس برای خوشبخت بودن به‌دنبال یك آرامش هر روزه بگردید و از هر راه كه می‌توانید آن را به زندگی‌تان بیاورید.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:51 | نویسنده : baratian mahdi

آیا عشق و عاشقی با ازدواج از بین می رود؟

 


حالا دیگر وقتش است. اصلا شاید دیر هم شده باشد. عاشق شدن را نمی‌گویم. آن خودش دیر یا زود اتفاق می‌افتد. منظورم واكاوی عشق‌های گذشته و حال و احتمالا آینده است. اصلا با كدام تعریف اینقدر مطمئنید كه عاشق هستید و عشق‌تان اگر اولی در دنیا نباشد بعد از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد مقام سوم را می‌تواند بگیرد؟ لطفا برای چند دقیقه بی‌خیال باورهای خودتان شوید، ببینید كارشناسان چه می‌‌گویند؟ اصلا عشق واقعی چیست و چند درصد از آدم‌هایی كه ادعای عاشقی می‌كنند واقعا عاشق هستند؟

آیا عشق و عاشقی با ازدواج از بین میرود؟

نقطه پایان عشق کجاست؟

جسم ما گرایش‌هایی دارد كه اسمش میل است. مثلا من به این شیرینی میل دارم و این یك گرایش یكسویه محدود است. می‌گویم یك‌سویه چون من به شیرینی میل دارم ولی شیرینی به من میلی ندارد و می‌گویم محدود چون گرایش من هم تا زمانی است كه شیرینی را نخورده باشم. وقتی بخورم و سیر شوم دیگر میلی به آن ندارم. همین گرایش یك‌سویه می‌تواند نامحدود باشد.

مثلا من گل‌ها را دوست دارم ولی معلوم نیست گل من را می‌خواهد یا نه. این می‌شود حب یا دوست داشتن چون نامحدود است ولی یك طرفه. علاقه یك خانم به طلا و جواهر هم مشابه همین است، محدودیت ندارد و مثل میل به غذا و شیرینی نیست كه از آن سیر شود ولی یك طرفه است. حالت سوم می‌شود گرایش دو سویه محدود؛ یعنی دو نفر همدیگر را دوست دارند ولی این دوست داشتن محدود است و بالاخره یك جایی تمام می‌شود. به این دوست داشتن می‌گویند شوق. بیشتر احساساتی كه ما از آن به عنوان عشق یاد می‌كنیم در واقع شوق است. یعنی اشتیاق شدیدی كه تمام می‌شود.

حتی عشق‌های تاریخی هم بیشترش شوق بوده ولی چون به هم نرسیده‌اند، تمام نشده. مطالعات نشان می‌دهد نقطه پایان این شوق‌های به ظاهر بی‌پایان نقطه به هم رسیدن است. یعنی 2نفر همدیگر را در حد مرگ دوست دارند ولی به محض اینكه به هم می‌رسند این علاقه شروع به كم شدن می‌كند.  همین است كه خیلی از جوانانی كه عاشقانه همدیگر را دوست دارند و زمین و زمان را به هم می‌ریزند تا با هم ازدواج كنند از همان ماه عسل اختلاف‌هایشان شروع می‌شود و زندگی‌شان دوامی ندارد. در واقع آنها هیچ وقت عاشق هم نبوده‌اند و فقط اشتیاق شدیدی نسبت به هم داشته‌اند كه به اشتباه نامش را عشق گذاشته‌اند و به بیراهه رفته‌اند. در واقع شوق همان هوس است.

 یعنی همه عشق ها روزی از بین می رود؟

 اما حالت چهارمی هم وجود دارد؛ یعنی خواستن دو طرفه نامحدود. این نوع خواستن یك خواستن بی حد و مرز است كه برتر و متعالی‌تر از همه خواستن‌های دیگر است و می‌شود نام عشق بر آن نهاد. حالت زمینی این نوع دوست داشتن عشق میان مادر و فرزند است؛ رابطه‌ای نامحدود و دوطرفه.

هر كدام از ما در زندگی یك وضعیت موجود داریم و یك وضعیت مطلوب. من موجود چگونه باید به من مطلوب تبدیل شوم؟ مسیری كه مرا به حالت مطلوب هدایت می‌كند عشق است ولی آیا عشق به تنهایی می‌تواند؟ اینجاست كه پای عقل به میان می‌آید. عقل به ما تاكتیك می‌دهد. روش می‌دهد كه چطور به پشتوانه عشق به وضعیت مطلوب برسیم. عقل به ما نشان می‌دهد وقتی دچار هیجان عشق هستیم چطور اشتباه نكنیم و در بهترین مسیر قدم بگذاریم. 

چطور مطمئن شویم احساسی که به یک نفر داریم همان عشق است؟

عشق از دوست داشتن مجزاست ولی گاهی به دلیل شباهت‌هایی كه با هم دارند اشتباه گرفته می‌شوند وگرنه هركدام از اینها یك مقوله جداست. اگر بخواهیم با مفاهیم آكادمیك صحبت كنیم، دوست داشتن همان چیزی است كه در عربی می‌گویند «حُب» و از جنس عالم دوم است ولی عشق از جنس عالم چهارم است. از این تعاریف متوجه می‌شویم عشق و دوست داشتن به اندازه دو دنیا با هم تفاوت دارند و این تفاوت كمی نیست. حتما می‌پرسید منظور از 4 عالم چیست؟ این عالم‌ها مقوله پیچیده‌ای دارند ولی در یك تعریف ساده باید بگویم این چهار عالم عبارتند از: اول، طبیعت كه همین جهان ملموس است. دوم، فطرت كه عالم معناست. سوم، طینت كه می‌گویند تركیب عالم اول و دوم است و چهارم، حیرت یعنی همان عالمی كه پیامبر(ص) در معراج دید و متحیر شد و گفت: «خدایا تو را آنقدر كه باید نشناختم.»  بعضی‌ها معتقدند بالاترین درجه دوست داشتن عشق نام دارد. یكی از حكما هم عشق را مستی عقل معرفی كرده است. در حقیقت عشق یك مقدمه دارد به نام شناخت و معرفت و یك موخره به نام ایثار و فداكاری. اگر كسی را با معرفت آنقدر دوست داشته باشید كه برایش ازخودگذشتگی كنید، عاشقش هستید.

 فرض كنید دختر و پسر جوانی بسیار به هم علاقه دارند ولی چه تضمینی وجود دارد كه دخترخانم در آینده مادر خوبی باشد یا آقاپسر از عهده نقش پدری برآید؟ از كجا معلوم وقتی با هم زیر یك سقف قرار می‌گیرند هزار و یك اختلاف‌نظر نداشته باشند؟ همه اینها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می‌شود

 

سن عاشقی در مردان چند سال است؟

هر چیزی یك سنی دارد؛ مثل سن بلوغ. بچه‌ای كه خیلی عقلش می‌رسد ولی هنوز به سن بلوغ نرسیده بالغ نیست یا برعكس، كسی كه به سن بلوغ رسیده ولی آثار بلوغ در او وجود ندارد هم بالغ نیست. در این جهان همه‌ چیز تابع زمان و مكان است. هر چیزی باید بر روال طبیعت بگردد. از 9 ماه ماندن بچه در رحم مادر تا كشیدن 4 درد زایمان كه باعث جفت شدن جمجمه بچه می‌شود همه چیز در طبیعت قانون دارد. در عاشق شدن هم سن مهم است. یك نوجوان اگر احساس می‌كند عاشق شده است هنوز بلوغ عقلی‌اش كامل نشده و نمی‌تواند برای آینده برنامه‌ریزی كند. اگر بخواهم از دید علمی بگویم عقل مردها تا 40 سالگی كامل نمی‌شود. اصلا همین است كه می‌گویند دوران چل‌چلی! همین است كه باعث می‌شود هرقدر هم طرفین به عشق‌شان مطمئن باشند باز نیاز به مشاوره دارند و نباید بی‌گدار به آب بزنند.

تا کی برای عاشق شدن فرصت داریم؟

در تكامل سنی انسان‌ها یك تقسیم‌بندی جالب وجود دارد؛ می‌گویند اگر كسی بخواهد زیبا شود تا 20سالگی می‌شود، اگر بخواهد قهرمان شود تا 30 سالگی می‌شود، اگر بخواهد عاقل شود تا 40 سالگی می‌شود و اگر بخواهد عارف شود تا 60 سالگی می‌شود. به اصطلاح می‌گویند اگر تا این سن شد، شد و اگر نشد دیگر فایده ندارد. البته این بیشتر درباره مردان صدق می‌كند و زنان تكامل سریع‌تری دارند.

زن برای مادر شدن آفریده شده و مرد برای پدر شدن. زن باید زن باشد و مرد باید مرد باشد. یعنی زن نیاز به زنانگی دارد و مرد، مردانگی. زنانگی یعنی ایجاد آرامش و مردانگی یعنی ایجاد آسایش. زن باید مثل گل باشد و مثل گل با او رفتار شود و مرد باید مثل درخت باشد و مثل درخت با او رفتار شود. اگر این‌ چنین باشد عشق دوام می‌آورد و زندگی به وضعیت مطلوب می‌رسد.

چرا داغ ترین ازدواج ها بعد از ازدواج سرد می شود؟

مشاوره قبل از ازدواج یك ضرورت است. همه زوج‌ها باید قبل از ازدواج به مشاور مراجعه كنند تا بتوانند مشكلات احتمالی آینده را پیش‌بینی كنند. فرض كنید دختر و پسر جوانی بسیار به هم علاقه دارند ولی چه تضمینی وجود دارد كه دخترخانم در آینده مادر خوبی باشد یا آقاپسر از عهده نقش پدری برآید؟ از كجا معلوم وقتی با هم زیر یك سقف قرار می‌گیرند هزار و یك اختلاف‌نظر نداشته باشند؟ همه اینها در مشاوره قبل از ازدواج مشخص می‌شود.

آیا عشق و عاشقی با ازدواج از بین میرود؟

در این جلسات تست‌هایی از هر دو نفر گرفته می شود كه پاسخ خیلی از پرسش‌ها را مشخص می‌كند. این همان مكانیسم عقل است كه كنار عشق قرار می‌گیرد. یعنی دو نفر كه احساس می‌كنند عاشق هم هستند با یك روش عقلانی به این نتیجه می‌رسند كه آیا ازدواجشان به صلاح است یا نه؟ اگر بخواهیم یك مثال ساده بزنیم، می‌گوییم عشق شبیه یك جواهر گرانبهاست و عقل حلقه‌ای فلزی كه ركاب این جواهر گرانبها می‌شود. اگر این حلقه باشد، می‌توانی جواهرت را دستت كنی و همیشه همراهت باشد ولی نمی‌توانی یك جواهر گرانبها را تا ابد بدون هیچ محافظی توی مشتت نگه داری، شك نداشته باش كه بالاخره گم خواهد شد. همین است كه گاهی عشق‌های آتشین ناگهان خاموش می‌شود. در حقیقت نگین باارزش آنها گم شده است.

 چرا بعضی از عشق ها تبدیل به نفرت می شود؟

ازدواج نیاز به استطاعت دارد. همان‌طور كه وقتی كسی به حج می‌رود باید استطاعت داشته باشد در ازدواج هم استطاعت لازم است. البته این استطاعت فقط توان مالی نیست. استطاعت باید در عقل، در مسئولیت‌پذیری، در تعهدپذیری و خیلی چیزهای دیگر باشد. كسی كه استطاعت ندارد و می‌خواهد همه چیز را موكول به آینده كند نباید به خیال خودش عاشق شود و درگیری عاطفی ایجاد كند. هیچ فاجعه‌ای از اول فاجعه نبوده. شرایط و اشتباه‌ها به سوی فاجعه شدن هدایتش كرده است. وقتی یكی جا می‌زند طرف دوم دو راه دارد؛ یا خودش را منهدم می‌كند و دچار افسردگی می‌شود یا دست به اقدامات خشونت‌بار می‌زند و برای نابودی طرف مقابل تلاش می‌كند. سد كه بشكند همه چیز را با خودش نابود می‌كند.

آیا عشق مرد و زن تعدد می پذیرد؟

عشق ممنوع یعنی واژه‌پردازی‌های بی‌خودی. یعنی چیزی كه اصل عشق نیست. یك هوس زودگذر است كه تمام می‌شود اما در مسیر خودش زندگی افراد را نابود می‌كند. عشق باید منطق داشته باشد. اصلا عشق یعنی احساسی از جنس خدا. چیزی كه از جنس شیطان باشد نمی‌شود نام عشق برآن گذاشت و بی‌شك هوس است. كسی كه دچار این اشتیاق غلط می‌شود باید پیش از آنكه گره روی گره بزند به مشاور مراجعه كند و راهنمایی بخواهد.

یك نكته مهم دیگر این است كه عشق در هیچ شرایطی تعدد نمی‌پذیرد. در یك دل امكان ندارد محبت دو نفر بگنجد. منظورم عشق میان زن و مرد است. ممكن است هوس كنی 01 نوع غذا را با هم بخوری ولی حتما بعدش دل‌درد می‌گیری. لازمه عشق وفاداری است. نباید اجازه بدهیم سریال‌های بی‌سر و ته ماهواره‌ای با رواج عشق‌های به اصطلاح ممنوع كانون خانواده‌ها را به خطر بیندازند. بیشتر از اینها كاملا هدفمند پیش می‌روند. در خیلی از كشورها بعد از پخش هر فیلم تحلیلگر اجتماعی می‌آید و درباره موضوع فیلم حرف می‌زند. ما هم به چنین كارشناسی‌هایی نیاز داریم.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:49 | نویسنده : baratian mahdi

با نامزد بی اعتماد چه کنیم؟

 


در اولین روزهای نامزدی و ازدواج زوج های زیادی هستند که با یک مشکل مشترک دست به گریبانند: حساسیت های بیش از حد همسرشان که گاهی آن را آن حسادت های عاشقانه تعبیر می کنند.

نامزد بی اعتماد

واقعیت این است که ما چیزی به عنوان حسادت یا حساسیت های عاشقانه نداریم. همه چیز از احساس ناامنی در رابطه سرچشمه می گیرد. شما وقتی نامزدتان را در حال گفتگویی صمیمی با یک غریبه می بینید، حساس می شوید چون حس می کنید امنیت رابطه تان به خطر افتاده است و ممکن است کسی بیش از شما بتواند به همسرتان نزدیک شود یا مورد قبول او واقع گردد. در چنین شرایطی ممکن است شما برای سرپوش گذاشتن به حس خود، آن را با عباراتی مثل حسادت عاشقانه، حساسیت از روی عشق زیاد و عباراتی از این دست مطرح کنید.

این وضعیت اگر خیلی تشدید شود، یعنی اگر شما با کوچکترین حدس و گمان، نشانه یا حرفی احساس کنید امنیت رابطه تان به خطر افتاده است، یعنی وارد فاز بی اعتمادی شده اید و باید ریشه این بی اعتمادی را پیدا کنید.

اگر در ابتدای رابطه هستید و فکر می کنید مورد بی اعتمادی نامزدتان قرار گرفته اید، توصیه می کنیم دقت بیشتری در انتخابتان داشته باشید و روی ازدواجتان بیشتر فکر کنید. اما اگر عقد کرده هستید یا اولین ماه های زندگی مشترکتان را می گذرانید، این توصیه ها به تعدیل احساسات منفی همسرتان کمک خواهد کرد:

 

1- علت را شناسایی کنید: گاه رفتار ماست که زمینه بدگمانی را به وجود می آورد. رفتار های تصنعی و ابراز احساسات خالی از صداقت، به میزان زیادی موجب می شود نامزد یا همسرمان دیگر به ما اعتماد لازم را نداشته باشد و این است که رفته رفته روابط میان ما و او به سردی می گراید. قبل از هر چیز، سهم خود را در این بی اعتمادی بازنگری کنید. چنانچه تصور می کنید آنقدر که باید، با همسرتان صادق نبوده اید لازم است قبل ازهر اقدامی در این زمینه، این صداقت را به رابطه میان خودتان بازگردانید.

فرد بد بین، با همان عینکی که شما را ارزیابی و قضاوت می کند، خود را می بیند و می شناسد. لذا بسیار ضروری است که این پیام را به او منتقل سازید که با وجود ویژگی های رفتاری که دارد، او را دوست دارید. تحمل خود را با به یاد آوردن عشقی که به او دارید افزایش دهید و بدانید که برای کسب آرامش در زندگی لازم است منعطف باشید تا نشکنید

2- تحمل و انعطاف پذیری خود را افزایش دهید: گاهی بد دلی و بد بینی یک بیماری تلقی نمی شود، بلکه تجربیات و شکست های متعددی که فرد در زندگی خود داشته، او را به فردی بد بین و بی اعتماد تبدیل کرده است. سعی کنید او را درک کنید، مهربانی و علاقه خود را به او نشان دهید. فرد بد بین، با همان عینکی که شما را ارزیابی و قضاوت می کند، خود را می بیند و می شناسد. لذا بسیار ضروری است که این پیام را به او منتقل سازید که با وجود ویژگی های رفتاری که دارد، او را دوست دارید و می پذیرید. تحمل خود را با به یاد آوردن عشقی که به او دارید افزایش دهید و بدانید که برای کسب آرامش در زندگی لازم است منعطف باشید تا نشکنید.

 

3- اعتماد همسرتان را جلب کنید: سعی کنید به تعهدات و ارزش هایی که میان خود و همسرتان قرار داده اید، پایبند باشید و این پایبندی را به او نشان دهید. با صداقت و عطوفت، حسن نیت و اعتماد خود را به او ابراز و با کاهش رفتار های ضد و نقیض، سعی کنید انسجام لازم را در این امر ایجاد کنید. اعتماد کنید تا مورد اعتماد قرار گیرید.

 

4- از همسرتان بخواهید که با شما صحبت کند و اعتماد به نفس او را بالا ببرید: گاهی خود فرد بد دل به آزار دهنده بودن رفتارش آگاه است، اما قادر به متوقف کردن افکار خود نیست. گاهی پیامی چون: "تو برای من مهم و دوست داشتنی هستی" او را نرم و آرام می کند و تمام چیزی است که نیاز دارد؛ بنابراین لازم است همواره نکات مثبت، خوبی ها و ویژگی های مثبت او را به یادش بیاورید و سعی کنید در محیطی که توام با آرامش، صداقت، احترام و امنیت است او را به گفت و گو ترغیب کنید.

 

5 - از مشاوره تخصصی کمک بگیرید: چنانچه آنچه را که توصیه شد به کار گرفتید و برای رفع مسئله تان کافی نبود، در نهایت استفاده از مشاوره تخصصی روانشناسی توصیه می شو



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:45 | نویسنده : baratian mahdi

چند جور عشق داریم؟

 


در طول تاریخ توصیف‌های متعددی از عشق ارائه شده. غم و اندوه و لذت و شکوه عشق باعث شده شاعران، هنرمندان، متفکران، نویسندگان و بسیاری، عشق را الهام‌بخش برخی از آثار خود کنند. هرکدام از ما در طول زندگی به طریقی با عشق آشنا شده‌ایم و شاید بهترین و بدترین لحظه‌های زندگی هر کدام از ما به نوعی با عشق گره خورده باشد...

عشق

 

اما واقعا عشق چیست و آن را چگونه تعریف می‌کنیم؟

دشواری در تعریف عشق و تنوع توصیف‌هایی که از آن شده، ارزیابی و سنجش آن را دشوار کرده است. در طول 60 سال گذشته حدود 30 ابزار مختلف برای اندازه‌گیری عشق به وجود آمده‌اند و شاید جاه‌طلبانه‌ترین آنها ابزاری است که آن را براساس میل فرد برای صمیمیت همراه با مراقبت و احساس تعلق به دیگری مورد ارزیابی قرار می‌دهد. تلاش‌های جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی باعث شده عشق به انواع مختلفی تقسیم‌بندی شود: عشق بین والدین و فرزندان، اعضای خانواده، دوستان و افراد مختلف.

اما به‌طور کلی عشاق می‌توانند دو نوع قراردادی عشق را تجربه کنند؛ عشق شهوانی و عشق همیارانه.

عشق شهوانی

عشق شهوانی که معمولا به‌عنوان عشق رمانتیک و شیدایی شناخته می‌شود، حالتی است از جذابیت وفریفتگی بسیار همراه با میل به دیگری. این نوع عشق با ویژگی‌هایی از قبیل دلسوزی و شفقت، شادی، اضطراب، میل جنسی و وجد و سرور زیاد شناخته می‌شود. برانگیختگی فیزیولوژیکی عمومی شامل افزایش ضربان قلب، تعریق، سرخ شدن پوست همراه با احساس برانگیختگی زیاد، اغلب از علائم فیزیکی عشق شهوانی است. از نظر دیگران، افراد دارای عشق شهوانی، به دنبال برآورده کردن نیازهای خود هستند بنابراین جای تعجب نیست که عشق شهوانی عمر کوتاهی داشته باشد و عمدتا چند ماه بیشتر طول نكشد. در این نوع عشق، زمانی که آتش عشق کم‌سو می‌شود، به تدریج تضادها و تعارض‌ها، تظاهر پیدا می‌كند و عشاق سابق، افرادی شکاک، ناراضی و ناامید شده و با یکدیگر درگیری‌های متعددی پیدا می‌کنند.

 

عشق همیارانه

عشق همیارانه نسبت به عشق شهوانی، تنش و استرس کمتری درپی دارد. این عشق با سپاسگزاری عمیق طرفین از یکدیگر همراه و اغلب شامل تحمل و بردباری در برابر قصورات یکدیگر و تلاش برای رفع مشکلات و بهبود روابط بین‌فردی است. رابطه زناشویی در این نوع رابطه، بیانگر احساسات عمیق طرفین به یکدیگر و اطمینان از درک نیازها و خواسته‌های یکدیگر و احساس لذت است. به موازاتی که عشق همیارانه، رشد می‌کند و روابط گسترده‌تر می‌شود، زوج به‌راحتی درباره مسائل و نگرانی‌های جنسی‌شان صحبت می‌کنند. با ارتقای روابط بین‌فردی و صمیمیت بین طرفین، لذت از روابط زناشویی نیز افزایش پیدا می‌كند و تعهدات طرفین در رابطه قوی‌تر می‌شود. علاوه بر این، رابطه زناشویی در این نوع رابطه، برخلاف عشق شهوانی، بامعناتر است و رضایت عمیق‌تری را به دنبال دارد.

از نظر دیگران، افراد دارای عشق شهوانی، به دنبال برآورده کردن نیازهای خود هستند بنابراین جای تعجب نیست که عشق شهوانی عمر کوتاهی داشته باشد و عمدتا چند ماه بیشتر طول نكشد. در این نوع عشق، زمانی که آتش عشق کم‌سو می‌شود، به تدریج تضادها و تعارض‌ها، تظاهر پیدا می‌كند

انواع عشق از نظر جان آلن‌‌لی

تلاش برای توصیف انواع روابط عاشقانه منجر به ارائه مدلی براساس واژه‌های باستانی یونانی از طرف جان آلن ‌لی شده. وی معتقد است 6 نوع رابطه عاشقانه وجود دارد: رمانتیک، سرگرم‌کننده، مالکانه، اشتراکی، نوع‌دوستانه و واقع‌گرایانه:

-عشق رمانتیک: افرادی که این نوع عشق را تجربه می‌کنند، جایگاه خاصی برای زیبایی ظاهری و فیزیکی طرف مقابل خود قائل‌اند و به دنبال تجربه لذت بصری و لمسی هستند که از ظاهر و بدن معشوق یا معشوقه خود کسب می‌کنند و میل زیادی به داشتن رابطه با معشوق خود دارند.

-عشق بازیگوشانه: در این نوع رابطه عشقی، عمدتا افراد به دنبال کسب تجارب متعدد جنسی هستند و تعهد برایشان معنایی ندارد. این عشق ناپایدار برای آنها نوعی تفنن و لذت زودگذر است.

-عشق مالکانه: این نوع عشق معمولا با آشفتگی و حسادت بیش‌ازحد همراه و فرد به دنبال مالکیت در رابطه عاشقانه خود است. این افراد زندگی پرپیچ و خمی دارند و هرچند محبت زوج به یكدیگر می‌تواند بسیار لذت‌بخش باشد ولی آشفتگی‌هایی را به دنبال دارد كه تجربه آن برای فرد می‌تواند دردناک باشد.

- عشق همیارانه: در این نوع رابطه تعهد، صمیمت و عطوفت به‌تدریج ایجاد می‌شود و معمولا رابطه زوج‌ها طولانی‌مدت و بر پایه صلح و آرامش و نوعی روابط دوستانه حاکم است.

-عشق نوع‌دوستانه: افرادی که این نوع عشق را تجربه می‌کنند عمدتا روابطی توام با شفقت، دلسوزی، مراقبت و از خودگذشتگی را تجربه می‌کنند. چنین روابط و احساساتی بدون هیچگونه چشمداشتی است.

- عشق واقع‌گرایانه: در این نوع رابطه عشقی، فرد به دنبال انتخاب كسی است که با ملاک‌های عقلانی و منطقی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، تحصیلی و... او سازگار باشد. در نتیجه این رابطه می‌تواند به احساس رضایت متقابل بینجامد.

جان ‌لی معتقد است روابط عاشقانه در طول زمان پیشرفت می‌کند و افراد ممکن است در دوره‌های مختلف از زندگی‌شان رویکردهای مختلفی از عشق را تجربه کنند. معمولا زوج‌ها در هر نوع رابطه‌ای به دنبال ایجاد یک رابطه پایدار و موفق هستند. صرف‌نظر از اینکه رضایت و موفقیت در یک رابطه عاشقانه، اغلب به این بستگی دارد که بتوانیم فردی را پیدا کنیم که رویکرد مشابهی با ما در ارتباط با عشق و صمیمیت داشته باشد.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:43 | نویسنده : baratian mahdi

اشتباهات انتخاب در ازدواج

 


 

این روزها آمار طلاق از همیشه بالاتر رفته است و شاید یكی از علت‌های اصلی این آمار بالا به‌دست نیاوردن شناخت كافی در دوران آشنایی است. دختر و پسرهای زیادی هستند كه گمان می‌كنند تنها وجود عشق و علاقه برای ازدواج كافی است ولی گاهی همین عشق مانع شناخت درست می‌شود و چشمان 2 طرف را كور می‌كند. اما اگر خود شما یا یکی از نزدیکانتان تا به حال عاشق شده‌ باشید اذعان می‌کنید که آدم عاشق خیلی عقلانی تصمیم نمی‌گیرد و خیلی سخت می‌تواند منطقی باشد ، در اینجا قصد داریم به شما کمک کنیم حتی اگر عاشق هم هستید چشمانتان را باز کنید  و ما شما را از تمام اشتباهات پیش از ازدواج آگاه کنیم.

 


ازدواج

فکر می کنید می توانید طرف مقابل را تغییر دهید

بسیاری از افراد به خصوص خانم ها مستعد پذیرش این باور غلط هستند که می توانند با عشق، توجه، تلاش و علاقه و یا حتی با بچه دار شدن همسر آینده زندگی خود را تغییر دهند. اما آنچه از آن غافل می مانیم این است که عادت های رفتاری طرف مقابل ما طی سال ها و پس از شکل گیری هویت او، تقویت شده است و به این سادگی قابل تغییر نیست.

پس هیچ‌گاه  با آینده و استعداد‌های نهانی و درونی فرد ازدواج نكنید. اگر رفتارهای حال حاضر فردی را نمی‌پسندید و با آن‌ها راحت نیستید مطمئن باشید در زندگی آینده هم این مشكلات را خواهید داشت، پس اصلا با آن فرد ازدواج نكنید. حواس‌تان باشد كه بیشتر افراد بعد از ازدواج بدتر هم می‌شوند. در دوران آشنایی به روحیات، شخصیت، عادت‌ها، مهارت‌های ارتباطی، وضعیت ظاهری فرد مقابل خوب دقت كنید و مطمئن شوید می‌توانید با چنین ویژگی‌هایی راحت كنار بیایید.

زیبایی چهره را با زیبایی باطن اشتباه می گیرید

زیبایی می‌تواند مثل جرقه آتش رابطه را روشن كند ولی تنها یك شخصیت خوب می‌تواند آتش رابطه را روشن نگه دارد هنگام تصمیم‌ گیری حواس‌تان باشد كه وقتی اسیر زیبایی‌‌ها و عشق هستید ممكن است خیلی تصمیم‌تان عاقلانه نباشد، درست است كه بین شما عشق و علاقه وجود دارد ولی آیا همان‌ قدر كه نسبت به عشق خود مطمئن هستید به شخصیت طرف مقابل هم اطمینان دارید؟

یادتان باشد 4 ویژگی شخصیتی وجود دارد كه باید حتما در طرف مقابل چك كنید:

فروتنی

آیا این فرد عقیده دارد كه « انجام كار درست » خیلی مهم‌تر از آسایش شخصی است؟

مهربانی

 آیا این فرد از كمك كردن به دیگران لذت می‌برد؟ چگونه با دیگران برخورد می‌كند؟ آیا سعی می‌كند برای دیگران خوشایند باشد؟ آیا علاقه‌ای به كارهای داوطلبانه و خیرخواهانه دارد؟

مسئولیت‌پذیری

 تا چه حد می‌توان روی حرف‌های او حساب كرد؟ اگر بگوید كاری را انجام می‌دهد، می‌توان مطمئن بود؟

خوشحالی  

چقدر از خودش راضی است؟ آیا از زندگی‌اش لذت می‌برد؟ آیا به لحاظ عاطفی و هیجانی ثبات دارد؟

 

در نهایت از خودتان بپرسید:دوست دارید بیشتر شبیه این آدم باشید؟ آیا دوست دارید فرزندتان بیشتر شبیه این آدم باشد؟

وقتی زندگی مشترک، هدف مشترک معنا می شود

در این صورت انتخاب شما اشتباه است چون درباره هدف‌ها و اولویت‌های معمولی و متعارف زندگی تفاهم ندارید .

3 راه ‌پایه‌ای كه ارتباط ما را با فرد دیگر برقرار می‌كنند، عبارتند از:

- زیبایی (تمایل قلبی) و سازگاری 

- یكسان بودن هدف‌های متعارف زندگی

- داشتن علائق مشترك

حواس‌تان باشد كه فرد مقابل شما وابستگی بیمارگونه به فرد یا چیز خاصی نداشته باشد چون چنین فردی نمی‌تواند تمام احساسات خود را در اختیار شما قرار دهد و مسلما اولویت‌های شما هم یكسان نخواهد شد و این نمی‌تواند پایه یك زندگی خوب را بسازد

وقتی ارتباط 2 نفر عمیق‌تر می‌شود كه هدف‌های متعارف و لازم زندگی آن‌ها یكسان باشد و تصمیم بگیرند با هم به آن هدف‌ها برسند. بعد از ازدواج ممكن است 2 اتفاق در زندگی شما بیفتد یكی این‌كه باهم و در كنار هم رشد كنید و دیگر این‌كه هر كدام جدا و بدون نیاز به هم فرآیند رشد خود را طی كنید، اگر می‌خواهید در كنار هم رشد كنید باید اول از همه با خود فكر كنید و به این نتیجه برسید كه در « زندگی به دنبال چه هستید » یعنی به عنوان مثال در دوران مجردی خود برای چه حوزه‌ای زندگی می‌كردید، حالا فردی برای شما مناسب است كه در این حوزه عقیده‌ای كاملا شبیه شما داشته‌باشد. این دقیقا تعریف یك شریك زندگی است. شریك زندگی كسی است كه شریك هدف‌های شما باشد، یعنی 2 نفری كه كاملا شبیه هم مفهوم زندگی را درك می‌كنند و بر‌همین ‌اساس اولویت‌ها، هدف‌ها و ارزش‌های مشترك در زندگی دارند.

تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری طرف مقابل می شوید

بسیاری از ما در انتخاب همسر خود متاثر از عوامل زیادی هستیم، عواملی مانند: پول فرد، جایگاه اجتماعی و نفوذ فرد، ثروت خانوادگی ، شغل، شهرت، زیبایی و...

گاهی ممکن است فکر کنیم که این عوامل در انتخاب ما تاثیری ندارد! اما در واقعیت چنین چیزی کمتر دیده می شود. مهم است که به لحاظ عواملی که ذکر شد شباهت هایی بین دو طرف وجود داشته باشد، اما شباهت داشتن با تحت تاثیر قرار گرفتن متفاوت است. وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی و مادی یا تنها به خاطر هر یک از عوامل ذکر شده، شکل گرفته باشد، یک رابطه ناسالم است.

تسلیم نیاز جنسی می شوید

یکی از مسائل عمده ای که در تصمیم گیری صحیح ممانعت ایجاد می کند، میل جنسی است. البته تنها و بهترین راه برای پاسخ به این میل، ازدواج است، اما این مسئله نباید فرآیند انتخاب همسر را تحت الشعاع قرار دهد. به همین دلیل، لازم است:

الف ) با حوصله و بدون عجله در طول زمان با فرد مقابل خود آشنا شویم و برای ازدواج کردن عجله نکنیم.

ب ) از هرگونه رابطه جنسی قبل از ازدواج پرهیز کنیم تا بدون تاثیر آن روابط به شناخت یکدیگر برسیم.

انتخاب کردن

وقتی دل‌تان برای طرف مقابل می سوزد

وقتی فرد مقابل‌تان به لحاظ احساسی و عاطفی دچار مشكل بوده و در عین حال می‌خواهد یك رابطه را با شما شروع كند ممكن است شما را نیز تحت تاثیر خود قرار دهد. این مشكل عاطفی حتی می‌تواند وابستگی بیش از حد‌ به پدر و مادرش باشد یا وابستگی بیمارگونه او به كار یا تفریحاتی خاص یا پول و حتی اینترنت و...حواس‌تان باشد كه فرد مقابل شما وابستگی بیمارگونه به فرد یا چیز خاصی نداشته باشد چون چنین فردی نمی‌تواند تمام احساسات خود را در اختیار شما قرار دهد و مسلما اولویت‌های شما هم یكسان نخواهد شد و این نمی‌تواند پایه یك زندگی خوب را بسازد.

تردیدهای خود را نادیده می گیرید

تردید داشتن در فرآیند تصمیم  گیری در انتخاب همسر آینده، امری بسیار عادی است اما بی توجهی به احساسات درونی و تردیدهایی که داریم، مسلما اشتباه است. زمانی که درباره مسئله ای تردید داریم تا هنگامی که برطرف نشده است نباید ازدواج کنیم.

بهتر است با شناخت بیشتر و دادن زمان بیشتر به خودمان و بررسی موضوع بر تردیدها غلبه کنیم.

باور دارید که پس از ازدواج مشکلات کم می شود

بسیاری از ما امیدواریم، مشکلات یا نقایصی که پیش از ازدواج متوجه آنها شده ایم، پس از ازدواج برطرف شود. اما لازم است خاطر نشان کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج نیز تداوم خواهد یافت. یکی از بهترین راه ها برای شناخت و انتخاب همسر آینده، مشاهده نحوه تعامل او با خانواده اش است. نوع برخورد فرد در خانواده اطلاعات زیادی در باره نحوه رفتار عادی او به ما می دهد و به ما کمک می کند تا پیش بینی کنیم که این فرد بعد از ازدواج چگونه رفتار خواهد کرد.

اگر فرد در ارتباط با خانواده خود صادق و راحت باشد، احتمالا بعد از ازدواج هم این چنین خواهد بود و اگر با خانواده خود با تعارض و دوگانه رفتار کند، احتمالا همان الگو را هم نسبت به همسر خود به کار خواهد برد هرچند بسیاری عقیده دارند که همه توان خود را به کار خواهند گرفت تا الگوهای رفتاری خانواده خود را دوباره اجرا نکنند مثلا می گویند: «من مثل پدرم نیستم» هرچند افراد می توانند تغییر کنند اما به یاد داشته باشید گفتن این حرف ها به مراتب راحت تر از عمل کردن به آن هاست.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:39 | نویسنده : baratian mahdi

وسوسه ازدواج در نوجوانی

 


من فقط عاشق تو هستم، بدون تو می میرم، تو همان فرشته رویاهایم هستی و... همیشه با این جملات شروع می شود و در بهترین و خوش بینانه ترین حالت اگر به اشتباهات و اتفاقات جبران ناپذیر و تاسف بار ختم نشود ثمره اش تلخی، شکست و پشیمانی است. دوستی هایی به بهانه ازدواج گاهی بلای جان نوجوان ها می شوند.

عاشقی در نوجوانی

دلبستگی شدید مانع از کنترل روابط می شود

ارتباط با جنس مخالف در سن جوانی و حتی نوجوانی، معمولا به دلیل سرگرمی یا کنجکاوی بچه گانه شروع می شود که بعد از گذشت مدت زمانی، کنترل این روابط به دلیل ایجاد دلباختگی و شیفتگی شدید بین 2 نفر، از دست آن ها خارج می شود. این روابط پر خطر به خصوص در سن نوجوانی که امکان ازدواج وجود ندارد یا بسیار کم است، آسیب های بسیار زیادی دارد. توصیه می شود که جوانان و نوجوانان نهایت تلاش و دقت را داشته باشند که درگیر چنین روابطی نشوند و بدانند که شاید شروع چنین روابط پر خطری دست خودشان باشد اما با علاقه شدیدی که بین شان به وجود می آید، نخواهند توانست به راحتی از آن دل بکنند.

چنین رابطه هایی در اولین زمان ممکن، باید قطع و فراموش شوند. البته باید قبول کرد که قطع این روابط اشتباه به دلیل وابستگی هایی که بین دختر و پسر به وجود آمده، بسیار مشکل است ولی آن ها باید این دوره را تحمل کنند و مطمئن باشند که بعد از این مدت به یک حالت تعادل روانی خوبی خواهند رسید و تا آخر عمر از این تصمیم شان راضی و خوشحال خواهند بود.

 

ما با مشکل مواجه نمی شویم!

نوجوانان و تا حدودی جوانان با توجه به سن شان دچار یک گمان افسانه شخصی هستند. افسانه شخصی یعنی این که من با بقیه فرق می کنم و به طور مثال رابطه من با جنس مخالف با رابطه بقیه نوجوانان با جنس مخالف متفاوت است و برای من مشکلی ایجاد نمی کند. معمولا نوجوان ها قبول نمی کنند که یک کار بد برای همه بد است بنابراین تا حدودی طبیعی است که نوجوان ها در برابر این نصیحت که این رابطه ها پایان ناخوشایندی دارد، واکنشی نشان ندهند و باور نکنند که ممکن است اتفاق های ناگواری برای آن ها هم بیفتد.

 

خراب شدن همه پل ها با فرار از خانه

گاهی نوجوانان و جوانان وقتی از متقاعد و راضی کردن خانواده های شان برای ازدواج ناامید می شوند، تصمیم به فرار می گیرند. فرار شروع یک داستان جدید، پرماجرا و سخت برای یک دختر و پسر است که باید به دورنمای پایان روز اول، ماه اول و سال اول آن فکر کنند که به طور طبیعی نتیجه روشنی در پی نخواهد داشت. فرار کردن باعث خراب شدن همه پل های پشت سر نوجوانان خواهد شد و نوجوانان باید حتما به این نکته توجه کنند که ممکن است فرار برای آن ها، پایان زندگی باشد. فرار از خانه به خصوص برای دختران آسیب های جبران ناپذیری در پی دارد، که تجاوز به عنف و پذیرفته نشدن از سوی خانواده در صورت بازگشت از جمله آن هاست.

 

آشنایی فرزندان با مهارت خودمهارگری

مشکلات خانوادگی باعث می شود دوستی های خیابانی به دلبستگی افراطی ختم شود. احساس کمبودهای عاطفی در خانواده یا تنش های بین والدین، ناخودآگاه یک نوجوان یا جوان را برای رسیدن به آرامش و جبران نیاز عاطفی به سمت دوستی های نامناسب سوق می دهد. وقتی خانواده، فرزند را با مهارت خودمهارگری آشنا نکرده، ممکن است نوجوان برای پاسخ به نیازهای طبیعی اش راه های غیر منطقی و اشتباه را انتخاب کند. البته کم توجهی به نیازهای فرزندان هم می تواند عاملی برای شروع دوستی های خیابانی باشد.

افسانه شخصی یعنی این که من با بقیه فرق می کنم و به طور مثال رابطه من با جنس مخالف با رابطه بقیه نوجوانان با جنس مخالف متفاوت است و برای من مشکلی ایجاد نمی کند. معمولا نوجوان ها قبول نمی کنند که یک کار بد برای همه بد است

به نوجوان فرصت فکر کردن دهید

خانواده نباید جوان یا نوجوان را مجبور به انجام کاری کنند که خودشان فکر می کنند، درست است بلکه باید خود نوجوان یا جوان را وادار به فکر کردن و تصمیم گیری درباره چنین دوستی هایی با در نظر گرفتن همه جوانب این قضیه کنند. وقتی نوجوان این اختیار و فرصت را داشته باشد که فکر کند، می تواند تصمیم گیری کند. حالا اگر خانواده ای توانایی اداره یک زندگی جدید را در نوجوان شان دیدند، باید از او برای ازدواج حمایت کنند هرچند باید تحقیقات کاملی از گزینه مورد نظر فرزندشان و شرایط خانواده اش انجام دهند. اگر هم نوجوان یا جوان به این نتیجه رسید که هنوز برای ازدواج آماده نیست، خودش از تصمیمش منصرف خواهد شد و به اشتباهش پی خواهد برد. با این حال، خانواده ها باید به موضوع ازدواج فرزندان شان به عنوان یک نیاز طبیعی توجه کنند و زمینه ازدواج به موقع را برای نوجوان و جوان شان فراهم کنند تا فرزندان به این نتیجه برسند که خانواده ها مخالف اصل ازدواج کردن آن ها نیستند بلکه با توجه به شرایط و وضعیت فرد مورد نظر تصمیم می گیرند.

 

بلاتکلیفی دلیل گرایش به دوستی های خیابانی

دختران و پسرانی که در سن نوجوانی یا اوایل دوره جوانی هستند، یکی از دلایلی که به سمت چنین دوستی هایی کشیده می شوند این است که معمولا بی هدف و بلاتکلیف زندگی می کنند. توصیه می شود که نوجوانان و جوانان با ایجاد فضای سرگرمی و اشتغال مناسب برای خودشان، این خلاءهای زمانی شان را پر کنند و توجه داشته باشند که چنین ارتباط هایی ممکن است برای هر نوجوانی اتفاق بیفتد و هیچ فردی از این خطر در امان نیست. همچنین نوجوانان و حتی جوانان به جای تصمیم گرفتن به فرار در زمانی که از همه جا ناامید می شوند، حداقل می توانند به یک مشاور متعهد مراجعه کنند تا تصمیم بهتری بگیرند. نوجوانان برای تصمیم به فرار، قطعا منطقی و عقلانی فکر نکرده اند و فقط تحت تاثیر احساسات شان هستند که نتیجه خوبی هم برای شان نخواهد داشت.

 

90درصد دوستی های خیابانی هوس آلود است

کاهش سن روابط قبل از ازدواج، موضوعی چند وجهی است که علت های بی شماری دارد. سهل انگاری خانواده و نظارت نداشتن والدین بر روابط و هیجانات نوجوانان و جوانان یکی از دلایلی است که در سال های اخیر به روابط دختر و پسر منجر شده است به طوری که این روابط در سنین پایین و حتی در مقاطع تحصیلی راهنمایی دیده می شود.

90 درصد دوستی های خیابانی، هوس آلود و بی هدف است. برقراری ارتباط عاطفی بین انسان ها، نیاز به زمان، شناخت و هماهنگی در زمینه های فرهنگی و اخلاقی دارد. از آن جا که انتخاب ها در این گونه دوستی ها بر اساس معیارهای ظاهری و مادی است، زیبایی ظاهری، آرایش و پیرایش، مدل خودرو و … معیارهای انتخاب دوست در خیابان ها هستند. بنابراین پایان تلخ و غم انگیز این گونه دوستی ها را می توان در صفحات حوادث و اخبار جنایت ها دید.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:37 | نویسنده : baratian mahdi

باید و نبایدهای بعد از پایان زندگی مشترک

 


همه آشنایی ها ابدی نیستند»، چه بد! اما بیایید، نیمه پر لیوان را ببینیم؛ خدا را شکر! چون نصف بیشتر آشنایی ها اصلا به رابطه خوبی نمی انجامد. حالا از هم جدا شده اید، اولین قسمت سخت ماجرا را پشت سر گذاشته اید، بدبختی به پایان رسیده است، اما بدبختی دیگری در راه است؛ شک و تردید و این پرسش که «آیا کارم درست بود؟»

باید و نبایدهای بعد از پایان نامزدی

در این مطلب به نکاتی اشاره می کنیم که به شما می گوید بعد از بهم خوردن نامزدی، برای ادامه حیاتتان چه کارهایی نباید انجام دهید.

سرزنش نکنید

اولین وسوسه ای که باید در مقابلش مقاومت کنید، سرزنش فرد یا چیزی است که آن را مقصر می دانید. از آنجایی که فقط شما دو نفر در این موضوع دخیل هستید و تصمیم می گیرید، به طرز قهرمان منشانه ای همه تقصیرها را گردن خودتان بیندازید یا کلا او را سرزنش کنید. هرگز نباید فکر کنید که این جدایی لزوما تقصیر کسی بوده است. بهتر است نقش سرنوشت را هم در این میان بپذیرید؛ زیرا در درازمدت واقعا اهمیت ندارد که تقصیر چه کسی بوده است.

نپرسید چرا

وقتی رابطه ای به پایان می رسد، «چطور» بیشتر از «چرا» اهمیت دارد: چطور باید از هم جدا شویم تا بتوانیم بدون زخم یا پشیمانی به زندگی مان ادامه دهیم؟ اگر هر دوی شما دقیقا احساساتتان را بیان کنید، متوجه می شوید که مشکل کجا بوده است و احتمالا در آینده باید چه تفاوت هایی در خودتان ایجاد کنید. چرایی این داستان ممکن است در طول زمان محو شده یا فقط موضوع خوبی برای درمانگران باشد.

پس بهتر است «چرا» را که متعلق به گذشته است، رها کرده و در حال زندگی کنید. اگر این اولین باری نیست که از کسی جدا می شوید، این فرصت را به خود بدهید که در خلوت، الگوی روابطتان برای انتخاب همسر را بررسی کنید. آیا همیشه الگویی تکراری در رابطه دارید؟ بسیاری از افراد، معمولا خیلی زود، بالاخره وارد یک آشنایی دیگر می شوند. به احتمال زیاد شما هم می خواهید وارد آشنایی جدیدی شوید؛ پس دانستن الگوهای تکراری تان می تواند کمک تان کند تا از تکرار اشتباهات قبلی پرهیز کنید.

مراقب تله های عاطفی باشید

در مسیر شما تله هایی خطرناک وجود دارند که قلب یا رگ گردنتان را مستقیما نشانه می روند و بخش هوشمند و رشد یافته شما را کاملا نادیده می گیرند. بهتر است حداقل تا یک سال ترانه های خاطره انگیزتان را در تنهایی گوش ندهید. به این فکر کنید که چرا از هم جدا شدید و اینکه آیا چیزی تغییر کرده است یا قرار است تغییر کند؛ اما خودتان را در وضعیتی نامعلوم قرار ندهید؛ همچنین، رفتن به رستوران، پارک یا مکان های خاطره انگیزی را فراموش کنید.

به این فکر کنید که چرا از هم جدا شدید و اینکه آیا چیزی تغییر کرده است یا قرار است تغییر کند؛ اما خودتان را در وضعیتی نامعلوم قرار ندهید

با هم دوست نمانید

«دیگر عشقی بین ما نیست... ولی بیا با هم همکار/ دوست خانوادگی/ یک آشنای ساده و... بمانیم.» جمله ای وسوسه انگیز است؛ زیرا برای شما این عبارت، کورسویی از امید است که شاید انتهای آن، رابطه ای دوباره باشد؛ در حالی که این، یک تله بزرگ و توجیهی برای فرار از تنهایی یا جدایی تان است؛ پس آن را رها کنید و دنبال دردسر نگردید.

زاغ سیاه چوب نزنید

طرفتان بدون شما چه کار می کند؟ مشکلش حل شد یا نشد؟ و از همه مهم تر، با چه کسی در ارتباط است؟ این تمایل در شما وجود دارد که به اصطلاح، زاغ سیاه کسی را چوب بزنید که زمانی او را برای خود می دانستید اما بدانید جاسوسی در کارهای کسی که دیگر با او رابطه ای ندارید، اهانت آمیز و ویرانگر است؛ پس بیرون خانه اش کشیک ندهید، به محل کارش زنگ نزنید، صفحه مجازی اش را چک نکنید، از دوستان در مورد او سوال نکنید یا اینکه با او تماس نگیرید و قطع کنید.

باید و نبایدهای بعد از پایان نامزدی

التماس نکنید

اگر قرار بود طرف مقابلتان برگردد، از اول نمی رفت؛ البته اگر آقا هستید، قضیه کمی متفاوت است؛ می توانید یکی دو بار از او خواهش کنید که برگردد؛ زیرا در بسیاری از مواقع، رفتن و قهر کردن، سیاست خانم ها برای مطرح کردن یک درخواست جدی است؛ اما اگر مشاهده کردید که اینطور نیست، بهتر است به اصطلاح، دور این رابطه را خط بکشید و بدانید که التماس کردن بی فایده است. این کار مثل این می ماند که از او بخواهید بیشتر از این قلبتان را خرد و خاکشیر کند. یادتان باشد زندگی بدون او هم می تواند جریان داشته باشد؛ فقط باید کمی صبر کنید تا ببینید.

 نامزدی مجدد فعلا ممنوع

یکی از رایج ترین و البته خطرناکترین اشتباهات افراد بعد از شکست در یک رابطه همین است. وقتی از کسی جدا می شویم، خلأ وحشتناکی زندگی مان را فرا می گیرد و به همین دلیل معمولا به سمت رابطه جدیدی متمایل می شویم و اگر از نفر قبل کینه داشته باشیم، این بهترین راه برای ضربه زدن به اوست؛ اما مطمئنا هیچ کس این را نمی خواهد؛ زیرا قبل از فرد مقابل، خود فرد است که از یک رابطه نسنجیده آسیب جدی می بیند.

از این گذشته، فرد پس از پایان تلخ یک رابطه به زمان نیاز دارد تا با خود خلوت کند و با انجام مراحل سوگواری، به طور کامل از این زخم رها شود. همچنین گذشت زمان، برای کنار رفتن احساسات سطحی و بررسی رابطه قبلی با درایت و درس گرفتن از این تجربه برایش لازم است تا بتواند از اشتباهات و شکست های آینده جلوگیری کند.

بدگویی ممنوع

بهترین کاری که می توانید انجام دهید، حفظ شأن و شخصیت خودتان است؛ سعی کنید سرافراز از این قضیه بگذرید. زمانی می رسد که دیگر صحبت کردن درباره این شکست موردی ندارد. درست است که تجربه ای سخت بود اما هر چه بیشتر بر روی دل شکستگی تان تمرکز کنید، بیشتر احساس ناامیدی و بیچارگی کرده و با این کار، خودتان را به عنوان یک آدم بیچاره به دیگران معرفی می کنید. اگر احساس می کنید به شما بسیار ظلم شده است، نزد مشاور بروید و دلتان را خالی کنید؛ اما این کار را برای هر کسی انجام ندهید.



تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 | 19:34 | نویسنده : baratian mahdi
ویژگی‌های یک مرد خوب
 

فهمیدن اینكه چه مردی، مرد زندگی است كمی زمان می‌برد. پس با نشانه‌های یك مرد خوب آشنا شوید و ببینید كه طرف مقابل تان این ویژگی ها را دارد یا نه. این نکته را هم بگوییم که شناخت همه این ویژگی ها در مرحله آشنایی ممکن نیست اما می توانید تعدادی از آنها را در طرف مقابل تشخیص دهید و هرچه بیشتر این ویژگی ها را داشت، به او اطمینان بیشتری کنید.

ویژگی‌های یک مرد خوب



نشانه اول؛ احترام



احترام موضوعی است كه در صدر جدول خوشبختی قرار دارد و خودش را به هزار و یك جلوه نشان می‌دهد و البته احترام یك موضوع 2جانبه است؛ موضوعی كه هم شما باید برای رعایت‌كردنش تلاش كنید و هم همسرتان باید در رفتارهایش آن ‌را نشان دهد. اگر می‌خواهید بدانید احترام در رابطه میان شما و نامزد‌تان جایی دارد، می‌توانید از نشانه‌های زیر كمك بگیرید.



1.اهل سازش است و به خاطر منافع مشترك‌تان كوتاه می‌آید.

او گذشت‌های شما را می‌بیند و برای كم كردن فشار روی شما و ارتباط‌تان، گاهی از خواسته‌هایش می‌گذرد. به احساسات و نگرانی‌های شما گوش می‌كند و بدون نصیحت كردن یا رنجیدن، برای درك كردن‌شان تلاش می‌كند.


2.می‌داند كه یك آدم بی‌عیب و نقص نیستید اما شما را همان‌طور كه هستید دوست دارد و با دیگران مقایسه‌تان نمی‌كند. برای نظر‌های شما ارزش قائل است؛ قبل از هر تصمیم اساسی‌ای، نظر شما را می‌پرسد و با تك‌روی سعی نمی‌كند حرف خودش را به كرسی بنشاند.


3.وقتی موفقیتی به دست می‌آورید با تمام وجود برای‌تان خوشحال می‌شود و سعی می‌كند زمینه را برای موفقیت‌های آینده‌تان فراهم كند.


4.احترام فقط در لحن خوب و رفتار پرمحبت خودش را نشان نمی‌دهد. پس اول ببینید كه نامزد‌تان نشانه‌های بالا را در رفتارهایش نشان می‌دهد یا خیر و بعد وجود آن‌ها را در رفتارهای خودتان بررسی كنید.


مهم نیست كه از نظر بقیه فردی كه انتخاب كرده‌اید چقدر شگفت‌انگیز یا ایده‌آل است، مهم این است كه این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیك باشد و البته اینكه از مرزبندی‌ها و خط قرمز‌های‌تان هم عبور نكند




نشانه دوم: اولویت‌های مشترك



همه ما ایده‌آل‌هایی در ذهن‌مان داریم كه از بچگی، ‌وقتی صحبت ازدواج در آینده می‌آید، در ذهن‌مان چرخ می‌زنند. از ویژگی‌های ظاهری‌ای مثل قد و وزن گرفته تا شرایط مالی، تحصیلات و خصلت‌های رفتاری. اولویت‌گذاری آدم‌ها برای این ویژگی‌ها یكسان نیست. یكی به شأن اجتماعی اهمیت بیشتری می‌دهد و یكی به خلق‌وخو؛ یكی خانواده برایش مهم است و یكی هم پول.


1.برای انتخاب همسر، به الگوهای دیگران نگاه نكنید و سعی كنید كه این موضوعات مهم را از نظر خودتان دسته‌بندی كنید.


2.مهم نیست كه از نظر بقیه فردی كه انتخاب كرده‌اید چقدر شگفت‌انگیز یا ایده‌آل است، مهم این است كه این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیك باشد و البته اینكه از مرزبندی‌ها و خط قرمز‌های‌تان هم عبور نكند.


3.اگر به یك مورد خاص فكر می‌كنید و برای ازدواج فردی را بررسی می‌كنید، اول 10 ویژگی مهمی كه برای‌تان در اولویت قرار دارند را روی كاغذ بیاورید و بعد در مورد ایده‌آل بودن یا نبودن این فرد تصمیم بگیرید. حتی اگر او 7 ویژگی از این 10 تا را داشته باشد، می‌تواند یك همسر مناسب برای شما باشد. تا اینجای كار 50 درصد مشكل حل شده. حالا وقت آن است كه از این همسر آینده هم بخواهیم اولویت‌هایش را روی كاغذ بنویسد و ببیند كه آیا شما هم می‌توانید همسر اید‌آلی برایش باشید یا نه!



نشانه سوم: از خط قرمز‌ها نمی‌گذرد


در هر ارتباطی خط قرمز‌هایی هست كه شكسته شدن‌شان همه چیز را به هم می‌ریزد و البته محدودیت‌های همه ارتباط‌ها مثل هم نیستند. وقتی هم كه پای زندگی مشترك به میان بیاید، خط قرمز‌ها پیچیده‌تر و گاهی هم غیرقابل عبورتر می‌شوند و به همین دلیل یكی از اصلی‌ترین نشانه‌هایی كه به شما می‌گوید یك مرد، همسر ایده‌آل شماست، احترام به همین خط قرمز‌هاست. این خطوط قرمز ممکن است حریم روابط کلامی و فیزیکی، صداقت، حریم خانواده، رازداری و... باشد.


1.بعضی از خط قرمز‌ها در همه ارتباط‌ها مثل هم هستند و بعضی‌های دیگر هم تنها در مورد زندگی مشترك شما صادق هستند. پس اگر او می‌خواهد برای‌تان بهترین همسر دنیا باشد، باید هر دوی این مسیرهای ممنوعه را بشناسد و به آنها احترام بگذارد.


2.یك همسر ایده‌آل نباید تنها و تنها از مسیرهایی كه خودش درست می‌داند عبور كند بلكه باید نگاهی به مفهوم درست در ذهن شما بیندازد و در صورتی كه می‌بیند انجام یك كار به تصور ذهنی شما در موردش آسیب می‌زند، از انجام دادنش دست بردارد.


3.شما هم در این مورد یك وظیفه دارید. درست است كه بسیاری از این مرزبندی‌ها جزو كلیشه‌هایی هستند كه همه مردها از آن باخبرند اما اگر مورد دیگری در ذهن‌تان وجود دارد، انتظار نداشته باشید كه مرد‌تان آن را حدس بزند بلكه با توضیح آن موضوع و بیان دلایل‌تان، اهمیت این خط قرمز را بازگو كنید و از او بخواهید كه به این محدودیت احترام بگذارد.



همه ما دوست داریم بهترین باشیم و اگر مقابل فردی بنشینیم كه دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعی‌مان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شكست‌های‌مان را در مقابلش پنهان كنیم. اما در یك رابطه ایده‌آل شما هیچ نیازی به پنهان كردن خود واقعی‌تان نخواهید داشت




نشانه چهارم: اجازه می‌دهد خودتان باشید



همه ما دوست داریم بهترین باشیم. بهتر از چیزی كه هستیم و حتی بهتر از چیزی كه در توان‌مان هست. به خصوص اگر مقابل فردی بنشینیم كه دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را به‌مراتب بهتر از خود واقعی‌مان جلوه دهیم و ضعف‌ها و شكست‌های‌مان را در مقابلش پنهان كنیم. اما در یك رابطه ایده‌آل شما هیچ نیازی به پنهان كردن خود واقعی‌تان نخواهید داشت.



1.می‌دانید او شما را همان‌طور كه هستید دوست دارد و حتی اگر هزار زن قدرتمند‌تر و داناتر از شما مقابلش ظاهر شوند، ‌باز هم شما را انتخاب می‌كند.


2.این حس به شما اعتماد به نفس می‌دهد و نمی‌گذارد كه با حسادت، ترس‌ها و بی‌اعتمادی‌های بی‌مورد یا احساس ناامنی، زندگی مشترك‌تان را خراب كنید.


ویژگی‌های یک مرد خوب



نشانه پنجم: از شما دفاع می‌كند




گرچه بهترین حالت ممكن این است كه ازدواج شما همه را خوشحال كند و كوچك‌ترین سردی و مشكلی در این مسیر پیش نیاید اما نباید فراموش كنید كه این حالت رویایی همیشه هم اتفاق نمی‌افتد. تفاوت‌های خانوادگی، تفاوت در انتظارها و سبك زندگی و بسیاری عوامل دیگر می‌تواند انتقاد دیگران را متوجه شما و تصمیم مشترك‌تان كند.


1.اگر او همسر ایده‌آل شما باشد، با شنیدن این داوری‌ها و گوشه كنایه‌ها از تصمیمش دلسرد نمی‌شود و برای راضی كردن دیگران، به فكر تغییر برنامه‌هایش نمی‌افتد.


2.شاید شما 2 نفر با گرفتن یك تصمیم مشترك بتوانید راه را برای این ازدواج هموارتر كنید اما یك مرد ایده‌آل هرگز بار این تغییرات را به دوش شما نمی‌اندازد و با قرار دادن‌تان در برابر دیگران، به‌دنبال حاشیه امنی برای خودش نمی‌گردد.




نشانه ششم: حس‌تان به شما می‌گوید...



حتی اگر او تمام نشانه‌هایی كه یك همسر ایده‌آل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست كه او مردی است كه برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فكر كنید كه چه حسی درباره این مرد دارید.


آیا هر زمان كه او را می‌بینید احساس شوق و هیجان سراغ‌تان می‌آید؟ آیا بعد از هر دیدار، با اشتیاق منتظر گذاشتن قرار بعدی می‌مانید؟ آیا وقتی صحبت از ازدواج می‌شود، دل‌تان می‌خواهد كه زود همه‌چیز جفت‌وجور شود و برای همیشه در كنار او باشید؟



اگر پاسخ شما به این سوال‌ها منفی است اما وقتی دو‌دو‌تا چهارتا می‌كنید، می‌بینید كه او ایرادی ندارد كه بخواهید به خاطرش از ازدواج صرف‌نظر كنید، ‌دست نگه‌دارید!


حسی كه شما باید به همسر آینده‌تان داشته باشید، بسیار مهم است ، حسی كه اگر نباشد، ‌با وجود تمام ویژگی‌های مثبت هم نمی‌تواند شما را به ماندن در یك زندگی دلگرم كند.



  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ